الٓمٓصٓ ﴿١﴾
كتب أنزل إليك فلا يكن فى صدرك حرج منهلتنذر به وذكر للمؤمنين
خانه›تفسیر›الأعراف (٧)
مکی · ٢٠٦ آیه
الٓمٓصٓ ﴿١﴾
كتب أنزل إليك فلا يكن فى صدرك حرج منهلتنذر به وذكر للمؤمنين
كِتَـٰبٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلَا يَكُن فِى صَدْرِكَ حَرَجٌۭ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِۦ وَذِكْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿٢﴾
ای رسول- قرآن کریم کتابی است که الله آن را بر تو فرو فرستاده، پس تنگی وشکی از آن در سینۀ تو نباشد، قرآن را بهسوی تو نازل کرد تا مردم را با آن بترسانی، و حجت با آن اقامه شود، وبرای اینکه مؤمنان با آن پند گیرند، زیرا آنها هستند که از پند بهره میبرند
ٱتَّبِعُوا۟ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ ۗ قَلِيلًۭا مَّا تَذَكَّرُونَ ﴿٣﴾
ای مردم- از این کتاب که پروردگارتان بر شما فرو فرستاد، واز سنت پیامبرتان صلی الله علیه وسلم پیروی کنید، واز هوسهای کسانی که آنها را دوستان شیاطین یا علمای سوء میبینید، پیروی نکنید، تا به خاطر آنچه که هوسهای شان بر شما املا میکند، آنچه را بر شما نازل شده است ترک کرده وآنها را به دوستی بگیرید. همانا شما کم پند میپذیرد؛ زیرا اگر پند بگیرید بهطور قطع غیر حق را بر آن ترجیح نخواهید داد، واز آنچه رسولتان صلی الله علیه وسلم آورده پیروی وبه آن عمل خواهید نمود، وغیر آن را ترک خواهید کرد
وَكَم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَـٰهَا فَجَآءَهَا بَأْسُنَا بَيَـٰتًا أَوْ هُمْ قَآئِلُونَ ﴿٤﴾
چه بسیار قریههایی را که وقتی بر کفر وگمراهی خویش پافشاری کردند به عذابمان نابود کردیم، چنانکه عذاب سخت خویش را در حال غفلت آنها، در شب یا روز بر آنها فرو فرستادیم، پس نتوانستند عذاب را از خودشان برطرف سازند، ومعبودهای ادعاییشان نیز عذاب را از آنها برطرف نساختند
فَمَا كَانَ دَعْوَىٰهُمْ إِذْ جَآءَهُم بَأْسُنَآ إِلَّآ أَن قَالُوٓا۟ إِنَّا كُنَّا ظَـٰلِمِينَ ﴿٥﴾
پس از نزول عذاب کاری نکردند جز اینکه به ستم خویش با کفر به الله علیه خودشان اقرار کردند
فَلَنَسْـَٔلَنَّ ٱلَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْـَٔلَنَّ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿٦﴾
بهطور قطع در روز قیامت از امتهایی که رسولانمان را بهسویشان فرستادیم خواهیم پرسید که چه پاسخی به رسولان دادند، واز رسولان علیهم السلام در مورد تبلیغ آنچه به تبلیغش فرمان یافته بودند واز پاسخی که امتهایشان به آنها دادند خواهیم پرسید
فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِم بِعِلْمٍۢ ۖ وَمَا كُنَّا غَآئِبِينَ ﴿٧﴾
بهطور قطع به تمام مخلوقات، اعمالشان را که در دنیا انجام دادند از روی دانشی از جانب خویش بازگو خواهیم کرد، زیرا ما به تمام اعمال آنها آگاه هستیم، و ذرهای از آن بر ما پنهان نمیماند، ودر هیچ زمانی از آنها غایب نبودهایم
وَٱلْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ ٱلْحَقُّ ۚ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ ﴿٨﴾
وسنجش اعمال در روز قیامت بر اساس عدالتی است که هیچ جور وستمی به همراه ندارد، پس هرکس هنگام سنجش، کفۀ نیکیهایش از کفۀ بدیهایش سنگینتر باشد آنها همان کسانی هستند که به مطلوب دست یافته، واز هلاکت ووحشت نجات یافتهاند. صفحه ۱ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
وَمَنْ خَفَّتْ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُم بِمَا كَانُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا يَظْلِمُونَ ﴿٩﴾
وهرکس هنگام سنجش، کفۀ بدیهایش از کفۀ نیکیهایش سنگینتر شود، آنها کسانی هستند که بهسبب انکار آیات الله، با وارد نمودن نفس خویش در عذابهای مهلک روز قیامت بر خویشتن زیان رساندهاند
وَلَقَدْ مَكَّنَّـٰكُمْ فِى ٱلْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَـٰيِشَ ۗ قَلِيلًۭا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿١٠﴾
و–ای فرزندان آدم- در زمین به شما قدرت بخشیدیم ودر آن اسباب زندگی برایتان قرار دادیم، پس شما باید به خاطر آن، از الله شکرگزاری کنید، اما بسیار کم شکرگزاری میکنید
وَلَقَدْ خَلَقْنَـٰكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَـٰكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ ٱلسَّـٰجِدِينَ ﴿١١﴾
و-ای مردم- پدرتان آدم -علیه السلام- را آفریدیم، سپس او را در نيكوترين صورت وزيباترين هیئت آراستیم، سپس برای گرامیداشت او، فرشتگان را به سجده بردن امر کردیم، پس اطاعت کرده وسجده بردند، مگر ابلیس که از روی تکبر ولجاجت، سجده نبرد
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا۠ خَيْرٌۭ مِّنْهُ خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍۢ وَخَلَقْتَهُۥ مِن طِينٍۢ ﴿١٢﴾
الله از روی توبیخ به ابلیس فرمود: چه چیز تو را از اجرای فرمان من برای سجده بر آدم بازداشت؟ ابلیس در پاسخ به پروردگارش گفت: این امر مرا بازداشت که از او برتر هستم، زیرا مرا از آتش واو را از گل آفریدی، وآتش از گل برتر است
قَالَ فَٱهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَٱخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ ٱلصَّـٰغِرِينَ ﴿١٣﴾
الله به او فرمود: از بهشت فرو شو، که تو را نسزد در آن تکبر ورزی؛ زیرا بهشت سرای پاکیزگان وپاکان است، پس نمیتوانی در آن باشی، - ای ابلیس- همانا تو از تحقیرشدگان وخوارشدگان هستی، هر چند خودت را برتر از آدم میدانی
قَالَ أَنظِرْنِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤﴾
ابلیس گفت: پروردگارا، تا روز قیامت به من مهلت ده تا مردمانی را که میتوانم گمراه سازم
قَالَ إِنَّكَ مِنَ ٱلْمُنظَرِينَ ﴿١٥﴾
الله خطاب به او فرمود: - ای ابلیس- تو از مهلتیافتگان هستی، همان کسانی که در روز دمیدن اول در صور، آنگاه که تمام مخلوقات میمیرند، وتنها آفریدگارشان باقی میماند، مرگ را بر آنها مقدر ساختم
قَالَ فَبِمَآ أَغْوَيْتَنِى لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَٰطَكَ ٱلْمُسْتَقِيمَ ﴿١٦﴾
ابلیس گفت: بهسبب اینکه مرا گمراه کردی تا اینکه به فرمان تو برای سجده بر آدم عمل نکردم، بر راه راست تو در کمین فرزندان آدم خواهم نشست، تا آنها را از آن منحرف وگمراه سازم همانگونه که من از سجده در برابر پدرشان آدم گمراه شدم
ثُمَّ لَـَٔاتِيَنَّهُم مِّنۢ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَـٰنِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَـٰكِرِينَ ﴿١٧﴾
سپس از تمام جهات با بازداشتن از آخرت، وترغیب به دنیا، وافکندن شبهات، وآراستن شهوات بر آنها هجوم خواهم برد، و- پروردگارا- بهسبب اینکه کفر را بر آنها املا میکنم بیشتر آنها را شکرگزار خودت نخواهی یافت. صفحه ۲ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
قَالَ ٱخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًۭا مَّدْحُورًۭا ۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٨﴾
الله به او فرمود: - ای ابلیس- نکوهیده وراندهشده از رحمت الله از بهشت بیرون شو، ودر روز قیامت جهنم را از تو وتمام کسانیکه از تو پیروی واطاعت کنند واز فرمان پروردگارشان نافرمانی کنند پرخواهم کرد
وَيَـٰٓـَٔادَمُ ٱسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ ٱلْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ ٱلشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ ٱلظَّـٰلِمِينَ ﴿١٩﴾
والله خطاب به آدم علیه السلام فرمود: ای آدم، تو با جفت خویش حوا در بهشت ساکن شو، وهرچه میخواهید از پاکیزههایی که در آن وجود دارد بخورید، واز این درخت (درختی که الله برای آن دو مشخص کرد) نخورید، پس اگر بعد از اینکه شما را از خوردن این درخت نهی کردم از آن خوردید، از متجاوزان از حدود الله خواهید بود
فَوَسْوَسَ لَهُمَا ٱلشَّيْطَـٰنُ لِيُبْدِىَ لَهُمَا مَا وُۥرِىَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَٰتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَىٰكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ ٱلشَّجَرَةِ إِلَّآ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ ٱلْخَـٰلِدِينَ ﴿٢٠﴾
پس ابلیس سخنی پنهانی بر آنها افکند؛ تا عورتهایشان را که پوشیده بود آشکار سازد، وبه آن دو گفت: الله شما را از خوردن این درخت نهی نکرده است مگر برای اینکه دوست ندارد شما دو فرشته شوید، وجز برای اینکه دوست ندارد شما از جاودانگان در بهشت باشید
وَقَاسَمَهُمَآ إِنِّى لَكُمَا لَمِنَ ٱلنَّـٰصِحِينَ ﴿٢١﴾
وبرای آن دو به الله سوگند یاد کرد: - ای آدم وحواء- همانا من در آنچه که شما را به آن توصیه میکنم از خیرخواهان برای شما هستم
فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍۢ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ ۖ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ ﴿٢٢﴾
پس با نیرنگ وفریب خویش آن دو را از جایگاهی که در آن قرار داشتند پایین آورد، آنگاه از درختی که از خوردن از آن نهی شده بودند خوردند وعورتهایشان آشکار شد، آنگاه به چسبانیدن برگهای بهشت بر خویشتن آغاز کردند، تا عورتهایشان را بپوشانند، وپروردگارشان اینگونه بر آنها ندا زد: آیا شما را از خوردن از این درخت بازنداشته بودم، وبرای برحذر داشتنتان به شما نگفته بودم که: شیطان دشمنی برای شماست که دشمنیاش آشکار شده است؟!
قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَآ أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلْخَـٰسِرِينَ ﴿٢٣﴾
آدم وحوا گفتند: پروردگارا، با خوردن از درختی که ما را از آن نهی کرده بودی بر خویشتن ستم کردیم، واگر گناهانمان را نیامرزی وبه رحمت خویش بر ما رحم نکنی، بهطور قطع با نابودکردن بهره خویش در دنیا وآخرت از زیانکاران خواهیموبود. ر
قَالَ ٱهْبِطُوا۟ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّۭ ۖ وَلَكُمْ فِى ٱلْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّۭ وَمَتَـٰعٌ إِلَىٰ حِينٍۢ ﴿٢٤﴾
الله به آدم وحوا وابلیس فرمود: از بهشت بهسوی زمین فرود آیید، وبرخی از شما دشمن برخی دیگر خواهد بود، وتا زمان مشخص در زمین مستقر گشته واز آنچه در آن است لذت خواهید برد. قال فيها تحيون وفيها تموتون ومنها تخرجون
قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿٢٥﴾
الله خطاب به آدم علیه السلام وحوا وفرزندان شان فرمود: در این زمین مدتی که الله برای طول عمرتان مشخص کرده است زندگی میکنید، ودر آن میمیرید و دفن میشوید، وبرای برانگیختهشدن از قبرهایتان خارج میشوید. صفحه ۳ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
يَـٰبَنِىٓ ءَادَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًۭا يُوَٰرِى سَوْءَٰتِكُمْ وَرِيشًۭا ۖ وَلِبَاسُ ٱلتَّقْوَىٰ ذَٰلِكَ خَيْرٌۭ ۚ ذَٰلِكَ مِنْ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿٢٦﴾
يذك رون ای فرزندان آدم، برایتان لباسی ضروری جهت پوشاندن عورتهایتان قرار دادیم، وبرایتان لباسی تشریفاتی وغیر ضروری که در میان مردم خود را با آن میآرایید قرار دادیم، ولباس تقوا – اجرای آنچه الله به آن فرمان داده واجتناب از آنچه الله نهی کرده است- بهتر از این لباس حسی است، این لباس، از نشانههای الله است که بر قدرت او دلالت دارد. باشد که نعمتهای او بر خودتان را به یاد آوردید وشکر آنها را بگزارید
يَـٰبَنِىٓ ءَادَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ ٱلشَّيْطَـٰنُ كَمَآ أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ ٱلْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَٰتِهِمَآ ۗ إِنَّهُۥ يَرَىٰكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُۥ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا ٱلشَّيَـٰطِينَ أَوْلِيَآءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٢٧﴾
ای فرزندان آدم، شیطان شما را با آراستن گناه از طریق ترک لباس حسی مخصوص پوشاندن عورت یا ترک لباس تقوا نفریبد، زیرا او پدر ومادرتان را با آراستن خوردن از آن درخت فریفت تا سرانجام آن دو را از بهشت بیرون کرد، وعوراتشان را برایشان آشکار نمود، همانا شیطان ونسل او شما را میبینند ومشاهده میکنند درحالیکه شما آنها را نمیبینید ومشاهده نمیکنید، پس بر شما لا زم است که از او ونسلش بپرهیزید، همانا ما شیاطین را دوستان کسانی قرار دادهایم که به الله ایمان نمیآورند، واما بر مؤمنان که اعمال صالح انجام میدهند هیچ تسلطی ندارند
وَإِذَا فَعَلُوا۟ فَـٰحِشَةًۭ قَالُوا۟ وَجَدْنَا عَلَيْهَآ ءَابَآءَنَا وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا ۗ قُلْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِٱلْفَحْشَآءِ ۖ أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٢٨﴾
لا تعلمون ومشرکان هرگاه کار بسیار زشتی مانند شرک وطواف پیرامون خانه به صورت عریان وغیر آن را مرتکب شدند، چنین بهانه آوردند که پدرانشان را میدیدند که این کار را مرتکب میشدند، واینکه الله آنها را به این کار فرمان داده است، - ای محمد- در پاسخ به آنها بگو: همانا الله به انجام گناهان فرمان نمیدهد، بلکه از انجام آنها نهی میکند، پس چگونه این امر را بر او ادعا میکنید؟ - ای مشرکان- آیا با دروغ وافترا چیزی را که نمیدانید به الله نسبت میدهید؟!
قُلْ أَمَرَ رَبِّى بِٱلْقِسْطِ ۖ وَأَقِيمُوا۟ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍۢ وَٱدْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ ۚ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ ﴿٢٩﴾
ای محمد- به این مشرکان بگو: همانا الله به عدالت امر کرده، وهرگز به فحشا ومنکر امر نکرده است، وامر کرده که عبادتها را به صورت عمومی، وبه صورت مخصوص در مساجد برای او خالص گردانید، وامر کرده که با اخلاص طاعت برای او، تنها او را در دعا بخوانید، همانگونه که نخستین بار شما را از نیستی آفرید دوباره شما را زنده میگرداند؛ زیرا ذاتیکه بر آفرینش شما از آغاز توانا بوده، بر بازگرداندن وبرانگیختن شما نیز تواناست
فَرِيقًا هَدَىٰ وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيْهِمُ ٱلضَّلَـٰلَةُ ۗ إِنَّهُمُ ٱتَّخَذُوا۟ ٱلشَّيَـٰطِينَ أَوْلِيَآءَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٠﴾
والله مردم را در دو گروه قرار داده است: گروهی از شما را هدایت کرده، واسباب هدایت را برایشان فراهم آورده، وموانع هدایت را از آنها بازداشته است، وبر گروهی دیگر گمراهی از راه حق واجب شده است؛ زیرا آنها شیاطین را دوستانی به جای الله گرفتند، تا آنجا که از روی نادانی از آنها فرمانبرداری کردند، درحالیکه گمان میکنند هدایتیافتگان به راه راست هستند
۞ يَـٰبَنِىٓ ءَادَمَ خُذُوا۟ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍۢ وَكُلُوا۟ وَٱشْرَبُوا۟ وَلَا تُسْرِفُوٓا۟ ۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلْمُسْرِفِينَ ﴿٣١﴾
ای فرزندان آدم، آنچه را که عورات شما را میپوشاند، ولباس پاکیزه وطاهری که خودتان را با آن میآرایید هنگام نماز وطواف بپوشید، از پاکیزههایی که الله برایتان حلال گردانیده است آنچه میخواهید بخورید وبنوشید، ودر این مورد از حد اعتدال نگذرید، واز حلال به حرام تجاوز نکنید، همانا الله متجاوزان از حدود اعتدال را دوست ندارد. صفحه ۴ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَـٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ ۚ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا خَالِصَةًۭ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ ۗ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ ﴿٣٢﴾
ای رسول- در پاسخ به مشرکان که لباس وخوراکیهای پاکیزه وغیر آن را که الله حلال گردانیده است حرام میکنند بگو: چه کسی لباس را که زینت شماست برایتان حرام کرده است؟ وچه کسی خوردنیها ونوشیدنیهای پاکیزه وسایر آنچه را الله برایتان روزی داده، حرام کرده است؟ - ای رسول- بگو: این پاکیزهها در زندگی دنیا برای مؤمنان است، واگر دیگران در دنیا در آن با مؤمنان شریک هستند، اما در روز قیامت مخصوص مؤمنان است، وهیچ کافری در آن با آنها شریک نیست؛ زیرا بهشت بر کافران حرام است. مانند این بیان، نشانهها را برای مردمی که درک میکنند بیان میکنیم؛ چون آنها از این نشانهها بهره میبرند
قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّىَ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَٱلْإِثْمَ وَٱلْبَغْىَ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا۟ بِٱللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِۦ سُلْطَـٰنًۭا وَأَن تَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣﴾
ای رسول- به این مشرکان که حلالهای الله را حرام میکنند بگو: همانا الله فقط فواحش، یعنی گناهان زشت، چه آشکارا وچه پنهانی، را بر بندگانش حرام کرده است، وتمام معاصی، وتجاوز از روی ستم بر خونها واموال وآبروی مردم را حرام کرده است، وبر آنها حرام گردانیده است که غیر الله را از آنچه که حجتی در آن برایشان نیست با الله شریک قرار دهند، وگفتن سخن بدون علم در اسما وصفات وافعال وشرع خویش را بر آنها حرام کرده است
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌۭ ۖ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةًۭ ۖ وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ ﴿٣٤﴾
وبرای هر نسل وقرنی، مدت وسررسید مشخصی برای طول عمرشان است، هرگاه سررسید مشخص آنها فرا رسد، زمانی هر چند اندک از آن عقب نمیافتند وبر آن پیشی نمیگیرند
يَـٰبَنِىٓ ءَادَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌۭ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ ءَايَـٰتِى ۙ فَمَنِ ٱتَّقَىٰ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٣٥﴾
ای فرزندان آدم، هرگاه رسولانی از جانب من از اقوامتان نزدتان آمدند که کتابهای من را که بر آنها نازل شده است برایتان بخوانند از آنها فرمانبرداری کنید، واز آنچه که آوردند پیروی کنید، زیرا کسانیکه با اجرای اوامر واجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه میکنند واعمال نیک انجام میدهند، در روز قیامت هیچ بیمی بر آنها نیست، وبر آنچه که از بهره دنیا که از دست دادهاند غمگین نیستند
وَٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا وَٱسْتَكْبَرُوا۟ عَنْهَآ أُو۟لَـٰٓئِكَ أَصْحَـٰبُ ٱلنَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَـٰلِدُونَ ﴿٣٦﴾
واما کافران که آیات ما را تکذیب کردند، وبه آن ایمان نیاوردند، واز روی تکبر از عمل به آنچه رسولانمان آوردند سر باز زدند، آنها ساکنان همیشگی جهنم هستند که برای همیشه در آن میمانند
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِـَٔايَـٰتِهِۦٓ ۚ أُو۟لَـٰٓئِكَ يَنَالُهُمْ نَصِيبُهُم مِّنَ ٱلْكِتَـٰبِ ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتْهُمْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قَالُوٓا۟ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ ۖ قَالُوا۟ ضَلُّوا۟ عَنَّا وَشَهِدُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا۟ كَـٰفِرِينَ ﴿٣٧﴾
كفرين هیچ کس ستمکارتر از کسی نیست که با شریک قائل شدن برای الله یا با نسبت دادن نقص به او یا نسبت دادن سخنی که نفرموده است؛ بر الله متعال دروغ ببندد، یا آیات روشن وهدایتگر او به راه راست را تکذیب کند. کسانی که صفات مذکور را دارند نصیب خیر یا شر مقدر شده برایشان در لوح محفوظ به آن ها می رسد، تا وقتی که فرشته ی مرگ وفرشتگان هميارش، برای گرفتن روح هایشان نزد آن ها بیایند واز روی توبیخ به آن ها بگویند: معبودانی که آن ها را به جای الله عبادت می کردید، کجا هستند؟! آن ها را بخوانید تا نفعی به شما برسانند، آنگاه مشرکان به فرشتگان می گویند: همانا معبودانی که عبادت می کردیم از دیدگان ما ناپدید و پنهان شدند، پس نمی دانیم کجا هستند، وبه کافر بودنشان اعتراف می کنند، اما اعترافشان در آن وقت حجتی علیه آنان است، وهرگز به آن ها سودی نمی رساند. صفحه ۵ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
قَالَ ٱدْخُلُوا۟ فِىٓ أُمَمٍۢ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُم مِّنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ فِى ٱلنَّارِ ۖ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌۭ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا ٱدَّارَكُوا۟ فِيهَا جَمِيعًۭا قَالَتْ أُخْرَىٰهُمْ لِأُولَىٰهُمْ رَبَّنَا هَـٰٓؤُلَآءِ أَضَلُّونَا فَـَٔاتِهِمْ عَذَابًۭا ضِعْفًۭا مِّنَ ٱلنَّارِ ۖ قَالَ لِكُلٍّۢ ضِعْفٌۭ وَلَـٰكِن لَّا تَعْلَمُونَ ﴿٣٨﴾
ى ولكن لا تعلمون فرشتگان به آنها میگویند: - ای مشرکان- در زمرۀ امتهایی از جن وانس که قبل از شما بر کفر وگمراهی گذشتند در آتش درآیید، هرگاه یکی از این امتها وارد آتش شود امت همکیش خود را که زودتر از او وارد آتش شده است لعنت میکند، تا در جهنم به هم بپیوندند، وهمگی اجتماع کنند؛ آنگاه گروهیکه آخر وارد میشوند که همان فرومایگان وپیروان هستند، به کسانیکه ابتدا داخل شدهاند که همان بزرگان وسران هستند میگویند: پروردگارا، این بزرگان هستند که ما را از راه هدایت گمراه کردند، پس بهسبب اینکه گمراهی را بر ما آراستند آنها را با عذابی دوچندان عذاب کن. الله در پاسخ به آنها میفرماید: برای هر گروه از شما عذابی دوچندان است، اما شما این موضوع را نمیدانید ودرک نمیکنید
وَقَالَتْ أُولَىٰهُمْ لِأُخْرَىٰهُمْ فَمَا كَانَ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍۢ فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ ﴿٣٩﴾
سران پیشوا به پیروانشان میگویند: - ای پیروان- شما بر ما برتری ندارید تا بهسبب آن سزاوار تخفیف عذاب باشید، زیرا اعمالیکه کسب کردید مورد سنجش قرار میگیرد، ودر پیروی از باطل عذری برایتان وجود ندارد، پس - ای پیروان- بهسبب کفر وگناهانی که انجام میدادید این عذاب را بچشید همانگونه که ما آن را چشیدیم
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا وَٱسْتَكْبَرُوا۟ عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَٰبُ ٱلسَّمَآءِ وَلَا يَدْخُلُونَ ٱلْجَنَّةَ حَتَّىٰ يَلِجَ ٱلْجَمَلُ فِى سَمِّ ٱلْخِيَاطِ ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُجْرِمِينَ ﴿٤٠﴾
همانا کسانیکه نشانههای روشن ما را تکذیب کردند، واز فرمانبرداری واذعان به آن تکبر ورزیدند از هر خیری ناامید هستند، زیرا بهسبب کفرشان درهای آسمان به روی اعمالشان گشوده نمیشود، وهرگز به بهشت وارد نمیشوند مگر اینکه شتر- که از بزرگترین حیوانات است- در سوراخ سوزن که از تنگترین منافذ است وارد شود، واین امر محال است، پس آنچه که بر آن معلق شده است یعنی ورود آنها به بهشت نیز محال است، ومانند همین جزا، الله هرکس را که گناهان بزرگی داشته باشد مجازات میکند
لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٌۭ وَمِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍۢ ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلظَّـٰلِمِينَ ﴿٤١﴾
نصیب این تکذیب کنندگان متکبر از جهنم؛ فرش های پهن شده ای (از آتش) در زیرشان، وپوشش هایی از آتش بر فرازشان است. کسانی را که با کفر به الله و رویگردانی از او، از حدودش تجاوز می کنند با این مجازات، سزا می دهیم
وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَآ أُو۟لَـٰٓئِكَ أَصْحَـٰبُ ٱلْجَنَّةِ ۖ هُمْ فِيهَا خَـٰلِدُونَ ﴿٤٢﴾
وکسانیکه به پروردگارشان ایمان آوردهاند ودر حد توان اعمال صالح انجام دادهاند- زیرا الله هیچ نفسی را بیشتر از حد توانش مکلف نمیکند- ساکنان بهشت هستند، در آن وارد میشوند وبرای همیشه در آن میمانند
وَنَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمُ ٱلْأَنْهَـٰرُ ۖ وَقَالُوا۟ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى هَدَىٰنَا لِهَـٰذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلَآ أَنْ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ ۖ لَقَدْ جَآءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِٱلْحَقِّ ۖ وَنُودُوٓا۟ أَن تِلْكُمُ ٱلْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٤٣﴾
واز مظاهر کاملکردن نعمت بر آنها در بهشت این است که الله نفرت وکینهای را که در دلهایشان وجود داشته است، برکنده، واز زیر پاهایشان رودها جاری ساخته، وبا اعتراف به اینکه الله به آنها نعمت بخشیده است میگویند: تمام ستایشها از آن الله است که ما را به این عمل صالح که ما را به این جایگاه رسانده است توفیق داد، واگر الله ما را به آن توفیق نداده بود، هرگز از جانب خودمان به آن توفیق نمییافتیم. رسولان پروردگار ما حقیقتی را که هیچ تردیدی در آن نیست و راستی در وعد ووعید را برایمان آوردهاند، وندا دهندهای در میان آنها چنین ندا میدهد: این همان بهشتی است که رسولان ما در دنیا از آن به شما خبر دادند والله آن را در قبال اعمال صالحی که به قصد خشنودی او تعالی انجام میدادید، به شما پاداش داد. صفحه ۶ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر ق ق
وَنَادَىٰٓ أَصْحَـٰبُ ٱلْجَنَّةِ أَصْحَـٰبَ ٱلنَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّۭا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّۭا ۖ قَالُوا۟ نَعَمْ ۚ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌۢ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلظَّـٰلِمِينَ ﴿٤٤﴾
وبهشتیان که در آن مستقر شدند خطاب به جهنمیان که در آن مستقر هستند پس از ورود هر یک از این دو گروه به جایگاهی که برایش آماده شده است اینگونه ندا میدهند: همانا بهشت که پروردگارمان به ما وعده داده بود به صورت واقعی وراست وصحیح به ما رسید، وما را در آن درآورده است، - ای کافران- آیا جهنمی را که الله شما را از آن ترسانده بود به صورت واقعی وراست وصحیح به شما رسید؟ کفار میگویند: آتشی را که از آن ترسانده شده بودیم به صورت حقیقی یافتیم.آنگاه منادیای برای دعا به درگاه الله ندا میزند که ستمکاران از رحمت او تعالی رانده هستند، زیرا درهای رحمتش را به روی آنها گشوده است اما آنها در زندگی دنیا از آن روی گرداندند
ٱلَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًۭا وَهُم بِٱلْـَٔاخِرَةِ كَـٰفِرُونَ ﴿٤٥﴾
این ستمکاران همان کسانی هستند که خودشان از راه الله روی میگرداندند، ودیگران را نیز به رویگردانی از آن وامیداشتند، وآرزو میکردند تا راه حق، پیچیده و سخت باشد تا مردم آن را نپیمایند، وآنها به آخرت کافرند وخودشان را برای آن آماده نکردهاند
وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌۭ ۚ وَعَلَى ٱلْأَعْرَافِ رِجَالٌۭ يَعْرِفُونَ كُلًّۢا بِسِيمَىٰهُمْ ۚ وَنَادَوْا۟ أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ أَن سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ ۚ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ﴿٤٦﴾
يدخلوها وهم يطمعون ومیان این دو گروه: یعنی بهشتیان وجهنمیان، مانعی مرتفع به نام اعراف وجود دارد، وبر روی این مانع مرتفع، کسانی وجود دارند که نیکی ها وبدی هایشان یکسان شده است. بهشتیان را با نشانه هایشان مانند سفیدی چهره، وجهنمیان را با نشانه هایشان مانند سیاهی چهره می شناسند. این افراد برای بزرگداشت بهشتیان، ایشان را این گونه ندا سر می دهند: سلام بر شما. اهل اعراف در حالی که هنوز وارد بهشت نشده اند؛ با امید به رحمت الهی تمنای ورود به آن را دارند
۞ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَـٰرُهُمْ تِلْقَآءَ أَصْحَـٰبِ ٱلنَّارِ قَالُوا۟ رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ ﴿٤٧﴾
وهنگامیکه دیدگان اعرافیان بهسوی جهنمیان گردانده میشود، وعذاب سختی را که جهنمیان در آن هستند مشاهده میکنند، اینگونه به درگاه الله دعا میکنند: پروردگارا، ما را همراه کسانیکه با کفر وشرک به تو ستمکارند قرار مده
وَنَادَىٰٓ أَصْحَـٰبُ ٱلْأَعْرَافِ رِجَالًۭا يَعْرِفُونَهُم بِسِيمَىٰهُمْ قَالُوا۟ مَآ أَغْنَىٰ عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿٤٨﴾
واعرافیان خطاب به افرادی از کافران جهنمی که آنها را با نشانههایشان مانند چهرههای سیاه وچشمان کبودشان میشناسند اینگونه ندا میدهند: زیادنمودن مال وافراد توسط شما هیچ نفعی به شما نرسانده است، ورویگردانی شما از حق از روی تکبر وگردنکشی سودی به شما نرساند
أَهَـٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا يَنَالُهُمُ ٱللَّهُ بِرَحْمَةٍ ۚ ٱدْخُلُوا۟ ٱلْجَنَّةَ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَآ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٤٩﴾
والله برای توبیخ کافران میفرماید: آیا اینها هستند که سوگند یاد میکردند الله رحمتی از جانب خودش به آنها نمیرساند؟! وخطاب به مؤمنان میفرماید: - ای مؤمنان- به بهشت درآیید که در آنچه پیش رو دارید هیچ بیمی بر شما نیست، ووقتی نعمتهای پایدار به شما رسید بر بهره دنیایی که از دست دادهاید اندوهگین نیستید
وَنَادَىٰٓ أَصْحَـٰبُ ٱلنَّارِ أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا۟ عَلَيْنَا مِنَ ٱلْمَآءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ ۚ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى ٱلْكَـٰفِرِينَ ﴿٥٠﴾
وجهنمیان با التماس اینگونه به بهشتیان ندا میدهند: - ای بهشتیان- با پاشیدن آب بر ما، یا از طعامی که الله به شما روزی داده است ما را بینیاز گردانید، بهشتیان میگویند: الله این دو را بهسبب کفر کافران بر آنها حرام گردانیده است، ونیاز شما را با آنچه که الله بر شما حرام کرده است برآورده نمیکنیم. صفحه ۷ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ دِينَهُمْ لَهْوًۭا وَلَعِبًۭا وَغَرَّتْهُمُ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا ۚ فَٱلْيَوْمَ نَنسَىٰهُمْ كَمَا نَسُوا۟ لِقَآءَ يَوْمِهِمْ هَـٰذَا وَمَا كَانُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا يَجْحَدُونَ ﴿٥١﴾
يجحدون این کافران همان کسانی هستند که دینشان را مایۀ ریشخند وشوخی قرار دادند، وزندگی دنیا با زیور وزینتش آنها را فریفت، پس همانگونه که آنها دیدار روز قیامت را از یاد بردند وبرایش تلاش نکردند، وآماده نشدند، وبهسبب اینکه دلایل وبراهین الله را درحالیکه میدانستند حقیقت است انکار کردند، الله نیز آنها را به فراموشی میسپارد، وآنها را رها میکند تا عذاب سختی بکشند. ولقد جئنهم بكتب فص لنهعل علم هدى ورحمة لقوم يؤمنون
وَلَقَدْ جِئْنَـٰهُم بِكِتَـٰبٍۢ فَصَّلْنَـٰهُ عَلَىٰ عِلْمٍ هُدًۭى وَرَحْمَةًۭ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٢﴾
وبه تحقیق این قرآن را که کتابی نازلشده بر محمد صلی الله علیه وسلم است، ما برای آنها آوردیم، وآن را بر اساس علم وآگاهی کامل خویش، توضیح داده و روشن ساختیم، وآن راهنمایی برای مؤمنان به راه هدایت وحق است، وبهسبب اینکه بهسوی خیر دنیا وآخرت راهنمایی میکند رحمتی برایشان است
هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُۥ ۚ يَوْمَ يَأْتِى تَأْوِيلُهُۥ يَقُولُ ٱلَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَآءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِٱلْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَآءَ فَيَشْفَعُوا۟ لَنَآ أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ ٱلَّذِى كُنَّا نَعْمَلُ ۚ قَدْ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَ ﴿٥٣﴾
کافران در انتظار چیزی نیستند جز وقوع عذاب دردآوری که وقوعش به آنها خبر داده شد وکارشان در آخرت به آن برگردانیده میشود، روزیکه این عذاب که به آن خبر داده شده بودند، وپاداشی که مؤمنان از آن خبر داده شده بودند آورده میشود، کسانیکه در دنیا قرآن را از یاد بردند، وبه آنچه در آن آمده عمل نکردند میگویند: به تحقیق که رسولان پروردگار ما حقی را که هیچ تردیدی در آن نیست وهیچ شکی وجود ندارد که از جانب الله است، آوردند. پس ای کاش شفاعتگرانی داشتیم که نزد الله شفاعتمان را میکردند تا ما را از عذاب معاف کند، یا کاش به زندگی دنیا بازمیگشتیم تا به جای بدیهایی که انجام میدادیم عمل صالح که با آن نجات مییابیم انجام دهیم، این کافران بهسبب کفرشان، با قراردادن خودشان در ورودیهای نابودی زیان دیدهاند، وکسانیکه آنها را به جای الله عبادت میکردند از نظرشان ناپدید شد، وسودی به آنها نرساند
إِنَّ رَبَّكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍۢ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ يُغْشِى ٱلَّيْلَ ٱلنَّهَارَ يَطْلُبُهُۥ حَثِيثًۭا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ وَٱلنُّجُومَ مُسَخَّرَٰتٍۭ بِأَمْرِهِۦٓ ۗ أَلَا لَهُ ٱلْخَلْقُ وَٱلْأَمْرُ ۗ تَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلْعَـٰلَمِينَ ﴿٥٤﴾
ای مردم- همانا پروردگار شما همان الله است که آسمانها وزمین را بدون نمونۀ قبلی در شش روز آفرید، سپس او سبحانه بهگونهای که سزاوار شکوه اوست وما کیفیت آن را درک نمیکنیم بر عرش استوا نمود وقرار گرفت. تاریکی شب را با روشنایی روز، وروشنایی روز را با تاریکی شب از بین میبرد، وهر یک از این دو دیگری را به سرعت میجوید بهگونهای که از آن عقب نمیماند، یعنی هرگاه یکی رفت دیگری وارد میشود، واو سبحانه خورشید وماه وستارگان را رام ودرخشان آفرید، همانا تمام آفرینش از آن الله است، پس چه کسی غیر از او آفریدگار است؟! وتمام امور فقط از آن اوست، وخیر او زیاد واحسانش بسیار است، پس او متصف به صفات جلال وکمال، وپروردگار جهانیان است
ٱدْعُوا۟ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًۭا وَخُفْيَةً ۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلْمُعْتَدِينَ ﴿٥٥﴾
ای مؤمنان- با فروتنی وتواضع تمام به صورت سری وپنهانی، وبا اخلاص در دعا بدون ریا وبدون شریکقراردادن دیگران با او سبحانه در دعا، از پروردگارتان بخواهید؛ زیرا او کسانی را که در دعا از حدودش میگذرند دوست ندارد، واز بزرگترین تجاوز از حدود او تعالی در دعا، خواندن غیر او تعالی همراه اوست چنانکه مشرکان این کار را انجام میدهند
وَلَا تُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَـٰحِهَا وَٱدْعُوهُ خَوْفًۭا وَطَمَعًا ۚ إِنَّ رَحْمَتَ ٱللَّهِ قَرِيبٌۭ مِّنَ ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿٥٦﴾
وپس از اینکه الله زمین را با فرستادن رسولان، وآبادانی آن با عبادت خویش به یگانگی، اصلاح کرد، با ارتکاب گناهان در آن فساد برپا نکنید، وبا احساس ترس از عذاب او تعالی، وانتظار حصول ثوابش، الله را در دعا به وحدانیت بخوانید، بهراستی که رحمت الله به نیکوکاران نزدیک است، پس از نیکوکاران باشید. صفحه ۸ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
وَهُوَ ٱلَّذِى يُرْسِلُ ٱلرِّيَـٰحَ بُشْرًۢا بَيْنَ يَدَىْ رَحْمَتِهِۦ ۖ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَقَلَّتْ سَحَابًۭا ثِقَالًۭا سُقْنَـٰهُ لِبَلَدٍۢ مَّيِّتٍۢ فَأَنزَلْنَا بِهِ ٱلْمَآءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِۦ مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ ۚ كَذَٰلِكَ نُخْرِجُ ٱلْمَوْتَىٰ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿٥٧﴾
والله سبحانه همان ذاتی است که بادها را مژدهرسان به باران میفرستد، تا اینکه بادها ابرهای گرانبار به آب را حمل کنند ابر را بهسوی سرزمین خشک وبیگیاه برانیم. آنگاه آب را بر آن زمین فرو فرستیم، سپس بهوسیلۀ آب، انواع میوهها را خارج میسازیم، همانند بیرونآوردن میوه به این نحو، مردگان را نیز از قبرهایشان زنده بیرون میآوریم، پس –ای مردم- امید است که با این کار قدرت وآفرینش شگفت الله واینکه او تعالی بر زندهگردانیدن مردگان توانا است را به یاد آورید
وَٱلْبَلَدُ ٱلطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُۥ بِإِذْنِ رَبِّهِۦ ۖ وَٱلَّذِى خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًۭا ۚ كَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَشْكُرُونَ ﴿٥٨﴾
وزمین پاک به اذن الله گیاهش را به نیکی وکامل بیرون میآورد، وبه همین ترتیب مؤمن پند را میشنود واز آن بهره میبرد، آنگاه عمل صالح به بار میآورد، وزمین شورهزار گیاهش را جز به سختی که خیری در آن نیست بیرون نمیآورد، وبه همین ترتیب کافر از پند واندرزها بهره نمیبرد، پس عملی صالح از او صادر نمیشود تا از آن بهره ببرد. مانند این گوناگونی بینظیر، براهین ودلایل اثبات حق را برای مردمی که شکر نعمتهای الله را میگزارند گوناگون بیان میکنیم، تا به آنها کفر نورزند، واز پروردگارشان فرمانبرداری کنند
لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِۦ فَقَالَ يَـٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُهُۥٓ إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ ﴿٥٩﴾
نوح علیه السلام را به عنوان رسولی بهسوی قومش فرستادیم تا آنها را به توحید الله، وترک عبادت غیر او دعوت دهد، پس به آنها گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، زیرا معبود برحقی جز او ندارید، - ای قوم من- بهراستیکه در حال پافشاری شما بر کفر، من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناکم
قَالَ ٱلْمَلَأُ مِن قَوْمِهِۦٓ إِنَّا لَنَرَىٰكَ فِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِينٍۢ ﴿٦٠﴾
بزرگان وسران قومش به او گفتند: - ای نوح- همانا ما آشکارا تو را دور از راستی میبینیم
قَالَ يَـٰقَوْمِ لَيْسَ بِى ضَلَـٰلَةٌۭ وَلَـٰكِنِّى رَسُولٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ ﴿٦١﴾
نوح علیه السلام به بزرگان قومش گفت: من چنانکه ادعا میکنید، گمراه نیستم، بلکه فقط بر هدایتی از جانب پروردگارم قرار دارم، زیرا فرستادهای از جانب الله که پروردگار من وپروردگار شما وتمام جهانیان است بهسوی شما هستم
أُبَلِّغُكُمْ رِسَـٰلَـٰتِ رَبِّى وَأَنصَحُ لَكُمْ وَأَعْلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٦٢﴾
آنچه را الله مرا با آن فرستاده است وبه من وحی میشود به شما میرسانم، وبا ترغیب شما به اجرای امر الله وپاداشی که بر آن مترتب میگردد، وبیمدادن شما از ارتکاب نواهی او تعالی وعذابیکه بر آن مترتب میشود، خیرتان را میخواهم، واز الله سبحانه آنچه را از طریق وحی به من آموخته است چیزی را میدانم که شما نمیدانید
أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَآءَكُمْ ذِكْرٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍۢ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُوا۟ وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿٦٣﴾
آیا این امر باعث تعجب وشگفتی شما شد که وحی واندرزی از جانب پروردگارتان بر زبان مردی از خودتان که او را میشناسید نزدتان آمد؟! درحالیکه میان شما رشد کرده، ودروغگو وگمراه نبوده است، واز جنسی دیگر نیست. ونزدتان آمده که اگر او را تکذیب ونافرمانی کردید شما را از عذاب الله بترساند، وبرای اینکه با اجرای اوامر واجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، وبرای امید به اینکه اگر به او ایمان آورید مورد رحم قرار گیرید. صفحه ۹ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
فَكَذَّبُوهُ فَأَنجَيْنَـٰهُ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥ فِى ٱلْفُلْكِ وَأَغْرَقْنَا ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَآ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمًا عَمِينَ ﴿٦٤﴾
اما قومش او را تکذیب کردند، وبه او ایمان نیاوردند، بلکه بر کفرشان ادامه دادند، آنگاه علیه آنها دعا کرد که الله آنها را نابود سازد. پس او ومؤمنان همراهش در کشتی را از غرقشدن نجات دادیم، وکسانی را که آیات ما را تکذیب کردند وبر تکذیب خویش ادامه دادند با طوفانی که برای عذابشان نازل شده بود غرق و نابود کردیم، زیرا دلهای آنها از دیدن حق کور بود
۞ وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًۭا ۗ قَالَ يَـٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُهُۥٓ ۚ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿٦٥﴾
وبهسوی قبیلۀ عاد رسولی از خودشان، یعنی هود علیه السلام، را فرستادیم، گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، زیرا معبود برحقی جز او ندارید، آیا با اجرای اوامر واجتناب از نواهی او تعالی تقوای او را پیشه نمیکنید تا از عذابش نجات یابید؟!
قَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦٓ إِنَّا لَنَرَىٰكَ فِى سَفَاهَةٍۢ وَإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ ٱلْكَـٰذِبِينَ ﴿٦٦﴾
بزرگان وسران قوم او که به الله کفر ورزیدند ورسولش را تکذیب کردند گفتند: - ای هود- همانا ما میدانیم که در کمخردی ونادانی قرار داری؛ چون ما را به عبادت الله به یگانگی وترک عبادت معبودها فرامیخوانی. ودر این ادعا که فرستادهشدهای هستی یقین داریم که از دروغگویانی
قَالَ يَـٰقَوْمِ لَيْسَ بِى سَفَاهَةٌۭ وَلَـٰكِنِّى رَسُولٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ ﴿٦٧﴾
هود علیه السلام در پاسخ قومش گفت: ای قوم من، من کمخرد ونادان نیستم، بلکه فرستادهای از جانب پروردگار جهانیان هستم. أبلغكم رسلت ربى وأنالكم ناص حأمين
أُبَلِّغُكُمْ رِسَـٰلَـٰتِ رَبِّى وَأَنَا۠ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ ﴿٦٨﴾
آنچه را که الله از توحید وشرع خویش مرا به تبلیغ آن به شما فرمان داده است به شما میرسانم، ودر این مورد خیرخواه شما وامانتدار هستم، بهگونهای که نه در آن میافزایم ونه از آن میکاهم
أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَآءَكُمْ ذِكْرٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍۢ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ ۚ وَٱذْكُرُوٓا۟ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَآءَ مِنۢ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍۢ وَزَادَكُمْ فِى ٱلْخَلْقِ بَصْۜطَةًۭ ۖ فَٱذْكُرُوٓا۟ ءَالَآءَ ٱللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٦٩﴾
آیا این امر باعث تعجب وشگفتی شما شد که اندرزی از جانب پروردگارتان بر زبان مردی از جنس خودتان ونه از جنس فرشتگان یا جنها نزد شما آمده است، تا شما را انذار دهد؟! سپاس وشکرگزاری پروردگارتان را به جای آورید که در زمین به شما قدرت داد، وشما را جانشینان قوم نوح علیه السلام قرار داد که الله آنها را بهسبب کفرشان نابود کرد، شکر الله را بگزارید که بدنهای بزرگ وقدرت ونیرومندی زیاد را به شما اختصاص داد، ونعمتهای گستردۀ الله بر خودتان را به یاد آورید به امید آنکه به مطلوب دست یابید، واز ترس ووحشت نجات پیدا کنید
قَالُوٓا۟ أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ ٱللَّهَ وَحْدَهُۥ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ ءَابَآؤُنَا ۖ فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ ﴿٧٠﴾
قومش به او گفتند: - ای هود- آیا نزدمان آمدهای که ما را به عبادت الله به یگانگی امر کنی، وآنچه را که پدرانمان عبادت میکردند رها کنیم؟! پس اگر در ادعای خویش راستگو هستی عذابی را که به ما وعده میدهی بیاور
قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌۭ وَغَضَبٌ ۖ أَتُجَـٰدِلُونَنِى فِىٓ أَسْمَآءٍۢ سَمَّيْتُمُوهَآ أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُم مَّا نَزَّلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَـٰنٍۢ ۚ فَٱنتَظِرُوٓا۟ إِنِّى مَعَكُم مِّنَ ٱلْمُنتَظِرِينَ ﴿٧١﴾
هود علیه السلام اینگونه به آنها پاسخ داد: به تحقیق که عذاب وخشم الله بر شما واجب شده است پس بدون تردید بر شما واقع میشود، آیا در مورد بتهایی با صفحه ۱۰ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر من مجادله میکنید که شما وپدرانتان آنها را معبودها نامیدهاید، درحالیکه این امر حقیقت ندارد؟! والله هیچ دلیلی نازل نفرموده که بر الوهیت آنها که ادعا میکنید به آن استدلال کنید، پس منتظر عذابی که خواستار تعجیل در آن برای خودتان هستید بمانید، ومن نیز همراه شما انتظار میکشم، زیرا واقعشدنی است
فَأَنجَيْنَـٰهُ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥ بِرَحْمَةٍۢ مِّنَّا وَقَطَعْنَا دَابِرَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا ۖ وَمَا كَانُوا۟ مُؤْمِنِينَ ﴿٧٢﴾
پس به رحمتی از جانب خود، هود علیه السلام ومؤمنانی را که همراه او بودند نجات دادیم، وکسانی را که آیات ما را تکذیب کردند از ریشه نابود کردیم، وآنها مؤمن نبودند، بلکه تکذیبکننده بودند، پس سزاوار عذاب شدند
وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَـٰلِحًۭا ۗ قَالَ يَـٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُهُۥ ۖ قَدْ جَآءَتْكُم بَيِّنَةٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ ۖ هَـٰذِهِۦ نَاقَةُ ٱللَّهِ لَكُمْ ءَايَةًۭ ۖ فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِىٓ أَرْضِ ٱللَّهِ ۖ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٍۢ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ ﴿٧٣﴾
ء وبه تحقیق که بهسوی قبیلۀ ثمود، برادرشان صالح علیه السلام را فرستادیم که آنها را به توحید وعبادت الله فراخواند، صالح علیه السلام به آنها گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، زیرا غیر او معبود برحقی که سزاوار عبادت باشد ندارید، بر راستگویی آنچه که برایتان آوردهام نشانهای روشن از جانب الله نزدتان آمده است، که این نشانه در مادهشتری که از سنگ بیرون میآید تجسم پیدا میکند، که زمانی برای نوشیدن دارد، وبرای شما نیز روز مشخصی برای نوشیدن است، پس آن را رها کنید تا در زمین الله بچرد، زیرا چیزی از مخارج او بر عهدۀ شما نیست، وبه او آزار نرسانید، وگرنه به عذابی رنجآور گرفتار میشوید
وَٱذْكُرُوٓا۟ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَآءَ مِنۢ بَعْدِ عَادٍۢ وَبَوَّأَكُمْ فِى ٱلْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورًۭا وَتَنْحِتُونَ ٱلْجِبَالَ بُيُوتًۭا ۖ فَٱذْكُرُوٓا۟ ءَالَآءَ ٱللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿٧٤﴾
وبه ياد آوريد نعمت الهی را بر شما، هنگامی که شما را جانشين قوم عاد قرار داد، وشما را در سرزمینتان که از آن بهره می برید وخواسته هایتان را (از آن) به دست می آورید، سكونت داد، واین امر بعد از نابودی قوم عاد وپس از اصرارشان بر کفر وتکذیب بود. در دشت ها قصرهایی می سازید، وکوه ها را می تراشید تا خانه هایی در آن بسازید، پس نعمت های الهی را به یاد آورید تا به پاس آن، شکر الله متعال را به جا آورید، وبا دوری از کفر وگناهان، از تلاش برای فساد در زمین دست بکشید
قَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ ٱسْتَكْبَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦ لِلَّذِينَ ٱسْتُضْعِفُوا۟ لِمَنْ ءَامَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَـٰلِحًۭا مُّرْسَلٌۭ مِّن رَّبِّهِۦ ۚ قَالُوٓا۟ إِنَّا بِمَآ أُرْسِلَ بِهِۦ مُؤْمِنُونَ ﴿٧٥﴾
بزرگان وسران از میان کسانی از قوم او که تکبر ورزیدند به مؤمنان قوم او که آنها را ناتوان میشمردند گفتند: - ای مؤمنان- آیا به نظر شما واقعا صالح فرستادهای از جانب الله است؟ مؤمنان مستضعف به آنها پاسخ دادند: ما در برابر آنچه که صالح با آن فرستاده شده است تصدیقکننده واقرارکننده وتسلیم هستیم، وبه شریعت او عمل میکنیم
قَالَ ٱلَّذِينَ ٱسْتَكْبَرُوٓا۟ إِنَّا بِٱلَّذِىٓ ءَامَنتُم بِهِۦ كَـٰفِرُونَ ﴿٧٦﴾
مستکبران قوم او گفتند: - ای مؤمنان- ما به آنچه که شما آن را تصدیق میکنید کافر هستیم، پس هرگز به آن ایمان نمیآوریم، وهرگز به شریعت او عمل نمیکنیم
فَعَقَرُوا۟ ٱلنَّاقَةَ وَعَتَوْا۟ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقَالُوا۟ يَـٰصَـٰلِحُ ٱئْتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿٧٧﴾
پس با سرکشی از اجرای امر الله، مادهشتر را که از رساندن آزار به او نهی شده بودند پی کردند، وبا تمسخر وبعید پنداشتن تحقق تهدید صالح علیه السلام گفتند: ای صالح، اگر واقعا از رسولان الله هستی عذاب دردآوری را که به ما وعده میدهی برایمان بیاور. صفحه ۱۱ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
فَأَخَذَتْهُمُ ٱلرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا۟ فِى دَارِهِمْ جَـٰثِمِينَ ﴿٧٨﴾
آنگاه عذابی را که کافران خواستار تعجیل در آن بودند آنها را فراگرفت، بهطوریکه زلزلۀ شدیدی آنها را دربرگرفت، ودرحالیکه صورتها وزانوهایشان به زمین چسبیده بود بیهوش شدند، وهیچیک از آنها از نابودی رهایی نیافت
فَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَـٰقَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّى وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُحِبُّونَ ٱلنَّـٰصِحِينَ ﴿٧٩﴾
آنگاه صالح علیه السلام پس از ناامیدی از استجابت قومش از آنها روی برگرداند، وبه آنها گفت: ای قوم من، بهراستی که من آنچه را که الله مرا به تبلیغ آن به شما فرمان داد به شما رساندم، وبا ترغیب وترهیب شما خیرتان را خواستم، اما شما کسانی را که خیرخواه ومشتاق بر راهنمایی شما بر خیر ودورکردن شما از شر هستند دوست ندارید
وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِۦٓ أَتَأْتُونَ ٱلْفَـٰحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍۢ مِّنَ ٱلْعَـٰلَمِينَ ﴿٨٠﴾
لوط علیه السلام را به یاد آور آنگاه که برای اعتراض بر قومش به آنها گفت: آیا کار زشت وقبیحی را که نزدیکی با مردان است انجام میدهید؟! این کاری را که شما ابداع کردید، هیچکس قبل از شما مرتکب نشده بود!
إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ ٱلرِّجَالَ شَهْوَةًۭ مِّن دُونِ ٱلنِّسَآءِ ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌۭ مُّسْرِفُونَ ﴿٨١﴾
همانا شما برای برآوردهکردن شهوت، به جای زنان که برای این کار آفریده شدهاند، با مردان نزدیکی میکنید، ودر این کار هیچ دلیل عقلی ونقلی وفطری را پیروی نمیکنید، بلکه شما با خروج از حد اعتدال بشری وانحراف از اقتضای عقل سلیم وفطرت پاک، از حدود الله گذشتهاید
وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُوٓا۟ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْيَتِكُمْ ۖ إِنَّهُمْ أُنَاسٌۭ يَتَطَهَّرُونَ ﴿٨٢﴾
وپاسخ قوم لوط علیه السلام که این عمل زشت را مرتکب میشدند در برابر اعتراض لوط علیه السلام به آنها چیزی نبود جز اینکه با رویگردانی از حق گفتند: لوط علیه السلام وخانوادهاش را از شهرتان بیرون کنید؛ زیرا آنها مردمی هستند که از این کار شما پاکی میجویند، پس شایستۀ ما نیست که آنها در میان ما باقی بمانند
فَأَنجَيْنَـٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ إِلَّا ٱمْرَأَتَهُۥ كَانَتْ مِنَ ٱلْغَـٰبِرِينَ ﴿٨٣﴾
پس او وخانوادهاش را نجات دادیم آنگاه که آنها را به خروج شبانه از شهر که عذاب بر آن واقع خواهد شد فرمان دادیم، جز زن او را که همراه قومش از بازماندگان شد، وعذابی که به آنها رسید او را نیز دربرگرفت
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًۭا ۖ فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلْمُجْرِمِينَ ﴿٨٤﴾
وباران زیادی بر آنها فرو ریختیم، آنگاه که با سنگهایی از گل بر سرشان افکندیم، وشهر را زیر ورو کردیم، پس - ای رسول- بیندیش که سرانجام قوم ستمکار لوط علیه السلام چگونه بود؟ به راستی که سرانجام آنها نابودی وذلت همیشگی بود
وَإِلَىٰ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًۭا ۗ قَالَ يَـٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُهُۥ ۖ قَدْ جَآءَتْكُم بَيِّنَةٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ ۖ فَأَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَٱلْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَـٰحِهَا ۚ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌۭ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿٨٥﴾
م ؤمنين وبهسوی قبیلۀ مدین برادرشان شعیب علیه السلام را فرستادیم، پس به آنها گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، زیرا جز او معبودی سزاوار عبادت ندارید، برهانی واضح ودلیلی روشن بر راستگویی آنچه از جانب پروردگارم برایتان آوردهام از جانب الله نزدتان آمده است، حقوق مردم را با کاملکردن پیمانه وترازو صفحه ۱۲ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر بپردازید، وبا عیبجویی در کالاهای مردم، وبازداشتن از آن، یا فریفتن صاحبانش، حق مردم را کم ندهید، وپس از اصلاح زمین با بعثت پیامبران علیهم السلام از قبل، با کفر وارتکاب گناهان در زمین فساد برپا نکنید، این موارد برای شما بهتر وسودمندتر است اگر ایمان دارید؛ زیرا با این کار گناهان که الله از انجام آنها نهی فرموده است ترک میشوند، ونزدیکیجستن به الله با انجام اوامر او تعالی حاصل میگردد
وَلَا تَقْعُدُوا۟ بِكُلِّ صِرَٰطٍۢ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ مَنْ ءَامَنَ بِهِۦ وَتَبْغُونَهَا عِوَجًۭا ۚ وَٱذْكُرُوٓا۟ إِذْ كُنتُمْ قَلِيلًۭا فَكَثَّرَكُمْ ۖ وَٱنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلْمُفْسِدِينَ ﴿٨٦﴾
وبر سر هر راهی منشینید که مردمی را که از آن میگذرند بترسانید تا اموالشان را بربایید، وهرکس بخواهد به دین الله راه یابد از آن بازدارید. با این کار میخواهید که راه الله دشوار باشد تا مردم آن را نپیمایند. نعمتهای الله بر خودتان را به یاد آورید تا در قبال آنها از الله شکرگزاری کنید، آنگاه که شمارتان اندک بود وشما را زیاد گردانید، وبیندیشید که سرانجام فسادکاران در زمین قبل از شما چگونه بود، بهراستی که سرانجام آنها نابودی وتباهی بوده است
وَإِن كَانَ طَآئِفَةٌۭ مِّنكُمْ ءَامَنُوا۟ بِٱلَّذِىٓ أُرْسِلْتُ بِهِۦ وَطَآئِفَةٌۭ لَّمْ يُؤْمِنُوا۟ فَٱصْبِرُوا۟ حَتَّىٰ يَحْكُمَ ٱللَّهُ بَيْنَنَا ۚ وَهُوَ خَيْرُ ٱلْحَـٰكِمِينَ ﴿٨٧﴾
و–ای تکذیبکنندگان- اگر گروهی از شما به آنچه من از جانب پروردگارم آوردهام ایمان آورده، وگروهی دیگر به آن ایمان نیاورده است، منتظر بمانید تا الله میان شما داوری کند واو بهترین داور وعادلترین قاضی است
۞ قَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ ٱسْتَكْبَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦ لَنُخْرِجَنَّكَ يَـٰشُعَيْبُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَكَ مِن قَرْيَتِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِى مِلَّتِنَا ۚ قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَـٰرِهِينَ ﴿٨٨﴾
بزرگان وسران قوم شعیب -علیه السلام- که سرکشی می کردند، به او گفتند: -ای شعیب- یا به دین ما برگرد یا تو وهمراهانت را که تصدیقت کرده اند از شهرمان بیرون خواهیم کرد. شعیب -علیه السلام- از روی انکار وتعجب به آن ها گفت: آیا از دین وآیینتان پیروی کنیم؛ هر چند که مى دانیم آنچه که شما بر آن هستید، باطل است، اگر چه از آن کراهت داشته باشیم؟!
قَدِ ٱفْتَرَيْنَا عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا إِنْ عُدْنَا فِى مِلَّتِكُم بَعْدَ إِذْ نَجَّىٰنَا ٱللَّهُ مِنْهَا ۚ وَمَا يَكُونُ لَنَآ أَن نَّعُودَ فِيهَآ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّنَا ۚ وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَىْءٍ عِلْمًا ۚ عَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلْنَا ۚ رَبَّنَا ٱفْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِٱلْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ ٱلْفَـٰتِحِينَ ﴿٨٩﴾
اگر به شرک وکفری که شما بر آن هستید پس از اینکه الله ما را به فضل خویش از آن نجات داد ایمان بیاوریم، بهراستی که بر الله دروغ بستهایم. سزاوار وشایستۀ ما نیست که بهسوی آیین باطل شما بازگردیم مگر اینکه الله پروردگارمان بخواهد، زیرا همگی در برابر ارادۀ الله سبحانه مغلوب هستند، علم پروردگار ما بر هر چیزی احاطه دارد، وذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند، فقط بر الله تکیه کردیم تا ما را بر راه راست پایدار بدارد، واز راههای جهنم محافظت گرداند. پروردگارا، میان ما ومیان قوم کافر ما، به حق داوری کن، پس صاحب حق مظلوم را بر ظالم منحرف پیروز گردان، که -پروردگارا- تو بهترین داوران هستی
وَقَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦ لَئِنِ ٱتَّبَعْتُمْ شُعَيْبًا إِنَّكُمْ إِذًۭا لَّخَـٰسِرُونَ ﴿٩٠﴾
وبزرگان وسران کافر قوم او که دعوت توحید را رها کرده بودند برای برحذرداشتن از شعیب علیه السلام ودینش گفتند: - ای قوم ما- اگر در دین شعیب وارد شوید، و دین خودتان ودین پدرانتان را رها کنید، با این کار نابود میشوید
فَأَخَذَتْهُمُ ٱلرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا۟ فِى دَارِهِمْ جَـٰثِمِينَ ﴿٩١﴾
پس زلزلۀ شدیدی آنها را فرا گرفت، آنگاه در خانههایشان از پا درآمدند، درحالیکه بر زانوها وصورتهایشان افتاده بودند، ودر دیارشان مرده ونابود شده بودند. صفحه ۱۳ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ شُعَيْبًۭا كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا۟ فِيهَا ۚ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ شُعَيْبًۭا كَانُوا۟ هُمُ ٱلْخَـٰسِرِينَ ﴿٩٢﴾
تمام کسانیکه شعیب علیه السلام را تکذیب کردند از بین رفتند، وچنان نابود شدند که گویی هرگز در دیارشان سکونت نداشته بودند ودر آن بهره نبرده بودند، کسانیکه شعیب علیه السلام را تکذیب کردند آنها زیانکاران بودند؛ زیرا آنها بر خودشان وآنچه که مالک بودند زیان رساندند، وآنگونه که این کافران تکذیبکننده ادعا کردند مؤمنان قوم او هرگز زیانکار نبودند
فَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَـٰقَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَـٰلَـٰتِ رَبِّى وَنَصَحْتُ لَكُمْ ۖ فَكَيْفَ ءَاسَىٰ عَلَىٰ قَوْمٍۢ كَـٰفِرِينَ ﴿٩٣﴾
وچون نابود شدند پیامبرشان شعیب علیه السلام از آنها روی گرداند، وخطاب به آنها گفت: ای قوم من، آنچه را که پروردگارم مرا به ابلاغ آن به شما امر کرد به شما رساندم، وشما را نصیحت کردم اما شما نصیحت مرا نپذیرفتید، واز راهنمایی من اطاعت نکردید، پس چگونه بر قومی که به الله کافر هستند وبر کفرشان اصرار دارند اندوهگین باشم؟!
وَمَآ أَرْسَلْنَا فِى قَرْيَةٍۢ مِّن نَّبِىٍّ إِلَّآ أَخَذْنَآ أَهْلَهَا بِٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ ﴿٩٤﴾
ودر هیچ شهری پیامبری نفرستادیم، وساکنانش تکذیب نکردند وکفر نورزیدند، مگر اینکه آنها را به سختی وفقر وبیماری دچار کردیم به این امید که برای الله فروتنی کنند واز کفر واستکبار دست بردارند. واین هشداری برای قریش وبرای هرکسی است که کفر ورزد وخبر سنت الله در امتهای تکذیبکننده را تکذیب کند
ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ ٱلسَّيِّئَةِ ٱلْحَسَنَةَ حَتَّىٰ عَفَوا۟ وَّقَالُوا۟ قَدْ مَسَّ ءَابَآءَنَا ٱلضَّرَّآءُ وَٱلسَّرَّآءُ فَأَخَذْنَـٰهُم بَغْتَةًۭ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿٩٥﴾
يشعرون سپس بعد از گرفتاری به سختی وبیماری، خیری فراوان وامنیت به آنها دادیم تا اینکه افرادشان زیاد شد، واموالشان رشد کرد، وگفتند: شر وخیری که به ما رسید، همان عادت منظمی است که از قبل به پیشینیان ما رسیده است، ودرک نکردند که منظور از کیفرهایی که به آنها میرسد عبرتگرفتن است، ونعمتهایی که به آنها میرسد استدراج (نزدیککردن تدریجی به عذاب) است، پس ناگهان ودرحالیکه عذاب را احساس نمیکردند ومنتظر آن نبودند آنها را به عذاب گرفتیم
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ ٱلْقُرَىٰٓ ءَامَنُوا۟ وَٱتَّقَوْا۟ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَـٰتٍۢ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ وَلَـٰكِن كَذَّبُوا۟ فَأَخَذْنَـٰهُم بِمَا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ ﴿٩٦﴾
كانوا يك سبون واگر ساکنان این شهرهایی که رسولانمان را بهسوی آنها فرستادیم دعوت رسولان را تصدیق کرده بودند، وبا ترک کفر وگناهان واجرای اوامر الله تعالی تقوای او را پیشه کرده بودند، بهطور قطع از هر جهتی درهای خیر را بر روی آنها میگشودیم، اما آنها تصدیق نکردند وتقوا برنگزیدند، بلکه آنچه را رسولانشان آورده بودند تکذیب کردند، پس بهسبب گناهان وجرایمی که انجام میدادند به صورت ناگهانی آنها را به عذاب گرفتیم
أَفَأَمِنَ أَهْلُ ٱلْقُرَىٰٓ أَن يَأْتِيَهُم بَأْسُنَا بَيَـٰتًۭا وَهُمْ نَآئِمُونَ ﴿٩٧﴾
آیا ساکنان تکذیبکنندۀ این شهرها خود را ایمن دانستهاند از اینکه عذاب ما شبانه ودرحالیکه غرق در راحتی وآرامش در خواب هستند به آنها برسد؟
أَوَأَمِنَ أَهْلُ ٱلْقُرَىٰٓ أَن يَأْتِيَهُم بَأْسُنَا ضُحًۭى وَهُمْ يَلْعَبُونَ ﴿٩٨﴾
آیا خود را ایمن دانستهاند از اینکه عذاب ما در ابتدای روز درحالیکه به دنیا سرگرم وغافل هستند آنها را فرا گیرد؟ صفحه ۱۴ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
أَفَأَمِنُوا۟ مَكْرَ ٱللَّهِ ۚ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلْقَوْمُ ٱلْخَـٰسِرُونَ ﴿٩٩﴾
بنگرید به مهلتی که الله در اختیار آنها گذاشت، ونیرو وروزی زیادی به آنها ارزانی داشت تا به تدریج آنها را بهسوی عذاب بکشاند؛ آیا این تکذیبکنندگان ساکن آن شهرها از تدبیر پنهانی الله خود را ایمن دانستهاند؟ کسی جز قوم نابودشده خود را از مکر الله ایمن نمیداند، اما هدایتیافتگان همان کسانی هستند که از مکر او تعالی میترسند، پس به آنچه که الله بر آنها نعمت بخشیده است فریب نمیخورند، بلکه بخشش واحسان او تعالی بر خودشان را میبینند، وشکر او را به جای میآورند
أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ ٱلْأَرْضَ مِنۢ بَعْدِ أَهْلِهَآ أَن لَّوْ نَشَآءُ أَصَبْنَـٰهُم بِذُنُوبِهِمْ ۚ وَنَطْبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ ﴿١٠٠﴾
يسمعون آیا برای کسانیکه پس از نابودی امتهای قبل از خود بهسبب گناهانشان، در روی زمین جانشین شدند روشن نشده است، واز عذابی که به آنها رسیده است عبرت نگرفتهاند، بلکه اعمال آنها را انجام دادند، آیا برای اینها روشن نشده است که اگر الله میخواست آنها را بهسبب گناهانشان عذاب کند بهطور قطع این کار را میکرد چنانکه این کار سنت او تعالی است؟! وبر دلهایشان مهر میزد تا هیچ پندی نگیرند، وهیچ اندرزی به آنها سود نرساند
تِلْكَ ٱلْقُرَىٰ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنۢبَآئِهَا ۚ وَلَقَدْ جَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِٱلْبَيِّنَـٰتِ فَمَا كَانُوا۟ لِيُؤْمِنُوا۟ بِمَا كَذَّبُوا۟ مِن قَبْلُ ۚ كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلْكَـٰفِرِينَ ﴿١٠١﴾
ى - ای رسول- آن شهرهای سابق- یعنی شهرهای اقوام نوح وهود وصالح ولوط وشعیب علیهم السلام - اخبار وتکذیب ودشمنی وعذاب آنها را بر تو میخوانیم وتو را از آن باخبر میسازیم؛ تا عبرتی باشد برای هرکس که عبرت میگیرد، واندرزی باشد برای هرکس که اندرز میپذیرد، ورسولان علیهم السلام برای ساکنان این شهرها براهین آشکاری بر راستگویی خویش آوردند، اما آنها کسانی نبودند که هنگام آمدن رسولان علیهم السلام ایمان بیاورند چون الله از قبل میدانست که آن را تکذیب میکنند. وهمانگونه که الله بر دلهای ساکنان این شهرها که رسولانشان را تکذیب کردند مهر نهاد، بر دلهای کافران به محمد صلی الله علیه وسلم نیز مهر مینهد، تا به ایمان هدایت نشوند
وَمَا وَجَدْنَا لِأَكْثَرِهِم مِّنْ عَهْدٍۢ ۖ وَإِن وَجَدْنَآ أَكْثَرَهُمْ لَفَـٰسِقِينَ ﴿١٠٢﴾
ودر بیشتر امتهایی که رسولان بهسوی آنها فرستاده شد، وفا وپایبندی آنها را به اوامر الله ندیدیم، بلکه بیشتر آنان را نافرمان وگناهکار یافتیم
ثُمَّ بَعَثْنَا مِنۢ بَعْدِهِم مُّوسَىٰ بِـَٔايَـٰتِنَآ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِي۟هِۦ فَظَلَمُوا۟ بِهَا ۖ فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلْمُفْسِدِينَ ﴿١٠٣﴾
سپس بعد از آن رسولان، موسی علیه السلام را با دلایل وحجتهای آشکار ودلالتکننده بر راستگویی او بهسوی فرعون وقومش فرستادیم، اما آنها کاری نکردند جز اینکه این آیات را انکار کردند وبه آن کفر ورزیدند، پس - ای رسول- بنگر که سرانجام فرعون وقومش چگونه بود، که الله آنها را غرق ونابود کرد، ودر دنیا و آخرت به آنها لعنت رسانید
وَقَالَ مُوسَىٰ يَـٰفِرْعَوْنُ إِنِّى رَسُولٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ ﴿١٠٤﴾
وموسی علیه السلام آنگاه که الله او را بهسوی فرعون فرستاد ونزد او رفت گفت: ای فرعون، همانا من فرستادهای از جانب پروردگار هستم که مالک وتدبیرکنندۀ امور تمام مخلوقات است
حَقِيقٌ عَلَىٰٓ أَن لَّآ أَقُولَ عَلَى ٱللَّهِ إِلَّا ٱلْحَقَّ ۚ قَدْ جِئْتُكُم بِبَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِىَ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ﴿١٠٥﴾
موسی علیه السلام گفت: چون فرستادهای از جانب الله هستم، بر من شایسته است که بر او تعالی سخنی جز حق نگویم، همانا حجتی آشکار که بر راستگویی من واینکه فرستادهشدهای از جانب پروردگارم بهسوی شما هستم نزدتان آوردهام، پس فرزندان اسرائیل را از اسارت وجبری که در آن قرار دارند همراه من بفرست. صفحه ۱۵ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
قَالَ إِن كُنتَ جِئْتَ بِـَٔايَةٍۢ فَأْتِ بِهَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ ﴿١٠٦﴾
فرعون به موسی علیه السلام گفت: اگر در این ادعا که میگویی نشانهای آوردهای صادق هستی آن را بیاور. فألق عصاه فإذا هى ثعبان م بين
فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ ثُعْبَانٌۭ مُّبِينٌۭ ﴿١٠٧﴾
آنگاه موسی علیه السلام عصایش را افکند که بهناگاه در نظر بیننده به ماری بزرگ وآشکار تبدیل شد
وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِىَ بَيْضَآءُ لِلنَّـٰظِرِينَ ﴿١٠٨﴾
ودستش را خارج کرد وآن را از گریبان یا از زیر بغلش، سفید بدون پیسی درآورد، که از شدت سفیدی برای بینندگان میدرخشید
قَالَ ٱلْمَلَأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَـٰذَا لَسَـٰحِرٌ عَلِيمٌۭ ﴿١٠٩﴾
وبزرگان وسران وقتی تبدیل عصای موسی علیه السلام به مار وسفیدشدن دستش بدون پیسی را مشاهده کردند گفتند: موسی نیست مگر ساحری که در علم سحر تواناست
يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُمْ ۖ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ﴿١١٠﴾
با آنچه که انجام میدهد قصد دارد شما را از این سرزمینتان، یعنی مصر، بیرون کند. سپس فرعون در مورد موسی علیه السلام از آنها مشورت خواست وگفت: در مورد او چه نظری به من پیشنهاد میکنید؟
قَالُوٓا۟ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَأَرْسِلْ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَـٰشِرِينَ ﴿١١١﴾
به فرعون گفتند: کار موسی وبرادرش هارون را به تأخیر بینداز، وافرادی را در شهرهای مصر بفرست تا ساحران را گرد آورند. يأتوك بكل سحر عليم
يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَـٰحِرٍ عَلِيمٍۢ ﴿١١٢﴾
تا این افرادی که آنها را برای گردآوری ساحران در شهرها میفرستی تمام ساحران ماهر وزبردستی را نزدت بیاورند
وَجَآءَ ٱلسَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالُوٓا۟ إِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ ٱلْغَـٰلِبِينَ ﴿١١٣﴾
پس فرعون افرادی را برای گردآوری ساحران فرستاد، وقتی ساحران نزد فرعون آمدند از او پرسیدند: آیا اگر با سحرشان بر موسی غلبه کردند وبر او پیروز شدند پاداشی دارند؟
قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ لَمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ ﴿١١٤﴾
فرعون اینگونه به آنها پاسخ داد: بله، همانا پاداش ومزدی برایتان است، واز نظر مقام از مقربان خواهید بود
قَالُوا۟ يَـٰمُوسَىٰٓ إِمَّآ أَن تُلْقِىَ وَإِمَّآ أَن نَّكُونَ نَحْنُ ٱلْمُلْقِينَ ﴿١١٥﴾
ساحران از روی تکبر وخودبزرگبینی وبا اعتماد بر پیروزیشان بر موسی علیه السلام گفتند: - ای موسی- هر کدام را که میخواهی انتخاب کن که یا تو ابتدا بیفکنی یا ما بیفکنیم. صفحه ۱۶ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
قَالَ أَلْقُوا۟ ۖ فَلَمَّآ أَلْقَوْا۟ سَحَرُوٓا۟ أَعْيُنَ ٱلنَّاسِ وَٱسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَآءُو بِسِحْرٍ عَظِيمٍۢ ﴿١١٦﴾
موسی علیه السلام بدون اهمیت به آنها وبا اعتماد به اینکه پروردگارش به او یاری میرساند به آنها پاسخ داد: ریسمانها وعصاهایتان را بیفکنید، چون افکندند مردم را چشمبندی وسحر کردند، وآنها را ترساندند، ودر چشم بینندگان سحری قوی آوردند
۞ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ ۖ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ﴿١١٧﴾
والله به پیامبر وکلیم خویش موسی علیه السلام چنین وحی کرد: - ای موسی- عصایت را بیفکن، پس موسی علیه السلام آن را افکند،ناگهان به ماری زنده تبدیل شد که ریسمانها وعصاهایشان را که در تبدیل حقایق وبه اشتباهانداختن مردم به کار میبردند ومردم آنها را مارهایی جنبیده میدیدند، بلعید
فَوَقَعَ ٱلْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿١١٨﴾
پس حق آشکار گشت وراستی دعوت موسی علیه السلام روشن شد، وبطلان سحر ساحران مشخص گشت
فَغُلِبُوا۟ هُنَالِكَ وَٱنقَلَبُوا۟ صَـٰغِرِينَ ﴿١١٩﴾
آنگاه مغلوب شدند ودر هم شکستند، وموسی علیه السلام در آن صحنه بر آنها پیروز شد، وآنها خوار وشکستخورده شدند
وَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سَـٰجِدِينَ ﴿١٢٠﴾
ساحران وقتی عظمت قدرت الله را مشاهده کردند، وآیات آشکار را دیدند، کاری نکردند جز اینکه برای الله به سجده درافتادند
قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ ﴿١٢١﴾
ساحران گفتند: به پروردگار تمام مخلوقات ایمان آوردیم. رب موس وهرون
رَبِّ مُوسَىٰ وَهَـٰرُونَ ﴿١٢٢﴾
پروردگار موسی وهارون؛ زیرا تنها او سزاوار عبادتشدن است، نه معبودهای ادعایی غیر او
قَالَ فِرْعَوْنُ ءَامَنتُم بِهِۦ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّ هَـٰذَا لَمَكْرٌۭ مَّكَرْتُمُوهُ فِى ٱلْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا۟ مِنْهَآ أَهْلَهَا ۖ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿١٢٣﴾
تعلمون فرعون پس از ایمانآوردن ساحران به یگانگی الله، برای تهدید آنها گفت: قبل از اینکه به شما اجازه دهم موسی را تصدیق کردید؟ بهراستی که ایمان شما به موسی و تصدیق آنچه که او آورده است از طرف شما، بهسبب فریب ونیرنگی است که شما وموسی برای اخراج ساکنان این شهر از آن اندیشیدهاید، پس - ای ساحران- به زودی از عقوبت وعذابی که به شما میرسد آگاه خواهید شد. لأقطعن أيديكم وأرجلكم من خلف ثم لأصلبنكم أجمعين
لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَـٰفٍۢ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٢٤﴾
از هر یک از شما دست راست وپای چپش یا دست چپ وپای راستش را قطع خواهم کرد، سپس همگی شما را بر تنههای درخت خرما برای عذاب شما و ترساندن هرکسیکه شما را در این حالت مشاهده میکند خواهم آویخت. صفحه ۱۷ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
قَالُوٓا۟ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ﴿١٢٥﴾
ساحران در پاسخ به تهدید فرعون گفتند: بهراستیکه ما فقط بهسوی پروردگارمان بازمیگردیم، پس به آنچه که تهدید میکنی اهمیتی نمیدهیم
وَمَا تَنقِمُ مِنَّآ إِلَّآ أَنْ ءَامَنَّا بِـَٔايَـٰتِ رَبِّنَا لَمَّا جَآءَتْنَا ۚ رَبَّنَآ أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًۭا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ ﴿١٢٦﴾
و–ای فرعون- تو ما را عذاب نمیکنی وبر ما سخت نمیگیری جز برای اینکه آیات پروردگارمان را که به دست موسی نزد ما آمده است تصدیق کردیم، پس اگر این کار گناهی مورد ایراد است پس گناه ماست، سپس با دعا بهسوی الله متوجه شدند وبا فروتنی گفتند: پروردگارا، بر ما شکیبایی فرو ریز تا بر حق پایداری ورزیم، وما را درحالی بمیرانکه تسلیم تو وفرمانبردار امرت وپیرو رسولت هستیم
وَقَالَ ٱلْمَلَأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَىٰ وَقَوْمَهُۥ لِيُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَءَالِهَتَكَ ۚ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَآءَهُمْ وَنَسْتَحْىِۦ نِسَآءَهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَـٰهِرُونَ ﴿١٢٧﴾
وسران وبزرگان قوم فرعون، برای تحریک فرعون علیه موسی ومؤمنان همراهش، به او گفتند: - ای فرعون- آیا موسی وقومش را رها میکنی تا در زمین فساد پخش کنند، وتو ومعبودهایت را رها کنند، وبهسوی عبادت الله به یگانگی فراخوانند؟! فرعون گفت: پسران بنی اسرائیل را خواهیم کشت، وزنانشان را برای خدمت نگه میداریم، وبا زور وغلبه وقدرت بر آنها چیره هستیم
قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ ٱسْتَعِينُوا۟ بِٱللَّهِ وَٱصْبِرُوٓا۟ ۖ إِنَّ ٱلْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ ۖ وَٱلْعَـٰقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿١٢٨﴾
موسی علیه السلام اینگونه قومش را نصیحت کرد: ای قوم من، در دفع ضرر از خود وجلب فایده به خودتان فقط از الله یاری بخواهید، ودر آزمایشی که قرار دارید شکیبایی ورزید، زیرا زمین فقط از آن الله است، ونه برای فرعون است ونه کسی دیگر تا در آن حکومت کند، والله بر اساس ارادۀ خویش آن را میان مردم دست به دست میگرداند، واما سرانجام نیکو در زمین برای مؤمنان است که اوامر پروردگارشان را اجرا میکنند واز نواهی او تعالی اجتناب میورزند، هر چند به امتحانها و آزمایشهایی مبتلا شوند
قَالُوٓا۟ أُوذِينَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِيَنَا وَمِنۢ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا ۚ قَالَ عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ ﴿١٢٩﴾
فينظر كيف تعملون قوم موسی علیه السلام که از بنی اسرائیل بودند به موسی علیه السلام گفتند: ای موسی قبل از آمدن تو، توسط فرعون با کشتن پسرانمان وباقیگذاشتن زنانمان مبتلا بودیم وبعد از آمدن تو نیز مبتلا هستیم. موسی علیه السلام برای نصیحت وبشارت به گشایش به آنها گفت: امید است که پروردگار شما دشمنتان فرعون و قومش را نابود کند، وپس از آنها شما را در زمین قدرت دهد، آنگاه پس از این بنگرد شکر میگزارید یا کفر میورزید
وَلَقَدْ أَخَذْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ بِٱلسِّنِينَ وَنَقْصٍۢ مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿١٣٠﴾
وخاندان فرعون را با خشکسالی وقحطی عذاب کردیم، وآنها را با کاهش میوهها وغلات زمین آزمودیم، به این امید که متذکر شوند وپند گیرند که آنچه بر سرشان آمده است عذابی بر آنها بهسبب کفرشان است، آنگاه بهسوی الله توبه کنند
فَإِذَا جَآءَتْهُمُ ٱلْحَسَنَةُ قَالُوا۟ لَنَا هَـٰذِهِۦ ۖ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌۭ يَطَّيَّرُوا۟ بِمُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ ۗ أَلَآ إِنَّمَا طَـٰٓئِرُهُمْ عِندَ ٱللَّهِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٣١﴾
ولكن أكثرهم لا يعلمون پس هرگاه سال خوش ومیوههای نیکو ومحصول فراوان به خاندان فرعون رسید گفتند: اینها به خاطر شایستگی وبرتری ما به آنهاست، واگر مصیبتی از خشکسالی وقحطی وبیماریهای فراوان وسایر پیشآمدهای ناگوار به آنها میرسید به موسی علیه السلام وکسانی از بنیاسرائیل که همراه او بودند شگون بد میزدند، اما در حقیقت تمام این مصیبتها که به آنها میرسید فقط به تقدیر الله سبحانه بود، واین کار هیچ ربطی نه به آنها داشت نه به موسی علیه السلام مگر اینکه موسی علیه صفحه ۱۸ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر السلام علیه آنها دعا میکرد، اما بیشتر آنها نمیدانند، از این رو آن را به غیر الله نسبت میدهند. وقالوا مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين
وَقَالُوا۟ مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِۦ مِنْ ءَايَةٍۢ لِّتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ﴿١٣٢﴾
وقوم موسی از روی دشمنی با حق به موسی علیه السلام گفتند: هر نشانه وراهنمایی را که برایمان بیاوری، وهر حجتی را بر بطلان آنچه نزد ماست وبرای اثبات راستی آنچه آوردهای اقامه کنی تا از آن بازگردیم؛ هرگز تو را تصدیق نخواهیم کرد
فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ ٱلطُّوفَانَ وَٱلْجَرَادَ وَٱلْقُمَّلَ وَٱلضَّفَادِعَ وَٱلدَّمَ ءَايَـٰتٍۢ مُّفَصَّلَـٰتٍۢ فَٱسْتَكْبَرُوا۟ وَكَانُوا۟ قَوْمًۭا مُّجْرِمِينَ ﴿١٣٣﴾
پس برای عذاب آنها به خاطر تکذیب ولجاجتشان آبی فراوان را بر آنها فرو فرستادیم، که کشتزارها ومیوههایشان را غرق ساخت، وملخها را بر آنها فرستادیم که محصولاتشان را خوردند، وجانور کوچکی به نام شپش بر آنها فرستادیم که به کشت آسیب میرساند یا انسان را در مویش اذیت میکرد، وبر آنها قورباغهها را فرو فرستادیم که ظرفهایشان را پر کرد، وغذاهایشان را فاسد کرد، وآرامش را از آنها گرفت، وخون را بر آنها فرو فرستادیم که آبهای چاهها ورودهایشان را به خون تبدیل کرد. تمام این موارد را آیاتی آشکار وپراکنده ودر پی یکدیگر فرستادیم، اما با وجود تمام کیفرهایی که به آنها رسید از ایمان به الله وتصدیق آنچه موسی علیه السلام آورده بود سر باز زدند، ومردمی بودند که مرتکب گناهان میشدند، واز باطل دست نمیکشیدند، وبهسوی حق هدایت نمیشدند
وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ ٱلرِّجْزُ قَالُوا۟ يَـٰمُوسَى ٱدْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ ۖ لَئِن كَشَفْتَ عَنَّا ٱلرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ﴿١٣٤﴾
ووقتی با این امور به عذاب گرفتار شدند، به موسی علیه السلام روی آورده، وبه او گفتند: ای موسی، از پروردگارت به نبوتی که آن را به تو اختصاص داده است، وبه عهدی که برای برداشتن عذاب با توبه نزد تو دارد برای ما بخواه که عذابی را که بر ما وارد شده است از ما بردارد، پس اگر این عذاب را از ما بردارد بهطور قطع به تو ایمان میآوریم، وبنیاسرائیل را همراه تو میفرستیم، وآنها را آزاد میسازیم
فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ ٱلرِّجْزَ إِلَىٰٓ أَجَلٍ هُم بَـٰلِغُوهُ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ ﴿١٣٥﴾
اما هنگامی که عذاب را تا مدتی مشخص؛ قبل از غرق ونابودکردن شان، از آنها برداشتیم، ناگهان ایمان وفرستادن بنیاسرائیل را که بر خود عهد بسته بودند شکستند، وبر کفرشان ادامه دادند، واز فرستادن بنیاسرائیل همراه موسی علیه السلام خودداری کردند
فَٱنتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَـٰهُمْ فِى ٱلْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا وَكَانُوا۟ عَنْهَا غَـٰفِلِينَ ﴿١٣٦﴾
پس وقتی سررسید مشخص نابودی آنها فرا رسید، بهسبب تکذیب آیات الله توسط آنها ورویگردانیشان از حقیقتی که بر آن دلالت میکرد وهیچ تردیدی در آن راه ندارد، خشم خویش را با غرقساختنشان در دریا بر آنها فرو فرستادیم
وَأَوْرَثْنَا ٱلْقَوْمَ ٱلَّذِينَ كَانُوا۟ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَـٰرِقَ ٱلْأَرْضِ وَمَغَـٰرِبَهَا ٱلَّتِى بَـٰرَكْنَا فِيهَا ۖ وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ ٱلْحُسْنَىٰ عَلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ بِمَا صَبَرُوا۟ ۖ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُۥ وَمَا كَانُوا۟ يَعْرِشُونَ ﴿١٣٧﴾
ى ر وبه بنیاسرائیل که فرعون وقومش آنها را خوار میکردند مشارق ومغارب زمین را به میراث عطا کردیم، که منظور از آن سرزمین شام است، این سرزمینی است که الله با بیرونآوردن کشتزارها ومیوهها به کاملترین شکل، در آن برکت نهاده، و- ای رسول- سخن نیکوی پروردگارت که در آیۀ: ﴿ونريد أن نمن على الذين اس تض عفوا في الأرض ونجعله م أئمة ونجعله م الوارثين﴾ [القصص: 5]. «و میخواهیم بر کسانیکه در زمین به استضعاف کشیده شدهاند، منت گذاریم وآنها را پیشوایان سازیم، وآنها را وارثان (زمین) قرار دهیم». آمده است تحقق یافت، چنانکه الله بهسبب صبر آنها در برابر آزارهای فرعون وقومش که به آنها رسید آنها را در زمین قدرت داد، ومزارع ومسکنهایی که فرعون میساخت، وکاخهایی را که بنا میکردند نابود کردیم. صفحه ۱۹ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
وَجَـٰوَزْنَا بِبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ٱلْبَحْرَ فَأَتَوْا۟ عَلَىٰ قَوْمٍۢ يَعْكُفُونَ عَلَىٰٓ أَصْنَامٍۢ لَّهُمْ ۚ قَالُوا۟ يَـٰمُوسَى ٱجْعَل لَّنَآ إِلَـٰهًۭا كَمَا لَهُمْ ءَالِهَةٌۭ ۚ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌۭ تَجْهَلُونَ ﴿١٣٨﴾
وبنیاسرائیل را از دریا عبور دادیم آنگاه که موسی علیه السلام عصایش را به دریا زد ودریا از هم شکافت، تا اینکه بر قومی گذشتند که بر عبادت بتهایی که داشتند مشغول بودند وآنها را به جای الله عبادت میکردند. آنگاه بنیاسرائیل به موسی علیه السلام گفتند: ای موسی، برای ما بتی قرار بده تا آن را عبادت کنیم همانگونه که اینها بتهایی دارند وآنها را به جای الله عبادت میکنند. موسی علیه السلام به آنها گفت: ای قوم من، همانا شما گروهی هستید که از تعظیم و توحیدی که برای الله واجب است وشرک وعبادت غیر او تعالی که سزاوار الله نیست جاهل هستید
إِنَّ هَـٰٓؤُلَآءِ مُتَبَّرٌۭ مَّا هُمْ فِيهِ وَبَـٰطِلٌۭ مَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿١٣٩﴾
همانا اینها که بر عبادت بتهایشان مشغول هستند، این مشغولیت در عبادت غیر او تعالی نابودشدنی است، وتمام طاعتی را که انجام میدهند بهسبب اینکه همراه الله، غیر او را در عبادت شریک قرار میدهند باطل است
قَالَ أَغَيْرَ ٱللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَـٰهًۭا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى ٱلْعَـٰلَمِينَ ﴿١٤٠﴾
موسی علیه السلام به قومش گفت: ای قوم من، چگونه معبودی غیر از الله برایتان بجویم که آن را عبادت کنید، درحالیکه آیات بزرگ او تعالی را مشاهده کردهاید، واو سبحانه شما را با نابودی دشمنتان، وجانشینساختن وقدرتدادن شما در زمین، بر تمام جهانیان زمان خودتان برتری داده است؟!
وَإِذْ أَنجَيْنَـٰكُم مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوٓءَ ٱلْعَذَابِ ۖ يُقَتِّلُونَ أَبْنَآءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَآءَكُمْ ۚ وَفِى ذَٰلِكُم بَلَآءٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌۭ ﴿١٤١﴾
من ر بكم عظيم و-ای بنیاسرائیل- به یاد آورید آنگاه که شما را با رهایی از خوارساختن شما توسط فرعون وقومش نجات دادیم که با کشتن پسرانتان، وباقیگذاشتن زنانتان برای خدمت، انواع ذلتها را به شما میچشاندند، ودر نجات شما از فرعون وقومش آزمایش بزرگی است از جانب پروردگارتان که سپاسگزاری از جانب شما را میطلبد
۞ وَوَٰعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَـٰثِينَ لَيْلَةًۭ وَأَتْمَمْنَـٰهَا بِعَشْرٍۢ فَتَمَّ مِيقَـٰتُ رَبِّهِۦٓ أَرْبَعِينَ لَيْلَةًۭ ۚ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَـٰرُونَ ٱخْلُفْنِى فِى قَوْمِى وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ ٱلْمُفْسِدِينَ ﴿١٤٢﴾
والله با رسولش موسی علیه السلام سی شب را برای مناجات با او تعالی وعده گذاشت، سپس آن را با افزودن ده شب تکمیل کرد، تا چهل شب کامل شد، و موسی علیه السلام هنگامیکه قصد داشت برای مناجات با پروردگارش برود به برادرش هارون علیه السلام گفت: ای هارون، جانشین من در میان قومم باش، وبا سیاست نیکو ودلسوزی به آنها کارشان را اصلاح کن، وبا ارتکاب گناهان راه فسادکاران را نپیما، ویاور گناهکاران مباش
وَلَمَّا جَآءَ مُوسَىٰ لِمِيقَـٰتِنَا وَكَلَّمَهُۥ رَبُّهُۥ قَالَ رَبِّ أَرِنِىٓ أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَىٰنِى وَلَـٰكِنِ ٱنظُرْ إِلَى ٱلْجَبَلِ فَإِنِ ٱسْتَقَرَّ مَكَانَهُۥ فَسَوْفَ تَرَىٰنِى ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُۥ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُۥ دَكًّۭا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًۭا ۚ فَلَمَّآ أَفَاقَ قَالَ سُبْحَـٰنَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿١٤٣﴾
ى ى وهنگامیکه موسی علیه السلام در موعدی که برایش مشخص شده بود یعنی چهل شب کامل، برای مناجات پروردگارش آمد، وپروردگارش با اوامر ونواهی اش که لا زم بود با او سخن گفت، نفسش شیفتۀ دیدن پروردگارش شد، آنگاه تقاضا کرد که به او تعالی بنگرد، پس الله اینگونه به او پاسخ داد: در زندگی دنیا هرگز مرا نخواهی دید، زیرا توان این کار را نداری، اما به کوه بنگر آنگاه که خود را بر او متجلی میکنم پس اگر در مکان خویش بدون اینکه اثر بپذیرد قرار گرفت تو مرا خواهی دید، واگر با زمین یکسان شد تو هرگز مرا در دنیا نخواهی دید. پس وقتی الله بر کوه تجلی نمود آن را با خاک یکسان کرد، وموسی علیه السلام بیهوش افتاد، وهنگامیکه به هوش آمد گفت: - پروردگارا- تو را از هرچه سزاوار تو نیست منزه میدانم، من از دیدن تو در دنیا که از تو درخواست کردم بهسوی تو توبه صفحه ۲۰ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر کردم، ومن نخستین مؤمن از میان قومم هستم
قَالَ يَـٰمُوسَىٰٓ إِنِّى ٱصْطَفَيْتُكَ عَلَى ٱلنَّاسِ بِرِسَـٰلَـٰتِى وَبِكَلَـٰمِى فَخُذْ مَآ ءَاتَيْتُكَ وَكُن مِّنَ ٱلشَّـٰكِرِينَ ﴿١٤٤﴾
الله به موسی علیه السلام فرمود: ای موسی، من تو را با ابلاغیههایم برگزیدم وبر مردم برتری دادم آنگاه که تو را بهسوی آنها فرستادم، وتو را با سخنگفتن بدون هیچ واسطهای برتری دادم، پس این شرف را که به تو عطا کردم بگیر، وبر این عطای بزرگ از شکرگزاران الله باش
وَكَتَبْنَا لَهُۥ فِى ٱلْأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَىْءٍۢ مَّوْعِظَةًۭ وَتَفْصِيلًۭا لِّكُلِّ شَىْءٍۢ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍۢ وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا۟ بِأَحْسَنِهَا ۚ سَأُو۟رِيكُمْ دَارَ ٱلْفَـٰسِقِينَ ﴿١٤٥﴾
وبرای موسی علیه السلام در الواحی از چوب یا یا مادهای دیگر، از تمام امور دینی ودنیوی بنیاسرائیل که به آن نیاز داشتند پندی نوشتیم برای کسانی از آنها که پند بگیرند، وتفصیلی بیان کردیم برای احکامیکه به تفصیل آنها نیاز بود، پس -ای موسی- این تورات را به جد وجهد بگیر، وبه قومت بنیاسرائیل فرمان بده بهترین آن را که اجرش بزرگتر است مانند انجام اوامر به کاملترین وجه، ومانند شکیبایی وگذشت، بگیرند، بهزودی سرانجام کسی را که با فرمان من مخالفت کند، واز طاعت من خارج شود، ونابودی وهلاکتی که به آن میرسد به شما مینمایانم
سَأَصْرِفُ عَنْ ءَايَـٰتِىَ ٱلَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ وَإِن يَرَوْا۟ كُلَّ ءَايَةٍۢ لَّا يُؤْمِنُوا۟ بِهَا وَإِن يَرَوْا۟ سَبِيلَ ٱلرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًۭا وَإِن يَرَوْا۟ سَبِيلَ ٱلْغَىِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًۭا ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا وَكَانُوا۟ عَنْهَا غَـٰفِلِينَ ﴿١٤٦﴾
به زودی کسانی را که به ناحق بر بندگان الله وبر حق برتری میجویند از عبرتگیری به نشانههایم در آفاق وجانها واز فهم آیات کتابم رویگردان میسازم، واگر هر آیهای را ببینند آن را تصدیق نمیکنند؛ زیرا بر آن اعتراض میکنند واز آن روی میگردانند، چون با الله ورسولش دشمنی دارند، واگر راه حق را که به رضایت الله ختم میشود ببینند نمیپیمایند، وبه آن رغبت نمیکنند، واگر راه فریب وگمراهی را که به خشم الله منجر میشود ببینند آن را میپیمایند، این مصیبت به آن سبب به آنها رسید که آیات بزرگ الله را که بر راستگویی دعوت رسولان دلالت دارد تکذیب کردند، واز اندیشیدن در آنها غفلت ورزیدند
وَٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا وَلِقَآءِ ٱلْـَٔاخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ ۚ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿١٤٧﴾
وکسانیکه آیات ما را که بر راستگویی رسولانمان دلالت دارد تکذیب کردند، ودیدار الله در روز قیامت را تکذیب کردند،طاعاتشان تباه شده است، زیرا به دلیل نبود شرط طاعت، که ایمان است پاداش آن را نمیگیرند، ودر روز قیامت فقط جزای کفر وشرک به الله را که انجام میدادند میگیرند، وجزای این کار، جاودانگی در آتش است
وَٱتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَىٰ مِنۢ بَعْدِهِۦ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًۭا جَسَدًۭا لَّهُۥ خُوَارٌ ۚ أَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّهُۥ لَا يُكَلِّمُهُمْ وَلَا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا ۘ ٱتَّخَذُوهُ وَكَانُوا۟ ظَـٰلِمِينَ ﴿١٤٨﴾
وقوم موسی علیه السلام پس از رفتن او برای مناجات با پروردگارش، از زیورهایشان تمثال گوسالهای بدون روح ودارای صدا ساختند، آیا آنها ندانستند که این گوساله با آنها سخن نمیگوید، وآنها را به هیچ راه خیری، چه حسی وچه معنوی راهنمایی نمیکند، ونفعی برایشان جلب نمیکند یا زیانی از آنها نمیزداید؟ آن را به عنوان معبودی برای خویش گرفتند وبا این کار بر خودشان ستم کردند
وَلَمَّا سُقِطَ فِىٓ أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْا۟ أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا۟ قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلْخَـٰسِرِينَ ﴿١٤٩﴾
وهنگامیکه پشیمان وسرگشته شدند ودانستند که با گرفتن گوساله به عنوان معبودی به همراه الله، از راه راست گمراه شدهاند، بهسوی الله زاری کردند وگفتند: اگر پروردگارمان با توفیق به طاعتش بر ما رحم نکند، وعبادت گوساله را که مرتکب شدیم بر ما نیامرزد، بهطور قطع از کسانی خواهیم بود که در دنیا وآخرتشان زیانکار شدهاند. صفحه ۲۱ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَىٰٓ إِلَىٰ قَوْمِهِۦ غَضْبَـٰنَ أَسِفًۭا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِى مِنۢ بَعْدِىٓ ۖ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ ۖ وَأَلْقَى ٱلْأَلْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُۥٓ إِلَيْهِ ۚ قَالَ ٱبْنَ أُمَّ إِنَّ ٱلْقَوْمَ ٱسْتَضْعَفُونِى وَكَادُوا۟ يَقْتُلُونَنِى فَلَا تُشْمِتْ بِىَ ٱلْأَعْدَآءَ وَلَا تَجْعَلْنِى مَعَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ ﴿١٥٠﴾
وهنگامیکه موسی علیه السلام از مناجات با پروردگارش، بهسوی قومش که گوساله را عبادت کردند، سرشار از خشم واندوه بازگشت وگفت: - ای قوم من- پس از رفتن من از نزد شما، چه بد جانشینی مرا انجام دادید؛ چون به نابودی وبدبختی منجر میشود، آیا از انتظار من خسته شدید، که به عبادت گوساله اقدام کردید؟! واز شدت خشم واندوهی که او را گرفته بود الواح را افکند، وموی سر وریش برادرش هارون علیه السلام را گرفت وبهسوی خود کشید چون با آنها مانده بود و عبادت گوساله را که آنها را بر آن دیده بود تغییر نداده بود، هارون علیه السلام برای عذرخواهی ودلجویی از موسی علیه السلام به او گفت: ای پسر مادرم، همانا این قوم، مرا ضعیف به شمار آوردند ومرا تحقیر کردند، ونزدیک بود که مرا بکشند، پس مرا با کیفری که دشمنانم را شادمان میکند مجازات نکن، وبهسبب خشمی که بر من داری مرا در شمار ستمکاران قوم بهسبب اینکه غیر الله را عبادت کردند قرار مده
قَالَ رَبِّ ٱغْفِرْ لِى وَلِأَخِى وَأَدْخِلْنَا فِى رَحْمَتِكَ ۖ وَأَنتَ أَرْحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ ﴿١٥١﴾
آنگاه موسی علیه السلام اینگونه به درگاه پروردگارش دعا کرد: پروردگارا من وبرادرم هارون را بیامرز، وما را در رحمت خویش در آور وآن را از هر سو بر ما فرو ریز، و- پروردگارا- تو نسبت به ما مهربانترین مهربانان هستی
إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ ٱلْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌۭ مِّن رَّبِّهِمْ وَذِلَّةٌۭ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُفْتَرِينَ ﴿١٥٢﴾
همانا کسانی که گوساله را برای عبادت به عنوان معبود گرفتند، به زودی آنها را خشمی شدید از جانب پروردگارشان، وذلتهایی در زندگی دنیا به دلیل اینکه پروردگارشان بر آنها خشم گرفته وآنها را خوار ساخته، فرا خواهد گرفت، ومانند این جزا، کسانی را که بر الله دروغ میبندند مجازات میکنیم
وَٱلَّذِينَ عَمِلُوا۟ ٱلسَّيِّـَٔاتِ ثُمَّ تَابُوا۟ مِنۢ بَعْدِهَا وَءَامَنُوٓا۟ إِنَّ رَبَّكَ مِنۢ بَعْدِهَا لَغَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿١٥٣﴾
وکسانیکه بدیها، چه شرک به الله وچه گناهان را انجام دادند، سپس بهسوی الله توبه کردند وبه او ایمان آوردند، واز گناهانی که انجام میدادند دست کشیدند، - ای رسول- همانا پروردگار تو پس از این توبه وبازگشت از شرک بهسوی ایمان، وبازگشت از گناهان به طاعت، با عفو وگذشت، نسبت به آنها بسیار آمرزنده ومهربان است
وَلَمَّا سَكَتَ عَن مُّوسَى ٱلْغَضَبُ أَخَذَ ٱلْأَلْوَاحَ ۖ وَفِى نُسْخَتِهَا هُدًۭى وَرَحْمَةٌۭ لِّلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ ﴿١٥٤﴾
وهنگامیکه خشم موسی علیه السلام فروکش کرد وآرام گرفت، الواحی را که بهسبب خشم آنها را افکنده بود گرفت، واین الواح هدایت از گمراهی وبیان حق، ورحمت برای کسانیکه از پروردگارشان میترسند، واز عذابش بیم دارند، در برداشت
وَٱخْتَارَ مُوسَىٰ قَوْمَهُۥ سَبْعِينَ رَجُلًۭا لِّمِيقَـٰتِنَا ۖ فَلَمَّآ أَخَذَتْهُمُ ٱلرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّـٰىَ ۖ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلسُّفَهَآءُ مِنَّآ ۖ إِنْ هِىَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَآءُ وَتَهْدِى مَن تَشَآءُ ۖ أَنتَ وَلِيُّنَا فَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَا ۖ وَأَنتَ خَيْرُ ٱلْغَـٰفِرِينَ ﴿١٥٥﴾
وموسی علیه السلام هفتاد مرد از میان بهترین افراد قومش برگزید تا از عبادت گوساله توسط کمخردانشان از پروردگارش پوزش بطلبند، والله زمان مشخصی برای آنها وعده داد تا در آن حاضر شوند، اما وقتی حاضر شدند بر الله گستاخی کردند، واز موسی علیه السلام خواستند الله را آشکارا به آنها نشان دهد، پس زلزله آنها را فراگرفت واز ترس آن مدهوش وهلاک شدند، آنگاه موسی علیه السلام بهسوی پروردگارش با تضرع دعا کرد وگفت: پروردگارا، اگر نابودی آنها ونابودی من همراه آنها را قبل از آمدنشان میخواستی بهطور قطع آنها را نابود میکردی، آیا بهسبب آنچه که سبکسران ما مرتکب شدند ما را نابود میکنی؟ عبادت گوساله که قوم من آن را مرتکب شدند چیزی نیست جز ابتلا وآزمایشی که با آن هرکس را بخواهی گمراه میسازی وهرکس را بخواهی هدایت میکنی، تو متولی کار ما هستی صفحه ۲۲ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر پس گناهانمان را بیامرز، وبا رحمت گستردۀ خود بر ما رحم کن، وتو بهترین کسی هستی که گناه را میآمرزد، واز گناه در میگذرد
۞ وَٱكْتُبْ لَنَا فِى هَـٰذِهِ ٱلدُّنْيَا حَسَنَةًۭ وَفِى ٱلْـَٔاخِرَةِ إِنَّا هُدْنَآ إِلَيْكَ ۚ قَالَ عَذَابِىٓ أُصِيبُ بِهِۦ مَنْ أَشَآءُ ۖ وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍۢ ۚ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلَّذِينَ هُم بِـَٔايَـٰتِنَا يُؤْمِنُونَ ﴿١٥٦﴾
وما را از کسانی قرار بده که در این دنیا آنها را با نعمتها وسلامتی گرامی داشتی وبر انجام اعمال صالح موفق گرداندی، وکسانی از بندگان صالح تو که بهشت را در آخرت برایشان آماده ساختهای، ما با اقرار به تقصیرمان بهسوی تو توبه کردیم وبازگشتیم، الله تعالی فرمود: عذاب خود را به هرکس از کسانیکه اسباب بدبختی را پدید آورد میرسانم، ورحمتم همه چیز را در دنیا فرا گرفته است؛ پس هیچ مخلوقی نیست مگر اینکه رحمت الله به او رسیده است، وبخشش واحسان الله او را پوشانده است، پس رحمتم در آخرت را برای کسانی خواهم نوشت که با اجرای اوامر واجتناب از نواهی الله از او تعالی میترسند، وزکات اموالشان را به مستحقانش میدهند، وآنها که به آیات ما ایمان دارند
ٱلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ ٱلرَّسُولَ ٱلنَّبِىَّ ٱلْأُمِّىَّ ٱلَّذِى يَجِدُونَهُۥ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِى ٱلتَّوْرَىٰةِ وَٱلْإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِٱلْمَعْرُوفِ وَيَنْهَىٰهُمْ عَنِ ٱلْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ ٱلطَّيِّبَـٰتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ ٱلْخَبَـٰٓئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَٱلْأَغْلَـٰلَ ٱلَّتِى كَانَتْ عَلَيْهِمْ ۚ فَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِهِۦ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَٱتَّبَعُوا۟ ٱلنُّورَ ٱلَّذِىٓ أُنزِلَ مَعَهُۥٓ ۙ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ ﴿١٥٧﴾
کسانی که از محمد -صلی الله علیه وسلم- پیروی می کنند، همان پیامبر امی که خواندن ونوشتن نمی داند، بلکه پروردگارش به او وحی می کند، واو همان کسی است که نام، صفات ونشانه های نگارش شده ىنبوتش را در تورات نازل شده بر موسی -علیه السلام- وانجیل نازل شده بر عیسی -علیه السلام- مى یابند. آن ها را به کارهایی که خوبی ومنفعتشان (برای مردم) شناخته شده است، فرمان می دهد، واز اموری که زشتی آن ها با عقل سالم وفطرت صحیح درک می شود، باز می دارد، ولذت های بی زیان مثل غذاها ونوشیدنی ها وازدواج را برایشان مباح می کند، وموارد ناپاک آن را بر ایشان حرام می کند، وتکلیف های سختی که بر ایشان واجب بوده را از دوششان بر می دارد، مانند وجوب قصاص قاتل، چه عمدی باشد یا غیر عمد. پس افرادی از بنی اسرائیل وغیر ایشان که به او ایمان آوردند ووی را بزرگ وگرامی داشتند واو را در برابر کافرانی که با او دشمنی می کنند، یاری دادند، واز قرآن که به عنوان نوری هدایت کننده بر او نازل شده است، پیروی نمودند؛ ایشان همان رستگارانی هستند که به خواسته هایشان می رسند، واز آنچه که بیم دارند، دور نگه داشته می شوند
قُلْ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنِّى رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا ٱلَّذِى لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ يُحْىِۦ وَيُمِيتُ ۖ فَـَٔامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِ ٱلنَّبِىِّ ٱلْأُمِّىِّ ٱلَّذِى يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَكَلِمَـٰتِهِۦ وَٱتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿١٥٨﴾
ای رسول- بگو: ای مردم، همانا من فرستادۀ الله بهسوی همۀ شما، چه عرب وچه عجم، هستم. همان ذاتی که فرمانروایی آسمانها وزمین فقط از آن اوست، معبودی بهحق، جز او سبحانه وجود ندارد، مردگان را زنده میگرداند، وزندگان را میمیراند، پس -ای مردم- به الله ایمان آورید، وبه محمد صلی الله علیه وسلم رسولش وپیامبری که خواندن ونوشتن بلد نیست ایمان بیاورید، وبهراستی که وحیی را آورده است که پروردگارش به او وحی میکند، او کسی استکه به الله ایمان دارد، وبه آنچه به او نازل شده، وآنچه به پیامبران قبل از او نازل شده بدون گذاشتن تفاوت ایمان دارد. در آنچه از جانب پروردگارش آورده از او پیروی کنید؛ امید است که به آنچه مصلحت شما در دنیا وآخرت در آن است هدایت شوید
وَمِن قَوْمِ مُوسَىٰٓ أُمَّةٌۭ يَهْدُونَ بِٱلْحَقِّ وَبِهِۦ يَعْدِلُونَ ﴿١٥٩﴾
واز قوم موسی علیه السلام از میان بنیاسرائیل، گروهی درستکار بر دین صحیح هستند، که مردم را بر آن راهنمایی وبه عدالت حکم میکنند وستم روا نمیدارند. صفحه ۲۳ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
وَقَطَّعْنَـٰهُمُ ٱثْنَتَىْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًۭا ۚ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ إِذِ ٱسْتَسْقَىٰهُ قَوْمُهُۥٓ أَنِ ٱضْرِب بِّعَصَاكَ ٱلْحَجَرَ ۖ فَٱنۢبَجَسَتْ مِنْهُ ٱثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًۭا ۖ قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍۢ مَّشْرَبَهُمْ ۚ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ ٱلْغَمَـٰمَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ ٱلْمَنَّ وَٱلسَّلْوَىٰ ۖ كُلُوا۟ مِن طَيِّبَـٰتِ مَا رَزَقْنَـٰكُمْ ۚ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَـٰكِن كَانُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿١٦٠﴾
ى وبنیاسرائیل را به دوازده قبیله تقسیم کردیم، وهنگامیکه قوم موسی علیه السلام از او خواستند که از الله بخواهد به آنها آب بدهد وحی کردیم که: - ای موسی- عصایت را به سنگ بزن، پس موسی علیه السلام آن را زد، آنگاه دوازده چشمه به تعداد قبایل دوازدهگانۀ آنها از سنگ جوشید، بهگونهای که هر قبیله از بنیاسرائیل آبخوری مخصوص خودش را میشناخت، وقبیلهای دیگر در آن آبخور، با آن قبیله شریک نبود، وابر را بر فرازشان سایبان کردیم که با حرکت آنها حرکت میکرد، و با توقف آنها میایستاد، واز نعمتهایمان نوشیدنی شیرینی مانند عسل وپرندهای کوچک وبا گوشتی لذیذ شبیه مرغ بلدرچین بر آنها نازل کردیم، وبه آنها گفتیم: از پاکیزههایی که به شما روزی دادیم بخورید، وما ذرهای از این نعمتها را بهسبب ستم وکفران وندانستن قدر نعمتها که از آنها سر زد نکاستیم، بلکه آنها خودشان با کاستن بهره خودشان بر خویشتن ستم میکردند آنگاه که بهسبب مخالفت با امر الله وانکار نعمتهای او تعالی، لوازم نابودیشان را فراهم آوردند
وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ ٱسْكُنُوا۟ هَـٰذِهِ ٱلْقَرْيَةَ وَكُلُوا۟ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُوا۟ حِطَّةٌۭ وَٱدْخُلُوا۟ ٱلْبَابَ سُجَّدًۭا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيٓـَٔـٰتِكُمْ ۚ سَنَزِيدُ ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١٦١﴾
و-ای رسول- به یاد آور آنگاه که الله به بنیاسرائیل فرمود: به بیت المقدس وارد شوید، واز میوههایش از هر مکانی از آن ودر هر زمانی که خواستید بخورید، و بگویید: پروردگارا، گناهانمان را از ما فرو ریز، وبا رکوع وفروتنی در برابر پروردگارتان از در وارد شوید؛ که اگر چنین کردید از گناهانتان درمیگذریم، واز خیر دنیا وآخرت بر نیکوکاران میافزاییم
فَبَدَّلَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مِنْهُمْ قَوْلًا غَيْرَ ٱلَّذِى قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ بِمَا كَانُوا۟ يَظْلِمُونَ ﴿١٦٢﴾
اما ستمکارانشان سخنی که به آن فرمان داده شده بودند را تبدیل کردند وبه جای طلب آمرزش که به گفتنش امر شده بودند، گفتند: «حبة فی شعرة» (یعنی گندم، پس به جای طلب آمرزش درخواست امور دنیوی کردند)، وکاری که به انجامش فرمان داده شده بودند را تغییر دادند، چنان که به جای وارد شدن همراه با تواضع و فرو آوردن سرهایشان، در حالی که بر نشیمنگاه های خویش می خزیدند، وارد شدند، پس به سبب ستمشان از آسمان بر آنان عذابی فرو فرستادیم
وَسْـَٔلْهُمْ عَنِ ٱلْقَرْيَةِ ٱلَّتِى كَانَتْ حَاضِرَةَ ٱلْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِى ٱلسَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًۭا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ ۙ لَا تَأْتِيهِمْ ۚ كَذَٰلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا۟ يَفْسُقُونَ ﴿١٦٣﴾
و–ای رسول- برای یاد آوری آنچه الله با آن، پیشینیان یهود را عذاب داد از آنها در مورد قریهای که نزدیک دریا بود بپرس آنگاه که با شکار در روز شنبه پس از اینکه از این کار نهی شدند از حدود الله میگذشتند، چنانکه ماهیها در روز شنبه آشکارا بر روی دریا نزدشان میآمدند، ودر سایر روزها نزدشان نمیآمدند، الله آنها را بهسبب خروجشان از طاعت وارتکاب گناهان با این امر آزمایش کرد، پس برای شکار آن فرود آمدند به این نحو که تورهایشان را نصب، وگودالهایشان را حفر کردند، پس ماهیها در روز شنبه در آنها میافتادند، ودر روز یکشنبه آنها را میگرفتند ومیخوردند
وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌۭ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا ۙ ٱللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًۭا شَدِيدًۭا ۖ قَالُوا۟ مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿١٦٤﴾
يتقون و-ای رسول- به یاد آور آنگاه که گروهی از خودشان، آنها را از این منکر نهی میکردند وبرحذر میداشتند، وگروهی دیگر به آنها گفتند: چرا گروهی را نصیحت میکنید که بهسبب گناهانی که مرتکب شدهاند الله آنها را در دنیا نابود میکند، یا در روز قیامت به عذابی سخت آنها را کیفر میدهد؟ نصیحتکنندگان گفتند: نصیحت ما برای آنها، آوردن عذری نزد الله بر انجام امر به معروف ونهی از منکر است که به آن فرمان داده تا ما را به ترک آن مؤاخذه نکند، وامید است که از اندرز بهره بگیرند، واز گناهی که در آن هستند دست بردارند. صفحه ۲۴ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
فَلَمَّا نَسُوا۟ مَا ذُكِّرُوا۟ بِهِۦٓ أَنجَيْنَا ٱلَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ ٱلسُّوٓءِ وَأَخَذْنَا ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ بِعَذَابٍۭ بَـِٔيسٍۭ بِمَا كَانُوا۟ يَفْسُقُونَ ﴿١٦٥﴾
پس هنگامیکه نافرمانان از آنچه که اندرز دهندگان به آنها یاد آوری کردند روی گرداندند، ودست نکشیدند، کسانی را که از منکر نهی کردند از عذاب نجات دادیم، وکسانی را که با شکار روز شنبه بیحرمتی کردند بهسبب خروجشان از طاعت الله واصرارشان بر معصیت به عذابی سخت گرفتیم. فلما عتوا عن م انهوا عنه قلنا لهم كونوا قردة خسٔين
فَلَمَّا عَتَوْا۟ عَن مَّا نُهُوا۟ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا۟ قِرَدَةً خَـٰسِـِٔينَ ﴿١٦٦﴾
پس هنگامیکه از روی تکبر ولجاجت در نافرمانی الله از حد گذشتند، وپند نگرفتند، به آنها گفتیم: ای نافرمانان، بوزینگانی ذلیل وخوار باشید، بهناگاه آنگونه که اراده کردیم شدند، همانا امر ما به چیزی هنگامیکه آن را اراده کنیم چنین است که به او میگوییم: باش، بهناگاه موجود میشود
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ مَن يَسُومُهُمْ سُوٓءَ ٱلْعَذَابِ ۗ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ ٱلْعِقَابِ ۖ وَإِنَّهُۥ لَغَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿١٦٧﴾
لغفور ر حيم و-ای رسول- به یاد آور آنگاه که الله بهطور صریح وبدون هیچ ابهامی اعلام کرد که بهطور قطع کسانی را بر یهود مسلط میسازد که آنها را در زندگی دنیایی آنها تا روز قیامت خوار وذلیل میگرداند، - ای رسول- همانا پروردگارت برای کسیکه از او نافرمانی کند زود کیفر است، حتی گاهی عذابش را در دنیا به تعجیل میاندازد وهمانا او تعالی نسبت به بندگان توبهکارش بسیار آمرزنده ومهربان است
وَقَطَّعْنَـٰهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ أُمَمًۭا ۖ مِّنْهُمُ ٱلصَّـٰلِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَٰلِكَ ۖ وَبَلَوْنَـٰهُم بِٱلْحَسَنَـٰتِ وَٱلسَّيِّـَٔاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿١٦٨﴾
يرجعون وآنها را در زمین پراکنده ساختیم، وپس از اینکه مجتمع بودند آنها را در زمین به طایفههای پراکنده قرار دادیم، برخی از آنها نیکوکار وبرپادارندۀ حقوق الله وحقوق بندگانش هستند، وبرخی از آنها میانهرو هستند، وبرخی از آنها با گناهان بر خویشتن زیادهروی میکنند، وآنها را با گشایش وسختی آزمودیم به این امید که از گناهان بازگردند
فَخَلَفَ مِنۢ بَعْدِهِمْ خَلْفٌۭ وَرِثُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَـٰذَا ٱلْأَدْنَىٰ وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِن يَأْتِهِمْ عَرَضٌۭ مِّثْلُهُۥ يَأْخُذُوهُ ۚ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم مِّيثَـٰقُ ٱلْكِتَـٰبِ أَن لَّا يَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ إِلَّا ٱلْحَقَّ وَدَرَسُوا۟ مَا فِيهِ ۗ وَٱلدَّارُ ٱلْـَٔاخِرَةُ خَيْرٌۭ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿١٦٩﴾
آنگاه پس از اینها، بدکارانی آمدند وجانشین آنها شدند، تورات را از پیشینیانشان گرفتند، آن را میخوانند وبه آنچه در آن است عمل نمیکنند. کالای پست دنیا را به عنوان رشوه میگیرند تا کتاب الله را تحریف کنند، وبه غیر آنچه در آن نازل شده است حکم دهند، وبه خودشان امید میدهند که الله گناهانشان را بر آنها خواهد بخشید، واگر متاع ناچیز دنیوی نزدشان بیاید آن را پیوسته میگیرند، آیا الله عهد وپیمانها از اینها نگرفته است که جز حق بدون تحریف یا تبدیل چیزی بر الله نگویند؟! وعملنکردن آنها به کتاب از روی جهل نبود، بلکه از روی علم بود، زیرا آنچه در آن است را خواندند ودانستند، پس گناهشان شدیدتر است. و سرای آخرت ونعمتهای همیشگی در سرای آخرت برای کسانی که با اجرای اوامر واجتناب از نواهی الله تعالی از او میترسند از آن کالای نابودشدنی بهتر است. آیا اینها که این کالای ناچیز را میگیرند نمیاندیشند که آنچه الله در آخرت برای پرهیزگاران آماده ساخته است بهتر وماندگارتر است؟!
وَٱلَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِٱلْكِتَـٰبِ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ ٱلْمُصْلِحِينَ ﴿١٧٠﴾
وکسانیکه به کتاب چنگ میزنند، وبه آنچه در آن است عمل میکنند ونماز را با محافظت بر اوقات وشروط وواجبات وسنن آن برپا میدارند، بهزودی الله جزای اعمالشان را به آنها میدهد، زیرا الله مزد کسی را که عملش صالح باشد تباه نمیسازد. صفحه ۲۵ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
۞ وَإِذْ نَتَقْنَا ٱلْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُۥ ظُلَّةٌۭ وَظَنُّوٓا۟ أَنَّهُۥ وَاقِعٌۢ بِهِمْ خُذُوا۟ مَآ ءَاتَيْنَـٰكُم بِقُوَّةٍۢ وَٱذْكُرُوا۟ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿١٧١﴾
تتقون و-ای محمد- به یاد آور آنگاه که کوه را برکندیم وبر فراز بنیاسرائیل برافراشتیم. آنگاه که از قبول آنچه در تورات آمده خودداری کردند، پس کوه مانند ابری شد که بر روی سرشان سایه میانداخت ویقین پیدا کردند که بر آنها سقوط میکند، وبه آنها گفته شد: آنچه را به شما دادیم با جد وجهد واراده برگیرید، واحکامش را که الله بر شما تشریع کرده است به یاد آورید وفراموش نکنید، امید است که با این کار از الله بترسید
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِىٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا۟ بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَآ ۛ أَن تَقُولُوا۟ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَـٰذَا غَـٰفِلِينَ ﴿١٧٢﴾
و-ای محمد- به یاد آور آنگاه که پروردگارت از پشت فرزندان آدم نسل آنها را در آورد، واز آنها به اثبات ربوبیت او تعالی به آنچه که در فطرتشان به ودیعه گذاشته است اقرار گرفت که او تعالی آفریدگار وپروردگار آنها است وفرمود: آیا پروردگارتان نیستم؟ همگی گفتند: آری تو پروردگار ما هستی، فرمود: فقط برای این شما را آزمودیم واز شما پیمان گرفتیم تا در روز قیامت حجت الله بر خودتان را انکار نکنید، ونگویید که به آن علم ندارید
أَوْ تَقُولُوٓا۟ إِنَّمَآ أَشْرَكَ ءَابَآؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةًۭ مِّنۢ بَعْدِهِمْ ۖ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾
یا چنین اعتراض کنید که پدرانتان بودند که پیمان را شکستند وبه الله شرک آوردند، وشما مقلد پدرانتان بودید در شرکی که از آنها دیدید، آنگاه بگویید: - پروردگارا- آیا بهسبب کار پدرانمان که اعمالشان را با شرک باطل کردند ما را مؤاخذه وعذاب میکنی؟ ما که گناهی نداریم؛ چون جاهل بودیم واز پدرانمان تقلید میکردیم
وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿١٧٤﴾
وهمانگونه که آیات را در سرانجام امتهای تکذیبکننده بیان کردیم، آنها را برای اینها نیز بیان میکنیم؛ به این امید که از شرک که در آن هستند به توحید و عبادت الله به یگانگی بازگردند؛ چنانکه در عهدی که در برابر الله به آن تعهد نمودند آمده است
وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ٱلَّذِىٓ ءَاتَيْنَـٰهُ ءَايَـٰتِنَا فَٱنسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ ٱلشَّيْطَـٰنُ فَكَانَ مِنَ ٱلْغَاوِينَ ﴿١٧٥﴾
و-ای رسول- بر بنیاسرائیل خبر مردی از آنها را بخوان که آیاتمان را به او عطا کردیم پس آنها را دانست وحقی را که بر آن دلالت میکرد درک کرد، اما به آن عمل نکرد، بلکه آن را رها کرد واز آن درآمد، آنگاه شیطان به او پیوست، وهمنشینش شد، پس بعد از اینکه از هدایت یافتگان نجاتیابنده بود از گمراهان نابود شده قرار گرفت
وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَـٰهُ بِهَا وَلَـٰكِنَّهُۥٓ أَخْلَدَ إِلَى ٱلْأَرْضِ وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ ۚ فَمَثَلُهُۥ كَمَثَلِ ٱلْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ ٱلْقَوْمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا ۚ فَٱقْصُصِ ٱلْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿١٧٦﴾
واگر نفع او با این آیات را میخواستیم بهطور قطع او را با آنها بالا میبردیم به این نحو که او را به عمل به آنها توفیق میدادیم ودر دنیا وآخرت بالا میرفت، اما آنچه را که به درماندگیاش منجر میشد انتخاب کرد آنگاه که با ترجیح دنیای خویش بر آخرتش بهسوی شهوات دنیا گرایید، وباطلی را که نفسش به آن گرایش داشت پیروی کرد، پس مثال او در حرص زیاد بر دنیا مانند سگ است که همیشه ودر هر حالی زبانش را در میآورد، چه به بند کشیده شده باشد وچه رها شود، این مثل مذکور مثل قومی است که بهسبب تکذیب آیات ما گمراه شدند، پس -ای رسول- این قصه را بر آنها حکایت کن؛ امید است که بیندیشند آنگاه از تکذیب وگمراهیای که در آن هستند دست بکشند. صفحه ۲۶ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
سَآءَ مَثَلًا ٱلْقَوْمُ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُوا۟ يَظْلِمُونَ ﴿١٧٧﴾
بدتر از قومی که دلایل وبراهین ما را تکذیب کردند وهرگز آن را تصدیق نکردند وجود ندارد، وآنها با این کار با فراهم آوردن لوازم نابودی به خویشتن ستم میکنند
مَن يَهْدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلْمُهْتَدِى ۖ وَمَن يُضْلِلْ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْخَـٰسِرُونَ ﴿١٧٨﴾
کسیکه الله او را به هدایت بر راه راست خویش توفیق داد، هدایتیافتۀ واقعی، اوست، وهرکس که الله او را از راه راست دور کند، در واقع آنها کسانی هستند که از بهره خویش میکاهند، همان کسانیکه در روز قیامت به خودشان وپیروانشان زیان میرسانند، بدانید که این امر همان زیان آشکار است
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌۭ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌۭ لَّا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ ءَاذَانٌۭ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَآ ۚ أُو۟لَـٰٓئِكَ كَٱلْأَنْعَـٰمِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْغَـٰفِلُونَ ﴿١٧٩﴾
وبسیاری از جنها وانسانها را برای جهنم آفریدهایم؛ زیرا میدانیم که آنها عمل جهنمیان را انجام خواهند داد، آنها دلهایی دارند که با آنها نه آنچه را به آنها نفع میرساند درک میکنند ونه آنچه به آنها ضرر میرساند، وچشمهایی دارند که با آنها آیات الله در جانها وآفاق را نمیبینند تا از آنها پند واندرز بگیرند، و گوشهایی دارند که آیات الله را با آن نمیشنوند تا در آنچه در آن است بیندیشند، آنها که این صفات را دارند در نداشتن عقل مانند چهارپایان هستند، بلکه از چهارپایان هم گمراهترند، آنها همان غافلان از ایمان به الله وروز آخرت هستند
وَلِلَّهِ ٱلْأَسْمَآءُ ٱلْحُسْنَىٰ فَٱدْعُوهُ بِهَا ۖ وَذَرُوا۟ ٱلَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِىٓ أَسْمَـٰٓئِهِۦ ۚ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿١٨٠﴾
والله - سبحانه- اسمهای نیکویی دارد که بر جلال وکمال او تعالی دلالت میکنند، پس در طلب آنچه میخواهید، با آنها به الله متوسل شوید، واو تعالی را با آنها بستایید، وکسانی را که در مورد این اسمها از حق منحرف میشوند به این نحو که آنها را برای غیر الله قرار میدهند، یا آنها را از او تعالی نفی میکنند، یا معنای این اسمها را تحریف میکنند یا با این اسامی غیر الله را با او تعالی همانند میکنند رها کنید، بهزودی آنها را که به جای حق به این کارها روی میآورند، بهسبب کارهایی که انجام میدادند با عذابی رنجآور مجازات خواهیم کرد
وَمِمَّنْ خَلَقْنَآ أُمَّةٌۭ يَهْدُونَ بِٱلْحَقِّ وَبِهِۦ يَعْدِلُونَ ﴿١٨١﴾
واز میان کسانیکه آفریدیم گروهی هستند که خودشان به حق هدایت میشوند، ودیگران را نیز به حق دعوت میکنند وآنها نیز هدایت میشوند، وبا عدالت به حق حکم میکنند وستم روا نمیدارند
وَٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٨٢﴾
وکسانیکه آیات ما را تکذیب کردند وبه آنها ایمان نیاوردند، بلکه آنها را انکار کردند، بهزودی درهای روزی را نه از باب گرامیداشتنشان، بلکه برای نزدیک کردن تدریجی آنها بهسوی عذاب بر رویشان میگشاییم تا در گمراهی خویش بمانند، سپس عذاب ما به صورت ناگهانی آنها را فرا میگیرد وغافلگیر میکند
وَأُمْلِى لَهُمْ ۚ إِنَّ كَيْدِى مَتِينٌ ﴿١٨٣﴾
وکیفر آنها را به تأخیر میاندازم تا گمان کنند مجازات نمیشوند، آنگاه به تکذیب وکفرشان ادامه دهند تا عذابشان دو چندان شود، همانا تدبیر من قوی است، چنانکه احسان را برایشان آشکار میکنم، درحالیکه اراده من یارینکردن آنها است
أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا۟ ۗ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌۭ مُّبِينٌ ﴿١٨٤﴾
آیا این تکذیب کنندگان آیات الله ورسولش نیندیشیدهاند، تا عقلهایشان به کار بیفتد وبرایشان روشن شود که محمد صلی الله علیه وسلم مجنون نیست، بلکه فقط فرستادهای از جانب الله است که او را برای ترساندنی آشکار از عذاب الله برانگیخته است. صفحه ۲۷ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
أَوَلَمْ يَنظُرُوا۟ فِى مَلَكُوتِ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَىْءٍۢ وَأَنْ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ قَدِ ٱقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ ۖ فَبِأَىِّ حَدِيثٍۭ بَعْدَهُۥ يُؤْمِنُونَ ﴿١٨٥﴾
آیا آنها برای اندرزگیری به فرمانروایی الله در آسمانها وزمین، وحیوانات وگیاهان وسایر مخلوقاتی که الله در آسمانها وزمین آفریده است ننگریستهاند، وآیا در مدت عمرهایشان توجه نکردهاند که شاید پایانش نزدیک باشد آنگاه قبل از آنکه فرصت از دست برود توبه کنند. اگر به قرآن ووعد ووعیدهایی که در آن است ایمان نمیآورند، پس به کدام کتاب دیگری ایمان میآورند؟!
مَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُۥ ۚ وَيَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿١٨٦﴾
هرکس که الله او را در هدایت به حق یاری نکند، واو را از راه راست گمراه سازد، هیچ هدایتگری برایش نیست که او را به حق هدایت کند، والله آنها را چنان سرگشته در گمراهی وکفرشان رها میکند که به هیچ چیزی هدایت نمیشوند
يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَىٰهَا ۖ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّى ۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَآ إِلَّا هُوَ ۚ ثَقُلَتْ فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ لَا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةًۭ ۗ يَسْـَٔلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِىٌّ عَنْهَا ۖ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ ٱللَّهِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٨٧﴾
يعلمون این تکذیب کنندگان لجوج، از تو در مورد قیامت میپرسند: چه موقع رخ میدهد وعلم به آن کامل میشود؟ - ای محمد- بگو: علم آن نه نزد من است ونه نزد دیگری، بلکه علم آن فقط نزد الله است، وجز الله هیچکس آن را برای وقتیکه برایش معین شده است آشکار نمیگرداند، امر ظهور قیامت بر ساکنان آسمانها و زمین پوشیده است، وفقط به صورت ناگهانی نزدشان میآید، از تو در مورد قیامت میپرسند گویی تو بر علم به آن حریص هستی، ونمیدانند که تو بهسبب کمال علمی که به پروردگارت داری در این مورد از او تعالی نمیپرسی، - ای محمد- به آنها بگو: همانا علم قیامت فقط نزد الله است، اما بیشتر مردم از این امر آگاه نیستند
قُل لَّآ أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعًۭا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ ۚ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ ٱلْغَيْبَ لَٱسْتَكْثَرْتُ مِنَ ٱلْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِىَ ٱلسُّوٓءُ ۚ إِنْ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٌۭ وَبَشِيرٌۭ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ ﴿١٨٨﴾
ای محمد- بگو: جز آنچه الله بخواهد نمیتوانم هیچ خیری برای خودم جلب کنم، وهیچ شری را از خودم دفع کنم، واین کار فقط به الله باز میگردد، وجز آنچه که الله به من آموخته است چیزی نمیدانم، پس غیب نمیدانم، واگر غیب میدانستم، اسبابی را فراهم میآوردم که میدانم برای من جلب مصالح میکند، ومفاسد را از من دور میسازد؛ زیرا به اشیا قبل از اینکه ایجاد شوند وبه سرانجام آنها آگاهی داشتم. من جز فرستادهای از جانب الله نیستم، از عذاب دردآور او میترسم، ومردمی را که ایمان دارند که من رسولی از جانب او تعالی هستم وآنچه را آوردهام تصدیق میکنند به پاداش گرامی او تعالی بشارت میدهم
۞ هُوَ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍۢ وَٰحِدَةٍۢ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا ۖ فَلَمَّا تَغَشَّىٰهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًۭا فَمَرَّتْ بِهِۦ ۖ فَلَمَّآ أَثْقَلَت دَّعَوَا ٱللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ ءَاتَيْتَنَا صَـٰلِحًۭا لَّنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّـٰكِرِينَ ﴿١٨٩﴾
ای مردان وزنان- او ذاتی است که شما را از یک شخص یعنی آدم علیه السلام آفرید، واز آدم علیه السلام همسرش حوا را آفرید، حوا را از دندۀ آدم علیه السلام آفرید تا به آن انس گیرد، وبا آن آرام یابد، پس وقتی شوهری با همسرش آمیزش کند به ح ملی سبک که آن را احساس نمیکند باردار میشود، چون در آغاز کارش است، وبا این ح ملش به انجام نیازهایش ادامه میدهد واحساس سنگینی نمیکند، اما هنگامیکه حمل در شکم مادر، بزرگ شد ومادر به آن سنگینبار گشت، زن وشوهر اینگونه نزد پروردگارشان دعا میکنند: - پروردگارا- اگر فرزندی صالح وبا خلقت کامل به ما عطا کنی بهطور قطع از شکرگزاران نعمت تو خواهیم بود
فَلَمَّآ ءَاتَىٰهُمَا صَـٰلِحًۭا جَعَلَا لَهُۥ شُرَكَآءَ فِيمَآ ءَاتَىٰهُمَا ۚ فَتَعَـٰلَى ٱللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿١٩٠﴾
اما وقتی الله دعای آن دو را اجابت کرد، وهمانگونه که دعا کرده بودند فرزندی صالح به آنها عطا فرمود در آنچه که الله برایشان بخشیده بود شریکانی برای الله صفحه ۲۸ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر قرار دادند وفرزندشان را بندۀ غیر او تعالی کردند، واو را عبدالحارث نامیدند، اما الله از هر شریکی برتر ومنزه است، زیرا او در ربوبیت والوهیت یگانه است. أيشركون ما لا يخلق شئا وهم يخلقون
أَيُشْرِكُونَ مَا لَا يَخْلُقُ شَيْـًۭٔا وَهُمْ يُخْلَقُونَ ﴿١٩١﴾
آیا این بتها وغیر آنها را شریکانی برای الله در عبادت قرار میدهند، درحالیکه میدانند آنها چیزی را نمیآفرینند تا سزاوار عبادت باشند، بلکه خودشان مخلوق هستند، پس چگونه آنها را شریکانی برای الله قرار میدهند؟!
وَلَا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًۭا وَلَآ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ ﴿١٩٢﴾
واین معبودها نمیتوانند عبادتگزارانشان را یاری کنند، وقادر بر یاری خودشان نیز نیستند، پس چگونه آنها را عبادت میکنند؟!
وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى ٱلْهُدَىٰ لَا يَتَّبِعُوكُمْ ۚ سَوَآءٌ عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَـٰمِتُونَ ﴿١٩٣﴾
و-ای مشرکان- اگر این بتها را که معبودهایی به جای الله گرفتهاید در دعا بهسوی هدایت فراخوانید در آنچه که آنها را در دعا بهسوی آن میخوانید به شما پاسخ نمیدهند واز شما پیروی نمیکنند، پس چه آنها را در دعایتان فراخوانید وچه سکوت کنید نزد آنها یکسان است؛ زیرا آنها جمادات خالصی هستند، که نه میاندیشند، نه میشنوند، ونه سخن میگویند
إِنَّ ٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ ۖ فَٱدْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا۟ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ ﴿١٩٤﴾
ای مشرکان- همانا کسانیکه شما آنها را به جای الله عبادت میکنید مخلوقها ومملوکهای الله هستند، پس آنها در این امر مانند شما هستند، بهعلاوه حال شما از آنها بهتر است؛ زیرا شما زندگانی هستید که سخن میگویید وراه میروید ومیشنوید ومیبینید، اما بتهای شما اینگونه نیستند، پس آنها را در دعا بخوانید و آنها باید پاسخ شما را بازگردانند اگر در آنچه که برای آنها ادعا میکنید راست میگویید
أَلَهُمْ أَرْجُلٌۭ يَمْشُونَ بِهَآ ۖ أَمْ لَهُمْ أَيْدٍۢ يَبْطِشُونَ بِهَآ ۖ أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌۭ يُبْصِرُونَ بِهَآ ۖ أَمْ لَهُمْ ءَاذَانٌۭ يَسْمَعُونَ بِهَا ۗ قُلِ ٱدْعُوا۟ شُرَكَآءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلَا تُنظِرُونِ ﴿١٩٥﴾
آیا این بتها که آنها را به عنوان معبودهایی گرفتهاید: پاهایی دارند که با آن راه روند تا در برآورده ساختن حوائج شما بکوشند؟ آیا دستانی دارند تا با آنها با قدرت از شما دفاع کنند؟ آیا چشمانی دارند که با آنها آنچه را از شما پنهان است ببینند وشما را با خبر سازند؟ آیا گوشهایی دارند که با آنها آنچه را بر شما پوشیده است بشنوند وشما را از آن آگاه سازند؟ اگر فاقد تمام این اعضا هستند پس چگونه آنها را به امید جلب منفعت یا دفع ضرر عبادت میکنید؟! -ای رسول- به این مشرکان بگو: کسانی را که با الله برابر میدانید در دعا فراخوانید، آنگاه برای رساندن آسیب بر من بکوشید، وبه من مهلت ندهید
إِنَّ وَلِـِّۧىَ ٱللَّهُ ٱلَّذِى نَزَّلَ ٱلْكِتَـٰبَ ۖ وَهُوَ يَتَوَلَّى ٱلصَّـٰلِحِينَ ﴿١٩٦﴾
همانا یار ویاور من الله است که مرا محافظت میکند، پس به غیر او تعالی امید ندارم، وذرهای از بتهای شما نمیترسم، زیرا الله ذاتی است که قرآن را مایۀ هدایت مردم بر من نازل کرد، وکار بندگان صالح خویش را بر عهده گرفته است، پس آنها را محافظت میکند ویاری میرساند
وَٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلَآ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ ﴿١٩٧﴾
و-ای مشرکان- این بتها که آنها را در دعا میخوانید قادر بر یاری شما نیستند، وخودشان را نیز نمیتوانند یاری کنند، زیرا آنها ناتوان هستند، پس چگونه آنها را به جای الله در دعا میخوانید؟! صفحه ۲۹ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى ٱلْهُدَىٰ لَا يَسْمَعُوا۟ ۖ وَتَرَىٰهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ ﴿١٩٨﴾
و-ای مشرکان- اگر بتهایتان را که آنها را به جای الله عبادت میکنید، در دعا بهسوی استقامت فراخوانید دعای شما را نمیشنوند، وآنها را میبینی که با چشمانی نقاشی شده به تو مینگرند، درحالیکه جماداتی هستند که نمیبینند، در حقیقت تمثالهایی به شکل بنیآدم یا حیوانات میساختند، ودستها وپاها و چشمهایی داشتند، اما بیجان وبدون روح وبدون حرکت بودند
خُذِ ٱلْعَفْوَ وَأْمُرْ بِٱلْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ ٱلْجَـٰهِلِينَ ﴿١٩٩﴾
ای رسول- از مردم اعمال واخلاقی را که نفسشان به آنها اجازه میدهد، وبر آنها آسان است بپذیر، وآنها را به آنچه که طبیعتشان اجازه نمیدهد مکلف نکن؛ زیرا این کار آنها را رویگردان میکند، وبه هر سخن زیبا وکار نیکویی امر کن، واز جاهلان روی گردان، ودر برابر جهل آنها مقابله به مثل نکن، پس هرکس تو را اذیت کرد او را اذیت نکن، وهرکس تو را محروم ساخت او را محروم نکن
وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ نَزْغٌۭ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ ۚ إِنَّهُۥ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٠٠﴾
و-ای رسول- هرگاه احساس کردی شیطان وسوسهای به تو رساند یا تو را از انجام کار خیر بازداشت بهسوی الله پناه ببر، وبه او متم س ک شو؛ زیرا او تمام سخنان تو را میشنود، از پناه آوردن تو آگاه است، پس تو را در برابر شیطان حمایت خواهد کرد
إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ إِذَا مَسَّهُمْ طَـٰٓئِفٌۭ مِّنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ تَذَكَّرُوا۟ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ ﴿٢٠١﴾
همانا کسانیکه با اجرای اوامر واجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه کردند، هرگاه وسوسهای از جانب شیطان به آنها برسد ومرتکب گناه شوند؛ بزرگی الله وکیفر او برای نافرمانان وثوابش برای فرمانبرداران را به یاد میآورند، آنگاه از گناهشان توبه میکنند، وبهسوی پروردگارشان باز میگردند، بهناگاه بر حق استقامت میورزند، واز گناهانی که مرتکب میشدند به هوش میآیند، ودست میکشند
وَإِخْوَٰنُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِى ٱلْغَىِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ ﴿٢٠٢﴾
وبرادران شیاطین از بدکاران وکافران؛ همواره شیاطین با گناهان مستمر بر گمراهیشان می افزایند، وهیچ کدام از کار خود دست نمی کشند؛ نه شیاطین از اغوا کردن وگمراه ساختن، ونه بدکاران از تبعیت (از شیاطین) وانجام کار بد، دست می کشند
وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِـَٔايَةٍۢ قَالُوا۟ لَوْلَا ٱجْتَبَيْتَهَا ۚ قُلْ إِنَّمَآ أَتَّبِعُ مَا يُوحَىٰٓ إِلَىَّ مِن رَّبِّى ۚ هَـٰذَا بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًۭى وَرَحْمَةٌۭ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ ﴿٢٠٣﴾
ورحمة لقوم يؤمنون و-ای رسول- اگر آیهای بیاوری تو را تکذیب میکنند واز آن روی میگردانند، واگر آیهای برایشان نیاوری میگویند: چرا آیهای از جانب خودت اختراع نمیکنی ونمیسازی، - ای رسول- به آنها بگو: من نمیتوانم آیهای از نزد خودم بیاورم، وجز از آنچه که الله به من وحی میکند پیروی نمیکنم، این قرآن که آن را برایتان میخوانم حجتها ودلایلی است از جانب الله پروردگار وتدبیر کنندۀ امورتان، ومایۀ راهنمایی ورحمتی برای بندگان مؤمن او تعالی است، واما بندگان غیر مؤمن گمراهان وبدبختان هستند
وَإِذَا قُرِئَ ٱلْقُرْءَانُ فَٱسْتَمِعُوا۟ لَهُۥ وَأَنصِتُوا۟ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿٢٠٤﴾
وهنگامیکه قرآن خوانده شود به قرائت آن گوش فرا دهید، وسخن نگویید، وبه غیر آن مشغول نشوید؛ امید است که الله بر شما رحم کند. صفحه ۳۰ از ۳۱ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر
وَٱذْكُر رَّبَّكَ فِى نَفْسِكَ تَضَرُّعًۭا وَخِيفَةًۭ وَدُونَ ٱلْجَهْرِ مِنَ ٱلْقَوْلِ بِٱلْغُدُوِّ وَٱلْـَٔاصَالِ وَلَا تَكُن مِّنَ ٱلْغَـٰفِلِينَ ﴿٢٠٥﴾
و-ای رسول-، الله، پروردگارت را با خشوع وفروتنی وترسان یاد کن، ومیان صدای بلند وآهسته در آغاز وپایان روز به دلیل فضیلت این دو وقت دعا کن، واز غافلان از یاد الله تعالی نباش
إِنَّ ٱلَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِۦ وَيُسَبِّحُونَهُۥ وَلَهُۥ يَسْجُدُونَ ۩ ﴿٢٠٦﴾
ای رسول- همانا فرشتگان نزد پروردگارت از عبادت او سبحانه تکبر نمیورزند، بلکه بدون اینکه سستی ورزند با فروتنی به عبادت او تعالی گردن مینهند، وآنها شب وروز الله را از آنچه که شایستۀ او نیست منزه میدانند، وفقط برای او سبحانه سجده میگزارند. صفحه ۳۱ از ۳۱ moc.hgelp
دنبال کن · تکرار کن · از حفظ بخوان · بدون ثبتنام