صٓ ۚ وَٱلْقُرْءَانِ ذِى ٱلذِّكْرِ ﴿١﴾
آخرتشان به آنها نفع میرساند سوگند یاد فرمود، که امر آنگونه که این مشرکان گمان میکنند نیست که الله شریکانی دارد
خانه›تفسیر›ص (٣٨)
مکی · ٨٨ آیه
صٓ ۚ وَٱلْقُرْءَانِ ذِى ٱلذِّكْرِ ﴿١﴾
آخرتشان به آنها نفع میرساند سوگند یاد فرمود، که امر آنگونه که این مشرکان گمان میکنند نیست که الله شریکانی دارد
بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى عِزَّةٍۢ وَشِقَاقٍۢ ﴿٢﴾
اما کافران در تعص بو رویگردانی از یگانگی الله، ودشمنی وستیزهجویی با محمد صلی الله علیه وسلم هستند. كم أهلكنا من قبلهم من قرن فنادوا ولا ت حين مناص
كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍۢ فَنَادَوا۟ وَّلَاتَ حِينَ مَنَاصٍۢ ﴿٣﴾
پیش از اینها چه بسیار نسلهایی را که چون رسولانشان را تکذیب کردند نابود کردیم وهنگام نزول عذاب برای طلب یاری به فریاد خواندند، اما زمان رهایی آنها از عذاب نبود که یاری خواستن از آن سودی برایشان برساند
وَعَجِبُوٓا۟ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌۭ مِّنْهُمْ ۖ وَقَالَ ٱلْكَـٰفِرُونَ هَـٰذَا سَـٰحِرٌۭ كَذَّابٌ ﴿٤﴾
وچون رسولی از خودشان نزدشان آمده که آنها را از عذاب الله در صورتیکه بر کفرشان ادامه دهند میترساند تعجب میکنند، وکافران هنگامیکه دلایل راستگویی آنچه محمد صلی الله علیه وسلم آورده بود را دیدند گفتند: این مردی ساحر است که مردم را سحر میکند، ودر این ادعا که فرستادهای از جانب الله است وبه او وحی میشود بسیار دروغگو است
أَجَعَلَ ٱلْـَٔالِهَةَ إِلَـٰهًۭا وَٰحِدًا ۖ إِنَّ هَـٰذَا لَشَىْءٌ عُجَابٌۭ ﴿٥﴾
آیا این مرد معبودان متعدد را معبودی یگانه قرار داده است؟! بهراستیکه این کارش در نهایت شگفتی است
وَٱنطَلَقَ ٱلْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ ٱمْشُوا۟ وَٱصْبِرُوا۟ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمْ ۖ إِنَّ هَـٰذَا لَشَىْءٌۭ يُرَادُ ﴿٦﴾
سران وبزرگانشان راه افتادند وبه پیروان خویش گفتند: بر آنچه که بودید ادامه دهید، ودر دین محمد وارد نشوید، وبر عبادت معبودهایتان استواری کنید، زیرا عبادت یک معبود که محمد شما را بهسوی آن فرا میخواند کاری از پیش طراحی شده است که میخواهد با آن بر ما برتری یابد وما پیروانش باشیم
مَا سَمِعْنَا بِهَـٰذَا فِى ٱلْمِلَّةِ ٱلْـَٔاخِرَةِ إِنْ هَـٰذَآ إِلَّا ٱخْتِلَـٰقٌ ﴿٧﴾
یگانگی الله را که محمد ما را به آن فرامیخواند نه در آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم شنیدهایم، ونه در آیین عیسی؛ واین را که از او شنیدیم جز دروغ وافترا نیست
أَءُنزِلَ عَلَيْهِ ٱلذِّكْرُ مِنۢ بَيْنِنَا ۚ بَلْ هُمْ فِى شَكٍّۢ مِّن ذِكْرِى ۖ بَل لَّمَّا يَذُوقُوا۟ عَذَابِ ﴿٨﴾
آیا سزاوار است که از میان ما قرآن بر او نازل، وبه او اختصاص داده شود، وبر ما که سران وبزرگان هستیم نازل نشود. بلکه این مشرکان از وحیی که بر تو نازل میشود در شک وتردید هستند، وهنوز عذاب الله را نچشیدهاند، واز مهلتدادهشدن به آنها فریب خوردهاند، واگر عذاب الله را میچشیدند هرگز بر کفر و شرک به الله وتردید در آنچه بر تو وحی میشود گستاخی نمیکردند. صفحه ۱ از ۱۰ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
أَمْ عِندَهُمْ خَزَآئِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ ٱلْعَزِيزِ ٱلْوَهَّابِ ﴿٩﴾
مگر نزد این مشرکان تکذیب کننده، گنجینههای بخشش پروردگارت است، همان ذات شکستناپذیری که هیچکس بر او چیره نمیشود، ذاتیکه آنچه بخواهد برای هرکس بخواهد میبخشد، ویکی از گنجینههای بخشش او نبوت است، که آن را به هرکس بخواهد میبخشد، وهرگز در اختیار اینها نیست که آن را به هرکس بخواهند بدهند واز هرکس بخواهند بازدارند
أَمْ لَهُم مُّلْكُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ فَلْيَرْتَقُوا۟ فِى ٱلْأَسْبَـٰبِ ﴿١٠﴾
یا فرمانروایی آسمانها وزمین وآنچه در میان آن دو وجود دارد برای آنها است؟ تا این حق را به آنها بدهد که ببخشند ومحروم کنند؟ اگر این ادعا را دارند پس اسباب رساننده به آسمان را برگیرند تا بر حکم به محروم کردن یا بخشیدنی که اراده میکنند قدرت یابند، حال آنکه هرگز نمیتوانند این کار را انجام دهند
جُندٌۭ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌۭ مِّنَ ٱلْأَحْزَابِ ﴿١١﴾
این تکذیب کنندگان محمد صلی الله علیه وسلم لشکری شکستخورده هستند همانند لشکریان پیشین که رسولانشان را تکذیب کردند
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢ وَعَادٌۭ وَفِرْعَوْنُ ذُو ٱلْأَوْتَادِ ﴿١٢﴾
اینها نخستین تکذیب کننده نیستند؛ زیرا پیش از آنها قوم نوح، وعاد وفرعون که میخهایی داشت وبا آنها مردم را عذاب میکرد نیز تکذیب کردند
وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍۢ وَأَصْحَـٰبُ لْـَٔيْكَةِ ۚ أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلْأَحْزَابُ ﴿١٣﴾
وثمود وقوم لوط وقوم شعیب تکذیب کردند، اینها همان احزابی هستند که بر تکذیب رسولانشان وکفر به آنچه رسولان آوردند گروه گروه شدند
إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ ﴿١٤﴾
تمام این گروهها رسولان را تکذیب کردند، آنگاه عذاب الله بر آنها سزاوار شد وکیفرش به آنها رسید هر چند تا مدتی به تأخیر افتاد
وَمَا يَنظُرُ هَـٰٓؤُلَآءِ إِلَّا صَيْحَةًۭ وَٰحِدَةًۭ مَّا لَهَا مِن فَوَاقٍۢ ﴿١٥﴾
واین تکذیب کنندگان محمد صلی الله علیه وسلم انتظار نمیبرند مگر آنگاه که برای بار دوم در صور دمیده شود که هیچ بازگشتی در آن نیست، واگر بر تکذیب محمد صلی الله علیه وسلم بمیرند عذاب بر آنها واقع میشود
وَقَالُوا۟ رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ ٱلْحِسَابِ ﴿١٦﴾
واز روی تمسخر گفتند: پروردگارا، سهم ما از عذاب را قبل از روز قیامت در زندگی دنیا عاجل به ما بده
ٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلْأَيْدِ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ ﴿١٧﴾
ای رسول- در برابر سخنان این تکذیب کنندگان که مورد پسند تو نیست شکیبایی کن، وبندۀ ما داود صاحب قدرت در پیکار با دشمنانش وشکیبا بر طاعت الله را به یاد آور، بهراستیکه او بسیار بازگشت کننده بهسوی الله با توبه، وعمل به آنچه او تعالی را راضی میسازد بود. صفحه ۲ از ۱۰ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
إِنَّا سَخَّرْنَا ٱلْجِبَالَ مَعَهُۥ يُسَبِّحْنَ بِٱلْعَشِىِّ وَٱلْإِشْرَاقِ ﴿١٨﴾
ما کوهها را برای داود مسخر ساختیم که همراه او در پایان روز واول روز هنگام اشراق تسبیحلمیگفتند
وَٱلطَّيْرَ مَحْشُورَةًۭ ۖ كُلٌّۭ لَّهُۥٓ أَوَّابٌۭ ﴿١٩﴾
وپرندگان را مهارشده در هوا مسخر کردیم، که همگی آنها فرمانبردارانه وبه پیروی از او تسبیح میگفتند
وَشَدَدْنَا مُلْكَهُۥ وَءَاتَيْنَـٰهُ ٱلْحِكْمَةَ وَفَصْلَ ٱلْخِطَابِ ﴿٢٠﴾
وپادشاهیاش را با هیبت ونیرو وپیروزی بر دشمنان که به او بخشیدیم تقویت کردیم، ونبوت ودرستی در امور را به او بخشیدیم، ودر هر مبحثی بیانی درست، و کلام وحکم فیصله کننده به او عطا کردیم
۞ وَهَلْ أَتَىٰكَ نَبَؤُا۟ ٱلْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا۟ ٱلْمِحْرَابَ ﴿٢١﴾
ای رسول- آیا خبر دو نزاعکننده آنگاه که بر (دیوار) عبادتگاه داود علیه السلام بالا رفتند به تو رسیده است
إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ ۖ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ ۖ خَصْمَانِ بَغَىٰ بَعْضُنَا عَلَىٰ بَعْضٍۢ فَٱحْكُم بَيْنَنَا بِٱلْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَٱهْدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ ﴿٢٢﴾
که ناگهانی نزد داود علیه السلام وارد شدند، واو از ورود آنها نزد خودش به صورت ناگهانی وبه این طریق غیر طبیعی ترسید، ووقتی به ترس او پی بردند گفتند: نترس، زیرا ما دو طرف دعوا هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده است، پس به عدالت میان ما داوری کن، ودر داوریت بر ما ستم روا مدار، وما را به راه راست ودرست راهنمایی کن
إِنَّ هَـٰذَآ أَخِى لَهُۥ تِسْعٌۭ وَتِسْعُونَ نَعْجَةًۭ وَلِىَ نَعْجَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِى فِى ٱلْخِطَابِ ﴿٢٣﴾
یکی از طرفین دعوا به داود علیه السلام گفت: این مرد برادرم است، که نود ونه میش دارد، ومن فقط یک میش دارم، واز من خواسته که تنها میشم را به او بدهم، ودر سخنوری واستدلال بر من چیره شده است
قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦ ۖ وَإِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْخُلَطَآءِ لَيَبْغِى بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ وَقَلِيلٌۭ مَّا هُمْ ۗ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّـٰهُ فَٱسْتَغْفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّ رَاكِعًۭا وَأَنَابَ ۩ ﴿٢٤﴾
داود علیه السلام میان آن دو حکم کرد وخطاب به شاکی گفت: قطعا برادرت که از تو خواسته میش خود را بر میشهایش بیفزایی بر تو ستم کرده است، و بهراستیکه بسیاری از شریکان با گرفتن حق شریک ورعایت نکردن انصاف، بر یکدیگر ستم میکنند، مگر مؤمنانی که اعمال صالح انجام میدهند که آنها در برابر شریکان خود انصاف را رعایت میکنند وبر آنها ستم روا نمیدارند، وچنین شریکانی اندک هستند، وداود یقین پیدا کرد که ما با این خصومت او را آزمودهایم، پس از پروردگارش طلب آمرزش کرد وبرای نزدیکیجستن به الله تعالی به سجده افتاد، وبهسوی او توبه کرد
فَغَفَرْنَا لَهُۥ ذَٰلِكَ ۖ وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلْفَىٰ وَحُسْنَ مَـَٔابٍۢ ﴿٢٥﴾
آنگاه دعایش را پذیرفتیم واو را بخشیدیم، وبهراستیکه او نزد ما از مقربان بود، ودر آخرت سرنوشت نیکویی دارد. صفحه ۳ از ۱۰ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
يَـٰدَاوُۥدُ إِنَّا جَعَلْنَـٰكَ خَلِيفَةًۭ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱحْكُم بَيْنَ ٱلنَّاسِ بِٱلْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ ٱلْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ ۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۢ بِمَا نَسُوا۟ يَوْمَ ٱلْحِسَابِ ﴿٢٦﴾
ای داود، بهراستیکه ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم که احکام وقضایای دینی ودنیوی را اجرا میکنی، پس به عدالت میان مردم داوری کن، ودر این راه از هوس پیروی نکن؛ اینگونه که بهسبب خویشاوندی، یا دوستی بهسوی یکی از دو طرف دعوی تمایل پیدا کنی، یا بهسبب دشمنی از او روی گردانی، وهوس، تو را از راه راست الله بازدارد، زیرا کسانیکه از راه راست الله گمراه میشوند بهسبب اینکه روز قیامت را فراموش میکنند عذابی سخت دارند؛ زیرا اگر این روز را به یاد میآوردند واز آن میترسیدند بهطور قطع به هوسهایشان بازنمیگشتند
وَمَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَآءَ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَـٰطِلًۭا ۚ ذَٰلِكَ ظَنُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ۚ فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنَ ٱلنَّارِ ﴿٢٧﴾
وآسمان وزمین را بیهوده نیافریدیم، این گمان کسانی است که کفر ورزیدند. پس وای بر این کافران که این گمان را میبرند از عذاب جهنم در روز قیامت اگر بر حال کفر وگمان بدی که بر الله دارند بمیرند
أَمْ نَجْعَلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ كَٱلْمُفْسِدِينَ فِى ٱلْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ ٱلْمُتَّقِينَ كَٱلْفُجَّارِ ﴿٢٨﴾
کسانی را که به الله ایمان آوردهاند واز رسولش پیروی کردهاند واعمال صالح انجام دادهاند هرگز مانند کسانیکه با کفر وگناهان در زمین فساد برپا کردهاند قرار نخواهیم داد، وپرهیزگاران که اوامر پروردگارشان را اجرا واز نواهیاش اجتناب میکنند را مانند کافران ومنافقان غوطهور در گناهان قرار نمیدهیم؛ زیرا یکسان قراردادن این دو، ستمی است که سزاوار الله نیست، بلکه الله مؤمنان پرهیزگار را به ورود به بهشت پاداش میدهد، وکافران بدبخت را با ورود به آتش کیفر میکند؛ زیرا آنها نزد الله یکسان نیستند، در نتیجه جزای یکسانی نزد او تعالی ندارند
كِتَـٰبٌ أَنزَلْنَـٰهُ إِلَيْكَ مُبَـٰرَكٌۭ لِّيَدَّبَّرُوٓا۟ ءَايَـٰتِهِۦ وَلِيَتَذَكَّرَ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَـٰبِ ﴿٢٩﴾
بهراستیکه این قرآن کتابی پر خیر ومنفعت است که آن را بهسوی تو نازل کردیم، تا مردم در آیاتش بیندیشند ودر معانیاش تفکر کنند، وبه این هدف که اشخاص تیزهوش وروشنفکر از آن پند گیرند
وَوَهَبْنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيْمَـٰنَ ۚ نِعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ ﴿٣٠﴾
وبه احسان ولطفی از جانب خویش بر داود، پسرش سلیمان را به او بخشیدیم تا چشم داود به او روشن شود. سلیمان بندۀ نیکویی بود؛ زیرا بسیار توبهکننده و بازگشتکننده بهسوی الله بود
إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِٱلْعَشِىِّ ٱلصَّـٰفِنَـٰتُ ٱلْجِيَادُ ﴿٣١﴾
به یاد آور آنگاه که عصرهنگام اسبهای اصیل وچابک، که بر سه پا میایستادند، وچهارمی را بالا میآوردند بر او عرضه شد، واین اسبهای اصیل پیوسته تا غروب خورشید بر او عرضه میشد
فَقَالَ إِنِّىٓ أَحْبَبْتُ حُبَّ ٱلْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّى حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِٱلْحِجَابِ ﴿٣٢﴾
پس سلیمان علیه السلام گفت: بهراستیکه من محبت مال- از جمله این اسبها- را بر یاد پروردگارم ترجیح دادم تا اینکه خورشید غروب کرد ونماز عصر را به تأخیر انداختم
رُدُّوهَا عَلَىَّ ۖ فَطَفِقَ مَسْحًۢا بِٱلسُّوقِ وَٱلْأَعْنَاقِ ﴿٣٣﴾
این اسبها را نزد من بیاورید، پس آنها را نزد او آوردند، آنگاه شروع به زدن بر ساقها وگردنهایشان با شمشیر کرد. صفحه ۴ از ۱۰ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر ولقد فتنا سليمن وألقينا عل كرسيه جسدا ثم أناب
وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَـٰنَ وَأَلْقَيْنَا عَلَىٰ كُرْسِيِّهِۦ جَسَدًۭا ثُمَّ أَنَابَ ﴿٣٤﴾
همانا سلیمان را آزمودیم وشیطانی را بر تخت حكمرانى او انداختیم، که در قالب انسان ظاهر شده ومدت کوتاهى حكمران مملكتش بود، سپس الله متعال، مملكتش را به سلیمان بازگرداند ووی را بر شیاطین چيره ساخت
قَالَ رَبِّ ٱغْفِرْ لِى وَهَبْ لِى مُلْكًۭا لَّا يَنۢبَغِى لِأَحَدٍۢ مِّنۢ بَعْدِىٓ ۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْوَهَّابُ ﴿٣٥﴾
سلیمان گفت: پروردگارا، گناهانم را بیامرز، وحکومتی ویژۀ خودم برای من عطا کن، که برای هیچیک از مردم پس از من نباشد، زیرا - پروردگارا- تو بسیار عطا کننده وبسیار بخشنده هستی
فَسَخَّرْنَا لَهُ ٱلرِّيحَ تَجْرِى بِأَمْرِهِۦ رُخَآءً حَيْثُ أَصَابَ ﴿٣٦﴾
پس دعایش را اجابت کردیم وباد را رام او ساختیم که از فرمانش اطاعت میکرد، وبا وجود شدت وسرعت زیادی که داشت، نرم وبدون هیچ لرزشی، او را به هرجا میخواست میبرد
وَٱلشَّيَـٰطِينَ كُلَّ بَنَّآءٍۢ وَغَوَّاصٍۢ ﴿٣٧﴾
وشیاطین را برایش رام کردیم که به فرمان او عمل میکردند، برخی از آنها بنا، وبرخی از آنها غواصانی بودند که در دریاها غواصی میکردند واز آنها مروارید استخراج میکردند
وَءَاخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِى ٱلْأَصْفَادِ ﴿٣٨﴾
وبرخی شیاطین سرکش را که در زنجیرها بسته بودند ونمیتوانستند حرکتی داشته باشند، برایش رام کردیم
هَـٰذَا عَطَآؤُنَا فَٱمْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍۢ ﴿٣٩﴾
ای سلیمان، این عطای ماست که برای اجابت دعای تو که آن را از ما خواستی برایت بخشیدیم، پس به هرکس میخواهی عطا کن، واز هرکس میخواهی بازدار، زیرا در هیچ اعطا یا منعی مورد محاسبه قرار نخواهی گرفت. وإن له عندنا لزلف وحسن مٔاب
وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلْفَىٰ وَحُسْنَ مَـَٔابٍۢ ﴿٤٠﴾
وبهراستیکه سلیمان نزد ما از مقربان است، وبازگشتگاه نیکویی یعنی بهشت دارد که بهسوی آن بازمیگردد
وَٱذْكُرْ عَبْدَنَآ أَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ أَنِّى مَسَّنِىَ ٱلشَّيْطَـٰنُ بِنُصْبٍۢ وَعَذَابٍ ﴿٤١﴾
و-ای رسول- بندۀ ما ایوب را به یاد آور آنگاه که پروردگارش الله را چنین خواند: شیطان مرا به کاری رنجآور ودردناک مبتلا کرد
ٱرْكُضْ بِرِجْلِكَ ۖ هَـٰذَا مُغْتَسَلٌۢ بَارِدٌۭ وَشَرَابٌۭ ﴿٤٢﴾
پس به او گفتیم: پایت را بر زمین بکوب، او نیز پایش را بر زمین کوبید، آنگاه آبی از زمین جوشید که از آن مینوشید وبدنش را با آن میشست، وزیان وآسیب از او دور شد. صفحه ۵ از ۱۰ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
وَوَهَبْنَا لَهُۥٓ أَهْلَهُۥ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةًۭ مِّنَّا وَذِكْرَىٰ لِأُو۟لِى ٱلْأَلْبَـٰبِ ﴿٤٣﴾
پس دعایش را اجابت کردیم، وبه رحمتی از جانب خویش، وبه پاداش شکیبایی او، آسیب را از او برطرف ساختیم، وخانوادهاش، وافزون بر آنها مانند آنها از پسران ونوادگان به او بخشیدیم، وتا اشخاص تیزهوش به یاد آورند که سرانجام صبر، گشایش وپاداش است
وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًۭا فَٱضْرِب بِّهِۦ وَلَا تَحْنَثْ ۗ إِنَّا وَجَدْنَـٰهُ صَابِرًۭا ۚ نِّعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌۭ ﴿٤٤﴾
آنگاه که ایوب علیه السلام بر همسرش خشم گرفت، وسوگند یاد کرد که او را با صد ضربه شلاق بزند، به او گفتیم: - ای ایوب- یک دسته از شاخههای باریک بگیر وبا آن او را بزن، بهراستیکه ما او را در برابر مصیبتی که به او رساندیم شکیبا یافتیم. او چه بندۀ نیکویی بود؛ زیرا بسیار بهسوی الله بازمیگشت
وَٱذْكُرْ عِبَـٰدَنَآ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ أُو۟لِى ٱلْأَيْدِى وَٱلْأَبْصَـٰرِ ﴿٤٥﴾
و-ای رسول- بندگان برگزیده ورسولان فرستادهشدۀمان: ابراهیم واسحاق ویعقوب، را به یاد آور که در طاعت الله وطلب خشنودی او تعالی نیرومند، ودر راه حق دارای بینش راستین بودند
إِنَّآ أَخْلَصْنَـٰهُم بِخَالِصَةٍۢ ذِكْرَى ٱلدَّارِ ﴿٤٦﴾
بهراستیکه ما با بخششی ویژه ومختص آنها، یعنی آباد کردن دلهایشان با یاد سرای آخرت وآمادهشدن خودشان برای آن سرا با عمل صالح ودعوت مردم بر این کار بر آنها نعمت بخشیدیم
وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ ٱلْمُصْطَفَيْنَ ٱلْأَخْيَارِ ﴿٤٧﴾
وقطعا نزد ما از کسانی هستند که آنها را برای طاعت وعبادت خویش برگزیدیم، وآنها را برای حمل رسالتل خویش ورساندن آن به مردم انتخاب کردیم
وَٱذْكُرْ إِسْمَـٰعِيلَ وَٱلْيَسَعَ وَذَا ٱلْكِفْلِ ۖ وَكُلٌّۭ مِّنَ ٱلْأَخْيَارِ ﴿٤٨﴾
و-ای پیامبر- اسماعیل پسر ابراهیم، ویس ع، وذوالکفل را به یاد آور، وبه بهترین روش آنها را ستایش کن، که سزاوار این امر هستند، وتمام اینها نزد الله از منتخبان و برگزیدگان هستند
هَـٰذَا ذِكْرٌۭ ۚ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَـَٔابٍۢ ﴿٤٩﴾
این یادی از آنها با ستایش نیکو در قرآن است، وبهراستی کسانیکه با اجرای اوامر واجتناب از نواهی الله، پرهیزگاری میکنند سرانجام خوشی در سرای آخرت دارند
جَنَّـٰتِ عَدْنٍۢ مُّفَتَّحَةًۭ لَّهُمُ ٱلْأَبْوَٰبُ ﴿٥٠﴾
این سرانجام خوش همان بهشتهای جاویدانی است که روز قیامت در آن وارد میشوند، درحالیکه درهای این بهشتها برای استقبال گرم به روی آنها گشوده شده است. متكٔين فيها يدعون فيها بفكهةكثيرة وشراب
مُتَّكِـِٔينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَـٰكِهَةٍۢ كَثِيرَةٍۢ وَشَرَابٍۢ ﴿٥١﴾
بر تختهایی که برایشان آراسته شده تکیه میزنند، واز خدمتکارانشان میخواهند از میوههای فراوان ومتنوعی که به آن اشتها دارند، واز خمر وسایر شرابهایی که مورد پسندشان است به آنها تقدیم کنند. صفحه ۶ از ۱۰ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
۞ وَعِندَهُمْ قَـٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ أَتْرَابٌ ﴿٥٢﴾
آنجا زنانی دارند که فقط بر شوهرانشان چشم میدوزند، وبه دیگران نمینگرند، وهم سن وسال هستند
هَـٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ ٱلْحِسَابِ ﴿٥٣﴾
ای پرهیزگاران- این است پاداش خوش روز قیامت در قبال اعمال صالحی که در دنیا انجام میدادید وبه آن وعده داده میشدید. إن هذا لرزقنا ما له من نفاد
إِنَّ هَـٰذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُۥ مِن نَّفَادٍ ﴿٥٤﴾
پاداش مذکور بهطور قطع رزق ما است که در روز قیامت آن را به پرهیزگاران روزی میدهیم، وروزیای همیشگی است، که نه قطع میشود ونه پایان مییابد
هَـٰذَا ۚ وَإِنَّ لِلطَّـٰغِينَ لَشَرَّ مَـَٔابٍۢ ﴿٥٥﴾
پاداش مذکور پاداش پرهیزگاران است، ومتجاوزان از حدود الله با کفر وگناهان قطعا جزایی مخالف با جزای پرهیزگاران دارند، زیرا بدترین سرانجام را دارند که در روز قیامت بهسوی آن بازمیگردند
جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ ٱلْمِهَادُ ﴿٥٦﴾
این جزا همان جهنم است که آنها را احاطه میکند، واز گرمی وسوزش آن رنج میبرند، وفرشی از آن برایشان است، پس چه فرش بدی دارند. هذا فليذوقوه حميم وغس اق
هَـٰذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌۭ وَغَسَّاقٌۭ ﴿٥٧﴾
این عذاب، آبی بینهایت سوزان وخونابهای جاری از بدنهای جهنمیان که در آن عذاب میشوند است، که باید آن را بیاشامند، این است نوشیدنی آنها که تشنگی را برطرف نمیسازد
وَءَاخَرُ مِن شَكْلِهِۦٓ أَزْوَٰجٌ ﴿٥٨﴾
واز شکل همین عذاب عذابی دیگر دارند؛ زیرا در آخرت با عذابهای گوناگونی مجازات میشوند
هَـٰذَا فَوْجٌۭ مُّقْتَحِمٌۭ مَّعَكُمْ ۖ لَا مَرْحَبًۢا بِهِمْ ۚ إِنَّهُمْ صَالُوا۟ ٱلنَّارِ ﴿٥٩﴾
وچون بر ساکنان جهنم درآیند همانند دشمنان میان آنها فحش وبدگویی رخ میدهد، واز یکدیگر اعلام بیزاری میکنند، وبرخی از آنها میگویند: اینها گروهی از جهنمیان هستند که همراه شما در جهنم درمیآیند، آنگاه به آنها پاسخ میدهند: بدا به حال آنها زیرا همانگونه که ما از عذاب جهنم رنج میبریم آنها نیز رنج میبرند
قَالُوا۟ بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًۢا بِكُمْ ۖ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا ۖ فَبِئْسَ ٱلْقَرَارُ ﴿٦٠﴾
گروه پیروان به سران پیشوای خویش میگویند: - ای سران پیشوا- بلکه بدا به حال خودتان، زیرا شما بودید که با گمراهکردن وفریبدادن ما، باعث رسیدن این عذاب دردناک به ما شدید، وچه جایگاه بدی است اینجا، جایگاه همگی که همان آتش جهنم است. صفحه ۷ از ۱۰ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
قَالُوا۟ رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًۭا ضِعْفًۭا فِى ٱلنَّارِ ﴿٦١﴾
پیروان میگویند: پروردگارا، هرکس پس از اینکه هدایت نزدمان آمد ما را از آن گمراه کرد عذابش را در جهنم دوبرابر کن
وَقَالُوا۟ مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالًۭا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ ٱلْأَشْرَارِ ﴿٦٢﴾
ومتکبران ستمکار میگویند: چرا کسانی را که در دنیا گمان میکردیم بدبخت وسزاوار عذاب هستند همراه خویش در جهنم نمیبینیم
أَتَّخَذْنَـٰهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ ٱلْأَبْصَـٰرُ ﴿٦٣﴾
آیا ما به اشتباه آنها را به تمسخر وریشخند گرفتیم وسزاوار عذاب نبودهاند، یا اینکه تمسخر آنها توسط ما به حق بوده، وآنها وارد جهنم شدهاند، اما چشم ما به آنها نیفتاده است؟! ق
إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّۭ تَخَاصُمُ أَهْلِ ٱلنَّارِ ﴿٦٤﴾
مجادلۀ مذکور کافران با یکدیگر در روز قیامت بهطور قطع حقیقتی است که هیچ شک وتردیدی در آن راه ندارد
قُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ مُنذِرٌۭ ۖ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ ﴿٦٥﴾
ای محمد- به کافران قومت بگو: جز این نیست که من انذار دهندۀ شما از عذاب الله هستم از اینکه عذابش را بهسبب کفر به او وتکذیب رسولانش بر شما واقع کند، وجز الله سبحانه، هیچ معبودی سزاوار عبادت، یافت نمیشود؛ زیرا او در عظمت وصفات واسمهای خویش یگانه است، واو ذات توانایی است که بر همه چیز غلبه دارد، وهمهچیز در برابر او تعالی فروتن است
رَبُّ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ٱلْعَزِيزُ ٱلْغَفَّـٰرُ ﴿٦٦﴾
واو پروردگار آسمانها وزمین وآنچه میان این دو وجود دارد است، ودر فرمانروایی خویش ذات شکستناپذیری است که هیچکس بر او چیره نمیشود، ونسبت به گناهان بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده است. قل هو نبؤا عظيم
قُلْ هُوَ نَبَؤٌا۟ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾
ای رسول- به این تکذیبکنندگان بگو: بهراستیکه قرآن خبری بسیار مهم وبزرگ است. أ نتم عنه معرضون
أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ﴿٦٨﴾
شما از این خبر بسیار مهم وبزرگ روی میگردانید، وبه آن توجه نمیکنید
مَا كَانَ لِىَ مِنْ عِلْمٍۭ بِٱلْمَلَإِ ٱلْأَعْلَىٰٓ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾
من از سخنی که میان فرشتگان در مورد آفرینش آدم رد وبدل میشد هیچ دانشی نداشتم، اگر الله آن را بر من وحی نکرده بود ومرا آگاه نساخته بود
إِن يُوحَىٰٓ إِلَىَّ إِلَّآ أَنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌ ﴿٧٠﴾
الله آنچه را بر من وحی میکند فقط به این منظور است که من انذار دهندهای آشکار برای شما از عذاب او هستم. صفحه ۸ از ۱۰ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ إِنِّى خَـٰلِقٌۢ بَشَرًۭا مِّن طِينٍۢ ﴿٧١﴾
به یاد آور آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: من انسانی یعنی آدم را از گل خواهم آفرید. فإذا سو يته ونفخت فيه من ر وحى فقعوا له سجدين
فَإِذَا سَوَّيْتُهُۥ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا۟ لَهُۥ سَـٰجِدِينَ ﴿٧٢﴾
وهرگاه آفرینش او را کامل کردم، وسیمایش را بیاراستم، واز روح خویش در او دمیدم، در برابر او به سجده بیفتید
فَسَجَدَ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٧٣﴾
پس تمام فرشتگان فرمان پروردگارشان را اجرا کردند، وهمگی سجدۀ بزرگداشت به جای آوردند، وهمگی آنها بر آدم علیه السلام سجده کردند
إِلَّآ إِبْلِيسَ ٱسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلْكَـٰفِرِينَ ﴿٧٤﴾
مگر ابلیس که از سجده تکبر ورزید، وبهسبب تکبر در برابر فرمان پروردگارش از کافران شد
قَالَ يَـٰٓإِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَىَّ ۖ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ ٱلْعَالِينَ ﴿٧٥﴾
الله فرمود: ای ابلیس، چه چیزی تو را از سجده بر آدم که او را به دست خویش آفریدم بازداشت؟! آیا تکبر تو را از سجده بازداشت، یا از قبل دارای تکبر و برتریجویی بر پروردگارت بودی؟!
قَالَ أَنَا۠ خَيْرٌۭ مِّنْهُ ۖ خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍۢ وَخَلَقْتَهُۥ مِن طِينٍۢ ﴿٧٦﴾
ابلیس گفت: من از آدم بهترم، چرا که مرا از آتش واو را از گل آفریده ای. این ادعا به خاطر این بود که گمان می کرد عنصر آتش از گل، گرامی تر است
قَالَ فَٱخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌۭ ﴿٧٧﴾
الله به ابلیس فرمود: از بهشت خارج شو که تو دورشده از رحمت وملامتشده هستی
وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلدِّينِ ﴿٧٨﴾
ورانده شدن از بهشت تا روز جزا، یعنی روز قیامت بر تو باد
قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٧٩﴾
ابلیس گفت: پس به من مهلت بده وتا روزیکه بندگانت را برمیانگیزی مرا نمیران
قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلْمُنظَرِينَ ﴿٨٠﴾
الله فرمود: به تحقیق که تو از مهلتیافتگانی. صفحه ۹ از ۱۰ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْوَقْتِ ٱلْمَعْلُومِ ﴿٨١﴾
تا روزیکه برای نابودیات معین ومشخص شده است. قال فبعز تك لأ غوين هم أ جمعين
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٢﴾
ابلیس گفت: پس به قدرت ونیروی تو سوگند میخورم، که تمام فرزندان آدم را گمراه خواهم کرد
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿٨٣﴾
مگر کسیکه تو او را از گمراهشدن توسط من حفظ کنی وبرای عبادت خویش به تنهایی خالص گردانی
قَالَ فَٱلْحَقُّ وَٱلْحَقَّ أَقُولُ ﴿٨٤﴾
الله تعالی فرمود: حق از من است، ومن حق میگویم، وغیر حق نمیگویم. لأملأ ن جهن م منك ومم نتبعك منهم أ جمعين
لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٥﴾
که روز قیامت جهنم را از تو وتمام کسانی از فرزندان آدم که در کفر از تو پیروی کند پر خواهم کرد
قُلْ مَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍۢ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلْمُتَكَلِّفِينَ ﴿٨٦﴾
ای رسول- به این مشرکان بگو: در قبال پندی که به شما میرسانم پاداشی از شما نمیخواهم، ومن با آوردن بیش از آنچه بر آن فرمان یافتهام خود را به رنج و زحمت نمیاندازم. إ ن هو إ ل اذكر للعلمين
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌۭ لِّلْعَـٰلَمِينَ ﴿٨٧﴾
قرآن جز یادآوری برای انسانهای مکلف وجنهای مکلف نیست. ولتعلمن نبأه بعد حين
وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُۥ بَعْدَ حِينٍۭ ﴿٨٨﴾
وبهطور قطع خبر وراستی این قرآن را پس از زمانی نزدیک که در آن زمان میمیرید خواهید دانست. صفحه ۱۰ از ۱۰ moc.hgelp
دنبال کن · تکرار کن · از حفظ بخوان · بدون ثبتنام