خانهتفسیرالنمل (٢٧)

تفسیر النمل — An-Naml (27)

مکی · ٩٣ آیه

خواندن · شنیدنفایل PDF

طسٓ ۚ تِلْكَ ءَايَـٰتُ ٱلْقُرْءَانِ وَكِتَابٍۢ مُّبِينٍ ﴿١﴾

نیست، وهرکس در آن تدبر کند خواهد دانست که از جانب الله نازل‌شده است. هدى وبشر للمؤمنين

هُدًۭى وَبُشْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿٢﴾

این آیات مایۀ هدایت وراهنمایی به‌سوی حق، ومایۀ بشارت مؤمنان به الله ورسولش است

ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤْتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُم بِٱلْـَٔاخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿٣﴾

همان کسانی‌که نماز را به کامل‌ترین وجه ادا می‌کنند، وزکات اموال‌شان را در موارد مصرفش می‌پردازند، وهمان‌ها به پاداش وکیفر آخرت یقین دارند

إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْـَٔاخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَـٰلَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ ﴿٤﴾

در حقیقت کافران که به آخرت وپاداش وکیفر آن ایمان ندارند، اعمال بدشان را برای‌شان آراستیم، پس انجام آنها را ادامه دادند، وآنها سرگردان هستند وبه راه راست وحق هدایت نمی‌شوند

أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَهُمْ سُوٓءُ ٱلْعَذَابِ وَهُمْ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ هُمُ ٱلْأَخْسَرُونَ ﴿٥﴾

اینها که دارای صفات مذکور هستند همان کسانی هستند که عذاب سخت در دنیا با قتل واسارت برای‌شان است، وهمان‌ها در آخرت زیانکارترین مردم هستند، چون در روز قیامت به خودشان وخانواده‌های‌شان با جاویدان‌کردن آنها در جهنم زیان می‌رسانند

وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى ٱلْقُرْءَانَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ ﴿٦﴾

و- ای رسول- به‌راستی‌که تو این قرآن نازل‌شده بر خویش را از جانب ذاتی‌که در آفرینش وتدبیر وشرعش حکیم است دریافت می‌کنی یعنی همان ذات دانایی که هیچ‌چیز از مصالح بندگانش بر او پوشیده نمی‌ماند

إِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِأَهْلِهِۦٓ إِنِّىٓ ءَانَسْتُ نَارًۭا سَـَٔاتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ ءَاتِيكُم بِشِهَابٍۢ قَبَسٍۢ لَّعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ ﴿٧﴾

ای رسول- به یاد آور آن‌گاه که موسی علیه السلام به خانواده‌اش گفت: به‌راستی‌که من آتشی دیدم، به زودی از محلی که آتش، فروزان است خبری برای‌تان خواهم آورد تا ما را به راه راهنمایی کند، یا شعله‌ای از آن برای‌تان می‌آورم تا خودتان را در برابر سرما گرم کنید

فَلَمَّا جَآءَهَا نُودِىَ أَنۢ بُورِكَ مَن فِى ٱلنَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَـٰنَ ٱللَّهِ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ ﴿٨﴾

چون به مکان آتشی که دیده بود رسید الله به او ندا داد که: برای بزرگداشت پروردگار جهانیان ومنزه‌ دانستن او تعالی از صفاتی که سزاوارش نیست وگمراهان با آنها، او را توصیف می‌کنند، فرشتگانی را که در این آتش، وپیرامون آن هستند گرامی بدار. صفحه ۱ از ۱۲ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

يَـٰمُوسَىٰٓ إِنَّهُۥٓ أَنَا ٱللَّهُ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ ﴿٩﴾

الله به او گفت: ای موسی، همانا من الله ذات شکست‌ناپذیری هستم کهنهیچ‌کس بر من چیره نمی‌شود، ودر خلق وتقدیر وشریعت خویش بسیار دانا هستم

وَأَلْقِ عَصَاكَ ۚ فَلَمَّا رَءَاهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَآنٌّۭ وَلَّىٰ مُدْبِرًۭا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ يَـٰمُوسَىٰ لَا تَخَفْ إِنِّى لَا يَخَافُ لَدَىَّ ٱلْمُرْسَلُونَ ﴿١٠﴾

وعصایت را بیفکن، آن‌گاه موسی علیه السلام اطاعت کرد، پس چون موسی علیه السلام عصا را دید که همانند ماری می‌جنبد وحرکت می‌کند به آن پشت کرد و بازنگشت، آن‌گاه الله به او گفت: از آن نترس، زیرا نزد من رسولان نه از مار ونه از هیچ چیز دیگری نمی‌ترسند

إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًۢا بَعْدَ سُوٓءٍۢ فَإِنِّى غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿١١﴾

اما کسی‌که با ارتکاب گناه به خودش ستم کند، سپس توبه کند همانا من نسبت به او بسیار آمرزنده ومهربان هستم

وَأَدْخِلْ يَدَكَ فِى جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَآءَ مِنْ غَيْرِ سُوٓءٍۢ ۖ فِى تِسْعِ ءَايَـٰتٍ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَقَوْمِهِۦٓ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمًۭا فَـٰسِقِينَ ﴿١٢﴾

فسقين ودستت را در گریبانت قرار بده که مانند برف وبدون پیسی، سفید درمی‌آید. این نشانه، از جمله آیات نه‌گانه‌ای است که به راستگویی تو نزد فرعون وقومش گواهی می‌دهند - یعنی افزون بر دست: عصا، خشکسالی، کمبود میوه‌ها، طوفان، ملخ، شپش، قورباغه‌ها، وخون-. به‌راستی‌که آنها مردمی هستند که به‌سبب کفر به الله نافرمان او تعالی هستند

فَلَمَّا جَآءَتْهُمْ ءَايَـٰتُنَا مُبْصِرَةًۭ قَالُوا۟ هَـٰذَا سِحْرٌۭ مُّبِينٌۭ ﴿١٣﴾

پس چون این آیات واضح وآشکار ما که موسی را با آنها تقویت کردیم نزدشان آمد گفتند:و این آیاتی که موسی آورده سحری آشکار است

وَجَحَدُوا۟ بِهَا وَٱسْتَيْقَنَتْهَآ أَنفُسُهُمْ ظُلْمًۭا وَعُلُوًّۭا ۚ فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلْمُفْسِدِينَ ﴿١٤﴾

وبه‌سبب ستم وگردنکشی در برابر حق به این آیات روشن با آن‌که دل‌های‌شان یقین داشت که از جانب الله هستند کفر ورزیدند وبه آنها اقرار نکردند، پس - ای رسول- بنگر که سرانجام فسادکاران در زمین به‌سبب کفر وگناهان‌شان چگونه بود، به تحقیق که همگی آنها را هلاک ونابود کرده‌ایم

وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا دَاوُۥدَ وَسُلَيْمَـٰنَ عِلْمًۭا ۖ وَقَالَا ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى فَضَّلَنَا عَلَىٰ كَثِيرٍۢ مِّنْ عِبَادِهِ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿١٥﴾

وهمانا به داود وپسرش سلیمان علمی بخشيديم، از جمله علم سخن پرندگان، وداود وسلیمان -علیهما السلام- از روی شکرگزاری به الله گفتند: تمامی ستایش ها از آن پروردگاری است که ما را به وسیله ی علم ونبوتی که به ما اختصاص داده، بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری بخشيده است

وَوَرِثَ سُلَيْمَـٰنُ دَاوُۥدَ ۖ وَقَالَ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ ٱلطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِن كُلِّ شَىْءٍ ۖ إِنَّ هَـٰذَا لَهُوَ ٱلْفَضْلُ ٱلْمُبِينُ ﴿١٦﴾

وسلیمان از پدرش داود، نبوت وعلم وپادشاهی میراث برد، وبرای بازگویی نعمت الله بر خودش وپدرش گفت: ای مردم، الله فهم صداهای پرندگان را به ما آموخته است، واز هر چیزی‌که به پیامبران وپادشاهان عطا کرده به ما عطا کرده است، به‌راستی آنچه‌ که الله سبحانه به ما عطا کرده، همان فضل آشکار وروشن است. صفحه ۲ از ۱۲ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

وَحُشِرَ لِسُلَيْمَـٰنَ جُنُودُهُۥ مِنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ وَٱلطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ ﴿١٧﴾

وبرای سلیمان علیه السلام لشکریان او اعم از انسان‌ها وجن‌ها وپرندگان گرد آمدند، وبا نظم وترتیب رانده می‌شدند

حَتَّىٰٓ إِذَآ أَتَوْا۟ عَلَىٰ وَادِ ٱلنَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌۭ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّمْلُ ٱدْخُلُوا۟ مَسَـٰكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَـٰنُ وَجُنُودُهُۥ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿١٨﴾

يشعرون پس پیوسته رانده می‌شدند تا اینکه به درۀ مورچگان (مکانی در شام) رسیدند آن‌گاه یکی از مورچگان گفت: ای مورچگان وارد خانه‌های‌تان شوید تا سلیمان و لشکریانش درحالی‌که از وجود شما آگاه نیستند شما را نابود نکنند، اما اگر از حضورتان آگاه باشند شما را لگدمال نخواهند کرد

فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًۭا مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِىٓ أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ ٱلَّتِىٓ أَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَعَلَىٰ وَٰلِدَىَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَـٰلِحًۭا تَرْضَىٰهُ وَأَدْخِلْنِى بِرَحْمَتِكَ فِى عِبَادِكَ ٱلصَّـٰلِحِينَ ﴿١٩﴾

سلیمان علیه السلام با شنیدن سخن آن مورچه تبسمی کرد وپروردگارش سبحانه را این‌گونه فراخواند: پروردگارا مرا توفیق ده وبه من الهام کن تا شکر نعمت تو را که آن را بر من وبر پدرم ارزانی داشتی به جای آورم، ومرا توفیق ده تا علم نیکویی که تو آن را می‌پسندی انجام دهم، وبه رحمت خویش مرا در زمرۀ بندگان صالح خویش قرار ده

وَتَفَقَّدَ ٱلطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِىَ لَآ أَرَى ٱلْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ ٱلْغَآئِبِينَ ﴿٢٠﴾

وسلیمان علیه السلام جویای احوال پرندگان شد اما هدهد را ندید، گفت: چرا هدهد را نمی‌بینم؟ آیا مانعی باعث شده تا او را نبینم، یا از غایبان است. لأعذبنه عذابا شديدا أو لأاذبحنه أو ليأتينى بسلطن م بين

لَأُعَذِّبَنَّهُۥ عَذَابًۭا شَدِيدًا أَوْ لَأَا۟ذْبَحَنَّهُۥٓ أَوْ لَيَأْتِيَنِّى بِسُلْطَـٰنٍۢ مُّبِينٍۢ ﴿٢١﴾

وقتی غیبت هدهد برایش آشکار شد گفت: به‌طور قطع او را به کیفر غیبتش به عذابی سخت عذاب خواهم کرد یا سرش را خواهم برید، مگر اینکه دلیلی واضح برایم بیاورد تا عذر غیبتش آشکار گردد. فمكث غير بعيد فقال أحطت بما لم تحط به وجئتك من سبإبنبإ يقين

فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍۢ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِۦ وَجِئْتُكَ مِن سَبَإٍۭ بِنَبَإٍۢ يَقِينٍ ﴿٢٢﴾

پس هدهد زمانی کوتاه غایب ماند، ووقتی آمد به سلیمان علیه السلام گفت: بر چیزی‌که تو از آن اطلاع نیافتی اطلاع یافتم، واز اهل سبأ خبری راست وبدون تردید برایت آورده‌ام

إِنِّى وَجَدتُّ ٱمْرَأَةًۭ تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِن كُلِّ شَىْءٍۢ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌۭ ﴿٢٣﴾

به‌راستی دیدم که زنی بر آنها حکومت می‌کند، واز تمام اسباب قدرت وپادشاهی به این زن داده شده است، وتخت بزرگی دارد که امور قومش را از بالای آن اداره می‌کند

وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيْطَـٰنُ أَعْمَـٰلَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ ٱلسَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ ﴿٢٤﴾

يهتدون این زن وقومش را دیدم که به جای الله در برابر خورشید سجده می‌کنند، وشیطان اعمال شرکی وگناهان شان را برای‌شان آراسته است، وآنها را از راه حق منحرف کرده است، پس به حق هدایت نمی‌شوند. صفحه ۳ از ۱۲ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

أَلَّا يَسْجُدُوا۟ لِلَّهِ ٱلَّذِى يُخْرِجُ ٱلْخَبْءَ فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ ﴿٢٥﴾

شیطان اعمال شرک وگناهان را برای‌شان آراسته؛ تا به الله یگانه‌ای که باران‌هایی را که در آسمان، وگیاهانی را که در زمین نهان کرده درمی‌آورد، واعمال نهان و آشکار شما را می‌داند، وذره‌ای از اعمال‌تان بر او پوشیده نمی‌ماند سجده نکنند

ٱللَّهُ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ ٱلْعَرْشِ ٱلْعَظِيمِ ۩ ﴿٢٦﴾

الله که هیچ معبود برحقی جز او نیست، وپروردگار عرش بزرگ است

۞ قَالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ ٱلْكَـٰذِبِينَ ﴿٢٧﴾

سلیمان علیه السلام به هدهد گفت: خواهیم دید که آیا در آنچه ادعا می‌کنی راست گفتی، یا از دروغگویان بودی

ٱذْهَب بِّكِتَـٰبِى هَـٰذَا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَٱنظُرْ مَاذَا يَرْجِعُونَ ﴿٢٨﴾

پس سلیمان علیه السلام نامه‌ای نوشت وآن را به هدهد داد، وبه او گفت: این نامه ام را ببر وآن را به سوی اهل سبأ بیفکن، واز آنها کناره بگیر وبشنو در مورد نامه به یکدیگر چه می‌گویند [و چه عکس العمل نشان می‌دهند]

قَالَتْ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْمَلَؤُا۟ إِنِّىٓ أُلْقِىَ إِلَىَّ كِتَـٰبٌۭ كَرِيمٌ ﴿٢٩﴾

وملکه نامه را دریافت کرد وگفت: ای سران همانا نامه‌ای گرامی وارزشمند برایم آمده است

إِنَّهُۥ مِن سُلَيْمَـٰنَ وَإِنَّهُۥ بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ ﴿٣٠﴾

مضمون این نامۀ فرستاده‌شده از جانب سلیمان علیه السلام که با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز می‌شود چنین است: أ ل اتعلوا على وأ تونى مسلمين

أَلَّا تَعْلُوا۟ عَلَىَّ وَأْتُونِى مُسْلِمِينَ ﴿٣١﴾

تکبر نورزید، وگردن‌نهاده وتسلیم در برابر توحید الله وترک شرک به او که بر آن هستید وخورشید را همراه او عبادت می‌کنید، نزد من بیایید

قَالَتْ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْمَلَؤُا۟ أَفْتُونِى فِىٓ أَمْرِى مَا كُنتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّىٰ تَشْهَدُونِ ﴿٣٢﴾

ملکه گفت: ای سران وبزرگان، وجه درست کارم را بر من آشکار کنید، که من کاری را بدون اینکه شما را حاضر کنم ونظرتان را در مورد آن آشکار کنید انجام نداده‌ام

قَالُوا۟ نَحْنُ أُو۟لُوا۟ قُوَّةٍۢ وَأُو۟لُوا۟ بَأْسٍۢ شَدِيدٍۢ وَٱلْأَمْرُ إِلَيْكِ فَٱنظُرِى مَاذَا تَأْمُرِينَ ﴿٣٣﴾

سران قومش به او گفتند: ما دارای قدرتی بزرگ، ونیروی جنگی قدرتمندی هستیم، اما رأی آن است که به نظر تو می‌رسد پس بنگر ما را به چه چیزی امر می‌کنی که ما بر اجرای آن توانا هستیم. صفحه ۴ از ۱۲ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

قَالَتْ إِنَّ ٱلْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا۟ قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوٓا۟ أَعِزَّةَ أَهْلِهَآ أَذِلَّةًۭ ۖ وَكَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ ﴿٣٤﴾

ملکه گفت: همانا پادشاهان وقتی وارد یکی از شهرها شوند با قتل وغارت وچپاولی که انجام می‌دهند آن شهر را تباه می‌سازند، وسران وبزرگانش را پس از اینکه در عزت ورفاه بودند خوار می‌گردانند، وهمیشه پادشاهان اگر بر اهل شهری غلبه یابند چنین می‌کنند؛ تا هیبت وترس را در دل‌ها بنشانند

وَإِنِّى مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِم بِهَدِيَّةٍۢ فَنَاظِرَةٌۢ بِمَ يَرْجِعُ ٱلْمُرْسَلُونَ ﴿٣٥﴾

وهمانا من هدیه‌ای به صاحب نامه وقومش می‌فرستم، ومی‌نگرم که فرستادگان پس از ارسال این نامه چه چیزی برایم می‌آورند

فَلَمَّا جَآءَ سُلَيْمَـٰنَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍۢ فَمَآ ءَاتَىٰنِۦَ ٱللَّهُ خَيْرٌۭ مِّمَّآ ءَاتَىٰكُم بَلْ أَنتُم بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ ﴿٣٦﴾

پس وقتی فرستادۀ ملکه وکسانی از یارانش که هدیه را حمل می‌کردند نزد سلیمان علیه السلام آمدند سلیمان علیه السلام با این سخن به خاطر ارسال هدیه بر آنها اعتراض کرد: آیا مرا به اموالی یاری می‌دهید تا مرا از خود بازدارید، اما نبوت وپادشاهی ومالی که الله به من عطا کرده بهتر از چیزی است که به شما عطا کرده است، بلکه شما هستید که به آنچه از بهرۀ دنیا که به شما هدیه داده می‌شود شادمانی می‌کنید

ٱرْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُم بِجُنُودٍۢ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِّنْهَآ أَذِلَّةًۭ وَهُمْ صَـٰغِرُونَ ﴿٣٧﴾

سلیمان علیه السلام به فرستادۀ ملکه گفت: با هدیه‌ای که آورده‌ای به‌سوی آنها بازگرد، به‌طور قطع لشکریانی بر سر او وقومش می‌آوریم که توان رویارویی با آنها را ندارند، واگر از در تسلیم نزد من نیایند آنها را پس از اینکه گرامی بودند خوار وزبون از سبأ بیرون می‌کنیم

قَالَ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْمَلَؤُا۟ أَيُّكُمْ يَأْتِينِى بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِى مُسْلِمِينَ ﴿٣٨﴾

سلیمان علیه السلام خطاب به بزرگان پادشاهی خویش گفت: ای سران، کدام‌یک از شما تخت پادشاهی او را قبل از اینکه از در تسلیم نزد من آیند برایم می‌آورد؟

قَالَ عِفْرِيتٌۭ مِّنَ ٱلْجِنِّ أَنَا۠ ءَاتِيكَ بِهِۦ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ ۖ وَإِنِّى عَلَيْهِ لَقَوِىٌّ أَمِينٌۭ ﴿٣٩﴾

جنی گردنکش، این‌گونه به او پاسخ داد: قبل از اینکه از همین جایی‌که نشسته‌ای برخیزی تخت او را برایت می‌آورم، وبه‌راستی‌که من بر حمل آن توانا، وبر آنچه در آن وجود دارد امانت‌دار هستم، وذره‌ای از آن نمی‌کاهم

قَالَ ٱلَّذِى عِندَهُۥ عِلْمٌۭ مِّنَ ٱلْكِتَـٰبِ أَنَا۠ ءَاتِيكَ بِهِۦ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ ۚ فَلَمَّا رَءَاهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُۥ قَالَ هَـٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّى لِيَبْلُوَنِىٓ ءَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّى غَنِىٌّۭ كَرِيمٌۭ ﴿٤٠﴾

مردی صالح وعالم نزد سلیمان، که دانشی از کتاب، از جمله اسم اعظم الله که اگر به آن خوانده شود اجابت می‌کند، داشت گفت: قبل از اینکه پلک چشمت را تکان دهی من تخت او را برایت می‌آورم؛ به این ترتیب که الله را‌می‌خوانم به‌ناگاه آن را می‌آورد، پس دعا کرد والله دعایش را اجابت کرد، وقتی سلیمان علیه السلام تخت او را نزد خویش مستقر دید گفت: این از فضل پروردگارم سبحانه است؛ تا مرا بیازماید که آیا نعمت‌هایش را سپاسگزاری می‌کنم یا آنها را ناسپاسی می‌کنم؟ وهرکس شکر الله را به جای آو رد نفع شکرگزاری او فقط به خودش بازمی‌گردد، زیرا الله ذات بی‌نیازی است که شکر بندگان بر او نمی‌افزاید، وهرکس نعمت‌های الله را انکار کند وشکرشان را برای الله به جای نیاو رد، همانا پروردگار من از شکر او بی‌نیاز وکریم است، ویکی از مظاهر بخشندگی او تعالی این است که بر کسانی‌که نعمت‌هایش را ناسپاسی کنند نیز می‌بخشد

قَالَ نَكِّرُوا۟ لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِىٓ أَمْ تَكُونُ مِنَ ٱلَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ ﴿٤١﴾

سلیمان علیه السلام گفت: تخت پادشاهی او را از ظاهری که داشت تغییر دهید تا بنگریم: آیا به شناخت اینکه تختش است راه می‌یابد، یا از کسانی است که به شناخت وسایل‌شان راه نمی‌یابند؟ صفحه ۵ از ۱۲ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

فَلَمَّا جَآءَتْ قِيلَ أَهَـٰكَذَا عَرْشُكِ ۖ قَالَتْ كَأَنَّهُۥ هُوَ ۚ وَأُوتِينَا ٱلْعِلْمَ مِن قَبْلِهَا وَكُنَّا مُسْلِمِينَ ﴿٤٢﴾

پس وقتی ملکۀ سبأ نزد سلیمان علیه السلام آمد برای آزمایش به او گفته شد: آیا این همان تخت توست؟ آن‌گاه طبق سوال پاسخ داد: گویی همان است، آن‌گاه سلیمان علیه السلام گفت: وپیش از این الله ما را از قدرت خویش بر مانند این کارها آگاه کرده است، وما تسلیم امر الله وفرمان‌بردار او بودیم

وَصَدَّهَا مَا كَانَت تَّعْبُدُ مِن دُونِ ٱللَّهِ ۖ إِنَّهَا كَانَتْ مِن قَوْمٍۢ كَـٰفِرِينَ ﴿٤٣﴾

وآنچه را که به پیروی وتقلید از قومش به جای الله عبادت می‌کرد او را از توحید الله بازداشته بود، به‌راستی‌که او از قوم کافران به الله وهمانند آنها کافر بود

قِيلَ لَهَا ٱدْخُلِى ٱلصَّرْحَ ۖ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةًۭ وَكَشَفَتْ عَن سَاقَيْهَا ۚ قَالَ إِنَّهُۥ صَرْحٌۭ مُّمَرَّدٌۭ مِّن قَوَارِيرَ ۗ قَالَتْ رَبِّ إِنِّى ظَلَمْتُ نَفْسِى وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَـٰنَ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ ﴿٤٤﴾

به او گفته شد: وارد کاخ شو، درحالی‌که آن کاخ مانند سطح صاف وهمواری بود، چون آن را دید گمان کرد آبی است پس ساق‌هایش را نمایان کرد تا در آن وارد شود، سلیمان علیه السلام گفت: این کاخی مسطح از شیشه است، او را به‌سوی اسلام فراخواند، او نیز دعوت سلیمان علیه السلام را اجابت کرد وگفت: پروردگارا من با عبادت دیگران همراه تو بر خودم ستم کردم، واکنون همراه سلیمان در برابر الله، پروردگار تمام مخلوقات تسلیم شدم

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَآ إِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَـٰلِحًا أَنِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ ﴿٤٥﴾

وبه تحقیق که به‌سوی ثمود برادر نسبی‌شان صالح علیه السلام را فرستادیم که تنها الله را عبادت کنید، به‌ناگاه پس از دعوت او به آنها دو گروه شدند: گروه مؤمن، و دیگری کافر که با هم تنازع می‌کردند که کدام‌یک برحق است

قَالَ يَـٰقَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِٱلسَّيِّئَةِ قَبْلَ ٱلْحَسَنَةِ ۖ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿٤٦﴾

صالح علیه السلام به آنها گفت: چرا پیش از رحمت، تعجیل عذاب را می‌خواهید؟ آیا از الله آمرزش برای گناهان‌تان نمی‌خواهید تا بر شما رحم کند

قَالُوا۟ ٱطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ ۚ قَالَ طَـٰٓئِرُكُمْ عِندَ ٱللَّهِ ۖ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌۭ تُفْتَنُونَ ﴿٤٧﴾

قومش از روی سرسختی در برابر حق به او گفتند: ما به تو ومؤمنان همراهت فال بد زدیم، صالح علیه السلام به آنها گفت: فقط الله از سبب ورود مصیبت بر شما آگاه است وذره‌ای از آن بر او تعالی پوشیده نمی‌ماند، بلکه شما قومی هستید که با خیری که برای‌تان گسترده می‌شود وبا شری که به شما می‌رسد آزمایش می‌شوید

وَكَانَ فِى ٱلْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍۢ يُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿٤٨﴾

ودر شهر ح جر نه مرد بودند که با کفر وگناهان در زمین فساد برپا می‌کردند، وبا ایمان وعمل صالح در آن اصلاح نمی‌کردند

قَالُوا۟ تَقَاسَمُوا۟ بِٱللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُۥ وَأَهْلَهُۥ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِۦ مَا شَهِدْنَا مَهْلِكَ أَهْلِهِۦ وَإِنَّا لَصَـٰدِقُونَ ﴿٤٩﴾

به همدیگر گفتند: با يكديگر به الله قسم ياد كنيد که شبانه با هم به خانه ی صالح وارد شده واو وخانواده اش را می کشیم، سپس به اولیای دم او می گوییم: ما در قتل صالح وخانواده اش مشارکت نکردیم، وهمانا در گفته ی خویش، راستگو هستیم. صفحه ۶ از ۱۲ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر ومكروامكرا ومكرنا مكرا وهم لا يشعرون

وَمَكَرُوا۟ مَكْرًۭا وَمَكَرْنَا مَكْرًۭا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿٥٠﴾

ونیرنگی پنهانی برای نابودی صالح علیه السلام وپیروان مؤمن او اندیشیدند، وما نیز تدبیری برای یاری ونجات او از مکر آنها ونابودی کافران قومش اندیشیدیم، درحالی‌که از آن آگاه نبودند

فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَـٰهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٥١﴾

پس - ای رسول- بنگر که سرانجام تدبیر ومکرشان چگونه بود؟ اینکه آنها را با عذابی از جانب خویش از ریشه برکندیم وهمگی آنها را نابود ساختیم

فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةًۢ بِمَا ظَلَمُوٓا۟ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَةًۭ لِّقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ ﴿٥٢﴾

پس این خانه‌های‌شان است که دیوارهای‌شان بر روی سقف‌های‌شان ویران شده است، واز ساکنان خویش به‌سبب ستم‌شان خالی مانده است، همانا در عذابی که به‌سبب ستم‌شان بر آنها رسید عبرتی است برای مردمی که ایمان دارند، زیرا آنها هستند که از نشانه‌ها عبرت می‌گیرند

وَأَنجَيْنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَكَانُوا۟ يَتَّقُونَ ﴿٥٣﴾

وکسانی از قوم صالح را که ایمان آوردند، وبا اجرای اوامر واجتناب از نواهی الله از او تعالی می‌ترسیدند نجات دادیم

وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِۦٓ أَتَأْتُونَ ٱلْفَـٰحِشَةَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ ﴿٥٤﴾

و- ای رسول- لوط علیه السلام را به یاد آور آن‌گاه که برای توبیخ واعتراض بر قومش به آنها گفت: آیا خصلت زشت - یعنی لواط- را در محافل خویش آشکارا و درحالی‌که یکدیگر را می‌بینید مرتکب می‌شوید؟!

أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ ٱلرِّجَالَ شَهْوَةًۭ مِّن دُونِ ٱلنِّسَآءِ ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌۭ تَجْهَلُونَ ﴿٥٥﴾

آیا شما از روی شهوت، به جای زنان با مردان درمی‌آمیزید، درحالی‌که نه پاکدامنی می‌خواهید ونه فرزند، وفقط قضای شهوت حیوانی را می‌خواهید، بلکه شما مردمی هستید که بر ایمان وپاکی ودوری از گناهانی که بر شما واجب است نادان هستید

۞ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُوٓا۟ أَخْرِجُوٓا۟ ءَالَ لُوطٍۢ مِّن قَرْيَتِكُمْ ۖ إِنَّهُمْ أُنَاسٌۭ يَتَطَهَّرُونَ ﴿٥٦﴾

اما قوم او پاسخی نداشتند جز اینکه گفتند: خانوادۀ لوط را از شهرتان برانید، زیرا آنها مردمی هستند که از پلیدی‌ها ونجاست‌ها پاکی می‌جویند. این سخن را برای تمسخر خانوادۀ لوط علیه السلام که در فواحشی که انجام می‌دادند با آنها مشارکت نمی‌کردند، وحتی به خاطر ارتکاب این فواحش بر آنها اعتراض می‌کردند گفتند

فَأَنجَيْنَـٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ إِلَّا ٱمْرَأَتَهُۥ قَدَّرْنَـٰهَا مِنَ ٱلْغَـٰبِرِينَ ﴿٥٧﴾

پس او وخانواده‌اش را نجات دادیم، جز زنش را که بر او حکم کردیم از باقی‌ماندگان در عذاب باشد تا از نابودشدگان گردد

وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًۭا ۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلْمُنذَرِينَ ﴿٥٨﴾

وسنگ‌هایی از آسمان بر آنها باراندیم، پس بارانی سخت ونابودکننده بود برای کسانی‌که از عذاب ترسانده شدند اما اجابت نکردند. صفحه ۷ از ۱۲ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

قُلِ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَـٰمٌ عَلَىٰ عِبَادِهِ ٱلَّذِينَ ٱصْطَفَىٰٓ ۗ ءَآللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٥٩﴾

ای رسول- بگو: تمام ستایش‌ها از آن الله است به خاطر نعمت‌هایش وحفاظتی از جانب او برای اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم از آن عذابش که قوم لوط و صالح را با آن عذاب کرد، آیا الله، معبود برحقی که فرمانروایی هر چیزی به دست اوست بهتر است یا معبودهایی که مشرکان عبادت می‌کنند ومالک هیچ نفع و زیانی نیستند؟!

أَمَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَنۢبَتْنَا بِهِۦ حَدَآئِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍۢ مَّا كَانَ لَكُمْ أَن تُنۢبِتُوا۟ شَجَرَهَآ ۗ أَءِلَـٰهٌۭ مَّعَ ٱللَّهِ ۚ بَلْ هُمْ قَوْمٌۭ يَعْدِلُونَ ﴿٦٠﴾

یا کیست که آسمان‌ها وزمین را بدون نمونۀ قبلی آفرید، و- ای مردم- از آسمان آب باران برای‌تان فرو فرستاد، سپس با آن آب باغ‌هایی نیکو وزیبا برای‌تان رویانیدیم، کار شما نبود که درختان این باغ‌ها را برویانید زیرا از انجام این کار ناتوانید، پس الله همان ذاتی است که آنها را رویانیده است، آیا معبودی این کارها را همراه الله انجام داده است؟! نه، بلکه آنها قومی هستند که از حق گمراه هستند واز روی ستم، خالق را با مخلوقات یکسان قرار می‌دهند

أَمَّن جَعَلَ ٱلْأَرْضَ قَرَارًۭا وَجَعَلَ خِلَـٰلَهَآ أَنْهَـٰرًۭا وَجَعَلَ لَهَا رَوَٰسِىَ وَجَعَلَ بَيْنَ ٱلْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا ۗ أَءِلَـٰهٌۭ مَّعَ ٱللَّهِ ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٦١﴾

بل أكثرهم لا يعلمون یا کیست که زمین را مستقر وثابت قرار داد که کسانی را که بر روی آن هستند نمی‌لرزاند، ودر آن رودهایی جاری وکوه‌هایی استوار قرار داد، ومیان دو دریا: شور و شیرین فاصله‌ای که مانع آمیختن آب شور با آب شیرین می‌شود تا آن را فاسد نگرداند، وقابل نوشیدن نباشد قرار داد، آیا معبودی همراه الله این کارها را انجام داده است؟! نه، بلکه بیشتر آنها نمی‌دانند، واگر می‌دانستند هیچ‌یک از مخلوقات الله را شریک او تعالی قرار نمی‌دادند

أَمَّن يُجِيبُ ٱلْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ ٱلسُّوٓءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَآءَ ٱلْأَرْضِ ۗ أَءِلَـٰهٌۭ مَّعَ ٱللَّهِ ۚ قَلِيلًۭا مَّا تَذَكَّرُونَ ﴿٦٢﴾

یا کیست کسی‌که دعای انسانی را که کارش بر او تنگ آمده وسخت شده است آن‌گاه که او را بخواند اجابت می‌کند، وبیماری وفقر وسایر مصیبت‌هایی را که به انسان می‌رسد برطرف می‌سازد، وشما را جانشینانی در روی زمین قرار می‌دهد که نسل به نسل جانشین یکدیگر می‌شوید، آیا معبودی با الله این کارها را انجام می‌دهد؟ نه، چه کم پند می‌پذیرید وعبرت می‌گیرید

أَمَّن يَهْدِيكُمْ فِى ظُلُمَـٰتِ ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ وَمَن يُرْسِلُ ٱلرِّيَـٰحَ بُشْرًۢا بَيْنَ يَدَىْ رَحْمَتِهِۦٓ ۗ أَءِلَـٰهٌۭ مَّعَ ٱللَّهِ ۚ تَعَـٰلَى ٱللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٦٣﴾

يشركون یا کیست که شما را در تاریکی‌های خشکی ودریا با نشانه‌ها وستاره‌هایی که برای‌تان نصب می‌کند راهنمایی می‌کند، وکیست که بادها را مژده‌رسان به نزدیکی نزول باران که با آن به بندگانش مهربانی می‌کند می‌فرستد، آیا معبودی با الله این کارها را انجام می‌دهد؟! الله از آنچه از مخلوقاتش که با او شریک می‌گردانند پاک و منزه است

أَمَّن يَبْدَؤُا۟ ٱلْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَمَن يَرْزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ ۗ أَءِلَـٰهٌۭ مَّعَ ٱللَّهِ ۚ قُلْ هَاتُوا۟ بُرْهَـٰنَكُمْ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ ﴿٦٤﴾

صدقين کیست آن که آفرینش را مرحله به مرحله در رحم ها آغاز می کند، سپس بعد از مرگش، دوباره زنده اش می کند، وکیست شما را با بارش باران از آسمان وبا گیاهانی که از زمین می رویاند، روزی می دهد! آیا همراه با الله متعال معبودی دیگر این کارها را انجام می دهد؟! -ای پیامبر- به این مشرکان بگو: اگر در ادعای بر حق بودن خود، درباره ی شرک ورزی راستگويند؛ پس دليل هایتان را بياوريد. صفحه ۸ از ۱۲ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

قُل لَّا يَعْلَمُ مَن فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ٱلْغَيْبَ إِلَّا ٱللَّهُ ۚ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿٦٥﴾

ای رسول- بگو: نه فرشتگانی که در آسمان‌ها هستند غیب را می‌دانند، ونه مردمی که در روی زمین هستند، اما فقط الله همان ذاتی است که غیب را می‌داند، و جز الله هیچ‌یک از کسانی‌که در آسمان‌ها وزمین هستند نمی‌دانند که چه زمانی برای جزا برانگیخته می‌شوند

بَلِ ٱدَّٰرَكَ عِلْمُهُمْ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ ۚ بَلْ هُمْ فِى شَكٍّۢ مِّنْهَا ۖ بَلْ هُم مِّنْهَا عَمُونَ ﴿٦٦﴾

یا آیا علم آنها به آخرت رسیده وبه آن یقین پیدا کرده‌اند؟ نه، بلکه آنها در شک وسرگردانی از آخرت هستند، بلکه خردهای‌شان از آن کور شده است

وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَءِذَا كُنَّا تُرَٰبًۭا وَءَابَآؤُنَآ أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ ﴿٦٧﴾

وکسانی‌که کفر ورزیدند از روی اعتراض گفتند: آیا وقتی‌که مردیم وخاک شدید ممکن است که زنده برانگیخته شویم؟

لَقَدْ وُعِدْنَا هَـٰذَا نَحْنُ وَءَابَآؤُنَا مِن قَبْلُ إِنْ هَـٰذَآ إِلَّآ أَسَـٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿٦٨﴾

به تحقیق که به ما، وپیش از ما به پدرانمان وعده داده شده است که همگی برانگیخته می‌شویم، اما تحققی بر این وعده ندیده‌ایم، این وعده که همگی به آن وعده داده شده‌ایم جز دروغ‌های نخستینیان که آنها را در کتاب‌های‌شان تدوین کرده‌اند نیست

قُلْ سِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلْمُجْرِمِينَ ﴿٦٩﴾

ای رسول- به این انکارکنندگان رستاخیز بگو: در هر سمتی از زمین بگردید وبیندیشید که سرانجام تکذیب‌کنندگان رستاخیز چگونه بوده است، به تحقیق که آنها را به خاطر تکذیب رستاخیز نابود کرده‌ایم. ولا تحزن عليهم ولا تكن فى ضيق مما يمكرون

وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُن فِى ضَيْقٍۢ مِّمَّا يَمْكُرُونَ ﴿٧٠﴾

وبه‌سبب رویگردانی مشرکان از دعوت خویش اندوه مدار، واز نیرنگشان دل‌تنگ نشو؛ زیرا الله یاور تو در برابر آنها است

وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا ٱلْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ ﴿٧١﴾

وکافران منکر رستاخیز از میان قوم تو می‌گویند: عذابی که تو ومؤمنان به ما وعده می‌دهید چه زمانی محقق می‌شود، اگر در ادعای تان راستگو هستید؟

قُلْ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ رَدِفَ لَكُم بَعْضُ ٱلَّذِى تَسْتَعْجِلُونَ ﴿٧٢﴾

ای رسول- به آنها بگو: شاید بخشی از عذابی که در آن شتاب می‌کنید به شما نزدیک شده باشد

وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلنَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ ﴿٧٣﴾

و- ای رسول- به‌راستی‌که پروردگار تو نسبت به مردم بخشنده است، چون با وجود اینکه بر کفر وگناهان هستند کیفر آنها را به تعجیل نمی‌اندازد، اما بیشتر مردم شکر الله را به خاطر نعمت‌هایی که بر آنها ارزانی می‌دارد به جای نمی‌آورند. صفحه ۹ از ۱۲ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر وإن ربك ليعلمما تكن صدورهم وما يعلنون

وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿٧٤﴾

ودر حقیقت پروردگار تو از آنچه که دل‌های بندگانش پنهان وآشکار می‌کنند آگاه است، وذره‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌ماند، وبه‌زودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد

وَمَا مِنْ غَآئِبَةٍۢ فِى ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ إِلَّا فِى كِتَـٰبٍۢ مُّبِينٍ ﴿٧٥﴾

وهیچ‌چیز نه در آسمان ونه در زمین از مردم پنهان نیست مگر اینکه در کتابی روشن یعنی لوح محفوظ وجود دارد

إِنَّ هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانَ يَقُصُّ عَلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ أَكْثَرَ ٱلَّذِى هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿٧٦﴾

به‌راستی‌که این قرآن نازل‌شده بر محمد صلی الله علیه وسلم بیشتر آنچه را که بنی‌اسرائیل در مورد آن اختلاف دارند برای‌شان حکایت می‌کند، وانحرافات‌شان را آشکار می‌گرداند. وإ نه لهدى ورحمة للمؤمنين

وَإِنَّهُۥ لَهُدًۭى وَرَحْمَةٌۭ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿٧٧﴾

وبه‌راستی‌که هدایت ورحمتی است برای مؤمنانی که به آن عمل می‌کنند

إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِى بَيْنَهُم بِحُكْمِهِۦ ۚ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْعَلِيمُ ﴿٧٨﴾

ای رسول- به تحقیق که پروردگارت در روز قیامت با حکم درست خویش میان مردم مؤمن وکافر داوری می‌کند، آن‌گاه به مؤمن مهربانی، وکافر را عذاب می‌کند، واو ذات شکست‌ناپذیری است که از دشمنانش انتقام می‌گیرد. هیچ‌کس بر او چیره نمی‌شود، وذات دانایی است که تشخیص حقدار از فریب‌کار بر او پوشیده نمی‌ماند

فَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ ۖ إِنَّكَ عَلَى ٱلْحَقِّ ٱلْمُبِينِ ﴿٧٩﴾

پس بر الله توکل کن، ودر تمام کارهایت بر او اعتماد کن، زیرا تو بر حق آشکاری هستی

إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ ٱلْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ ٱلصُّمَّ ٱلدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوْا۟ مُدْبِرِينَ ﴿٨٠﴾

ای پیامبر- همانا تو نمی توانی شنونده ىمردگانی باشى که دل هایشان به سبب کفر به الله متعال مرده است. وهمچنین نمی توانی شنونده ىکسی باشى که الله متعال شنوایی اش را برای شنیدن حق، کر کرده است، وقتى كه به تو پشت مى كنند (و از حق مى گريزند)

وَمَآ أَنتَ بِهَـٰدِى ٱلْعُمْىِ عَن ضَلَـٰلَتِهِمْ ۖ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِـَٔايَـٰتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ ﴿٨١﴾

وهدایتگر کسانی نیستی که چشم هایشان از دیدن حق کور شده است، پس بر آنان اندوهگین مباش وخود را خسته مکن، وحق را جز به کسی كه به آیات ما ایمان آورده وتسلیم فرمان های الهی شده است، نمی توانی بفهمانی

۞ وَإِذَا وَقَعَ ٱلْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَآبَّةًۭ مِّنَ ٱلْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ ٱلنَّاسَ كَانُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا لَا يُوقِنُونَ ﴿٨٢﴾

وآن‌گاه که به‌سبب اصرار آنها بر کفر وگناهان، عذاب بر آنها واجب گردد وثابت شود، وفساد مردم ادامه یابد، هنگام نزدیک‌ شدن قیامت، یکی از نشانه‌های کبرای آن را برای‌شان درمی‌آوریم، یعنی همان جنبنده‌ای از زمین آن‌گونه که برای‌شان قابل فهم است در خصوص اینکه مردم آیات نازل‌شده بر پیامبرمان را تصدیق نمی‌کردند با آنها سخن می‌گوید. صفحه ۱۰ از ۱۲ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر ويوم نحشر من كل أم ة فوجا ممن يكذب بٔايتنا فهم يوزعون

وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍۢ فَوْجًۭا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِـَٔايَـٰتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ ﴿٨٣﴾

و- ای رسول- به یاد آور روزی را که از هر یک از امت‌ها گروهی از بزرگان‌شان را از میان کسانی‌که آیات ما را تکذیب می‌کردند گرد می‌آوریم، وهمه به هم می‌رسند سپس به‌سوی حساب رانده می‌شوند

حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُو قَالَ أَكَذَّبْتُم بِـَٔايَـٰتِى وَلَمْ تُحِيطُوا۟ بِهَا عِلْمًا أَمَّاذَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٨٤﴾

ورانده شدن آنان را ادامه مى دهند تا این که به مکان حسابرسی خویش برسند، آنگاه الله متعال از روی توبیخ به آن ها می گوید: آیا آیات دال بر وحدانیت من و شامل بر شریعتم را تکذیب کردید در حالی كه برای توجیه تکذیب کردن آن ها، هیچ علمی به باطل بودن آن ها نداشتید، ویا آن که درباره ی تصدیق ویا تکذیب آن ها چه می کردید؟

وَوَقَعَ ٱلْقَوْلُ عَلَيْهِم بِمَا ظَلَمُوا۟ فَهُمْ لَا يَنطِقُونَ ﴿٨٥﴾

وبه‌سبب ستم‌شان با کفر به الله وتکذیب آیاتش عذاب بر آنها واقع شود، درحالی‌که به‌سبب ناتوانی وبطلان دلایل خویش برای دفاع از خودشان سخن نمی‌گویند

أَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّا جَعَلْنَا ٱلَّيْلَ لِيَسْكُنُوا۟ فِيهِ وَٱلنَّهَارَ مُبْصِرًا ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ ﴿٨٦﴾

آیا این تکذیب‌کنندگان رستاخیز ننگریسته‌اند که شب را قرار دادیم تا با خواب در آن آرام گیرند، وروز را روشنایی‌بخشی قرار دادیم تا در آن ببینند، وبر انجام اعمال‌شان بکوشند، همانا در این مرگ مکرر ورستاخیز پس از آن، برای مردمی که ایمان می‌آورند نشانه‌های آشکاری است

وَيَوْمَ يُنفَخُ فِى ٱلصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَن فِى ٱلْأَرْضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُ ۚ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَٰخِرِينَ ﴿٨٧﴾

و- ای رسول- به یاد آور روزی را که فرشتۀ گماشته‌شده برای بار دوم در صور می‌دمد، آن‌گاه تمام کسانی‌که در آسمان‌ها وزمین هستند می‌ترسند مگر کسانی‌که الله به فضل خویش آنها را از ترسیدن استثنا کند، ودر آن روز تمام مخلوقات الله فرمان‌بردارانه وخوار به‌سوی او می‌آیند

وَتَرَى ٱلْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةًۭ وَهِىَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِ ۚ صُنْعَ ٱللَّهِ ٱلَّذِىٓ أَتْقَنَ كُلَّ شَىْءٍ ۚ إِنَّهُۥ خَبِيرٌۢ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿٨٨﴾

ودر آن روز کوه‌ها را ثابت وبدون حرکت می‌بینی، اما در واقعیت امر، به سرعت ابر سریع در حرکت هستند؛ کار الله است، زیرا اوست که کوه‌ها را به حرکت درمی‌آورد، به‌راستی‌که او از آنچه انجام می‌دهید آگاه است، وذره‌ای از اعمال‌تان بر او پوشیده نمی‌ماند، وبه زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد

مَن جَآءَ بِٱلْحَسَنَةِ فَلَهُۥ خَيْرٌۭ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍۢ يَوْمَئِذٍ ءَامِنُونَ ﴿٨٩﴾

هرکس در روز قیامت ایمان وعلم صالح بیاورد بهشت برای اوست، وآنها هستند که با محافظت الله از آنها از ترس روز قیامت ایمن هستند

وَمَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِى ٱلنَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٩٠﴾

وهرکس کفر وگناهان را بیاورد جهنم برای‌شان است که بر صورت‌های‌شان در آن افکنده می‌شوند، واز روی توبیخ وتحقیر به آنها گفته می‌شود: آیا جز کفر و گناهانی که در دنیا انجام می‌دادید جزا داده می‌شوید؟

إِنَّمَآ أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَـٰذِهِ ٱلْبَلْدَةِ ٱلَّذِى حَرَّمَهَا وَلَهُۥ كُلُّ شَىْءٍۢ ۖ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ ٱلْمُسْلِمِينَ ﴿٩١﴾

ای رسول- به آنها بگو: من فقط فرمان یافتم که پروردگار مکه که آن را محترم شمرده است را عبادت کنم، همان شهری که خونی در آن ریخته نمی‌شود، وهیچ کسی در آن، مورد ستم واقع نمی‌شود، وصید آن کشته نمی‌شود، ودرختش قطع نمی‌گردد. وفرمانروایی هر چیزی از آن او سبحانه است، وفرمان یافتم که از صفحه ۱۱ از ۱۲ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر گردن‌نهندگان الله وتسلیم‌شدگان او با طاعت باشم

وَأَنْ أَتْلُوَا۟ ٱلْقُرْءَانَ ۖ فَمَنِ ٱهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِى لِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلْمُنذِرِينَ ﴿٩٢﴾

به من امر شده که قرآن را برای مردم تلاوت كنم، پس هر کس به آن هدایت شود وعمل کند، به نفع خود اوست، وبه آنان که دچار گمراهی شده واز آن منحرف شوند وآن را انکار کرده وبه آن عمل نکنند، بگو: من تنها بیم دهنده ای هستم که شما را از عذاب الهی می ترسانم وهدایت شما دست من نیست

وَقُلِ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ سَيُرِيكُمْ ءَايَـٰتِهِۦ فَتَعْرِفُونَهَا ۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَـٰفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٩٣﴾

و- ای رسول- بگو: تمام ستایش‌ها از آن الله است به خاطر نعمت‌هایش که قابل شمارش نیست، به‌زودی الله نشانه‌هایش را در خودتان ودر آسمان وزمین ورزق و روزی به شما نشان خواهد داد، آن‌گاه آنها را به گونه‌ای که شما را به اذعان به حق راهنمایی کند خواهید شناخت، وپروردگارت از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست، بلکه او تعالی بر اعمال‌تان آگاه است، وذره‌ای از اعمال‌تان بر او پوشیده نمی‌ماند، وبه زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد. صفحه ۱۲ از ۱۲ moc.hgelp

بیاموز · النمل — An-Naml

دنبال کن · تکرار کن · از حفظ بخوان · بدون ثبت‌نام

تفسیر · 31 زبان