خانهتفسیرالقصص (٢٨)

تفسیر القصص — Al-Qasas (28)

مکی · ٨٨ آیه

خواندن · شنیدنفایل PDF

طسٓمٓ ﴿١﴾

تِلْكَ ءَايَـٰتُ ٱلْكِتَـٰبِ ٱلْمُبِينِ ﴿٢﴾

این است آیات قرآن واضح

نَتْلُوا۟ عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَىٰ وَفِرْعَوْنَ بِٱلْحَقِّ لِقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ ﴿٣﴾

از قصۀ موسی علیه السلام وفرعون، حقیقتی را برایت می‌خوانیم که در آن هیچ تردیدی برای مردمی که ایمان می‌آورند نیست؛ زیرا آنها هستند که از آن نفع می‌برند

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِى ٱلْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًۭا يَسْتَضْعِفُ طَآئِفَةًۭ مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَآءَهُمْ وَيَسْتَحْىِۦ نِسَآءَهُمْ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلْمُفْسِدِينَ ﴿٤﴾

همانا فرعون در سرزمین مصر سرکشی کرد، ودر آنجا مسلط شد وتوان یافت، وساکنانش را گروه‌های پراکنده‌ای گرداند، گروهی از آنها، یعنی بنی‌اسرائیل، را با قتل پسرهای‌شان ونگه‌داشتن زنان‌شان برای خدمت، به هدف زیاده‌روی در خوارکردن آنها ناتوان کرد، به‌راستی‌که او با ستم وطغیان وتکبر از فسادکاران در روی زمین بود

وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱسْتُضْعِفُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةًۭ وَنَجْعَلَهُمُ ٱلْوَٰرِثِينَ ﴿٥﴾

وخواستیم با نابودی دشمنان وبرطرف ساختن ضعف بنی اسرائیل که فرعون آنان را در سرزمین مصر به ضعف وناتوانی کشیده بود؛ به آنان لطف کنیم، وآنان را پیشوایانی قرار دهیم که در راه درست به آنان اقتدا شود، وآنان را پس از نابودی فرعون، وارثان سرزمین مبارک شام قرار دهیم، چنان که الله متعال می فرماید: ﴿و أو رثنا که ناتوان (و مستضعف) شمرده می شدند، به میراث دادیم...»

وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ وَنُرِىَ فِرْعَوْنَ وَهَـٰمَـٰنَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَحْذَرُونَ ﴿٦﴾

وخواستیم که آنها را با حاکم کردن در سرزمین مصر قدرت دهیم، وبه فرعون وپایه‌های اصلی حکومتش یعنی هامان ولشکریان آن دو که در حکومت‌داری به آنها یاری می‌رساندند، نابودی حکومت آنها را که از آن می‌ترسیدند، وپایان یافتن آن بر دست نوزاد پسری از بنی‌اسرائیل نشان دهیم

وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰٓ أُمِّ مُوسَىٰٓ أَنْ أَرْضِعِيهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِى ٱلْيَمِّ وَلَا تَخَافِى وَلَا تَحْزَنِىٓ ۖ إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿٧﴾

وبه مادر موسی علیه السلام الهام کردیم که او را شیر بده وهرگاه از فرعون وقومش در مورد او ترسیدی که او را بکشند او را در صندوقی قرار بده، ودر رود نیل بینداز، ودر مورد او نه از غرق‌شدن بترس ونه از فرعون، وبه‌سبب جدایی او اندوه مدار، زیرا ما او را زنده به‌سوی تو بازمی‌گردانیم، واو را از رسولان الله که آنها را به‌سوی مخلوقاتش می‌فرستد قرار می‌دهیم. صفحه ۱ از ۱۳ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر و

فَٱلْتَقَطَهُۥٓ ءَالُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّۭا وَحَزَنًا ۗ إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَـٰمَـٰنَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا۟ خَـٰطِـِٔينَ ﴿٨﴾

پس آنچه را که بر او الهام شد؛ یعنی قرار دادن موسی در صندوق، وانداختن او در رود اطاعت کرد، وخاندان فرعون بر او دست یافتند واو را گرفتند، تا آنچه را الله اراده کرده بود از اینکه موسی علیه السلام دشمنی برای فرعون خواهد شد که الله پادشاهی‌اش را به دست او از بین می‌برد، وباعث اندوه آنها خواهد شد، محقق گردد، همانا فرعون ووزیرش هامان ویاوران آن دو به‌سبب کفر وطغیان، وفسادکاری در روی زمین گناهکار بودند

وَقَالَتِ ٱمْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍۢ لِّى وَلَكَ ۖ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَىٰٓ أَن يَنفَعَنَآ أَوْ نَتَّخِذَهُۥ وَلَدًۭا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿٩﴾

وهنگامی‌که فرعون خواست او را بکشد همسرش به او گفت: این مایۀ شادی من وتوست، او را نکشید شاید با خدمت به ما نفع برساند، یا با فرزند خواندگی، او را به فرزندی بگیریم، وآنها از آنچه که نابودی‌شان به دست او منجر خواهد شد آگاه نبودند

وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَىٰ فَـٰرِغًا ۖ إِن كَادَتْ لَتُبْدِى بِهِۦ لَوْلَآ أَن رَّبَطْنَا عَلَىٰ قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿١٠﴾

وقلب مادر موسی علیه السلام از تمام امور دنیا جز امر موسی علیه السلام خالی گشت وصبر نکرد، تا اینکه نزدیک بود از شدت وابستگی زیاد به او، آشکار کند که او فرزندش است، اگر قلبش را آن‌گونه که لا زم بود استوار نگردانیده بودیم، واو را به صبر امر نکرده بودیم تا از مؤمنان توکل‌کننده بر پروردگارشان وشکیبایان در برابر حکم او تعالی باشد

وَقَالَتْ لِأُخْتِهِۦ قُصِّيهِ ۖ فَبَصُرَتْ بِهِۦ عَن جُنُبٍۢ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿١١﴾

ومادر موسی علیه السلام پس از اینکه موسی علیه السلام را در رود افکند به خواهرش گفت: او را دنبال کن تا بدانی با او چه می‌شود، پس از دور به او نگریست تا امرش آشکار نگردد، وفرعون وقوم او احساس نکنند که او خواهرش است ومی‌خواهد از حالش جویا‌شود

۞ وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ ٱلْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰٓ أَهْلِ بَيْتٍۢ يَكْفُلُونَهُۥ لَكُمْ وَهُمْ لَهُۥ نَـٰصِحُونَ ﴿١٢﴾

وپیش از آن که موسی -علیه السلام- را به مادرش بازگردانیم، با خواست الهی از خوردن شیر زنان شيرده خودداری کرد، هنگامی كه خواهرش تلاش آنان را برای شیر دادنش دید، به آنان گفت: آيا مى خواهيد شما را به خانواده اى راهنمايى كنم كه به او شیر دهند واز او سرپرستىقکرده وخيرخواه او باشند؟

فَرَدَدْنَـٰهُ إِلَىٰٓ أُمِّهِۦ كَىْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٣﴾

پس موسی -علیه السلام- را به مادرش برگردانديم تا چشمانش با دیدن او از نزدیک، روشن شود وبه سبب دوری او غمگین نشود وبداند که وعده ی الهی برای برگرداندن موسی -علیه السلام- حقیقتى بود كه هیچ تردیدی در آن نیست، اما بیشتر آنان از این وعده آگاه نبودند، وهیچ کس نمی دانست که او مادرش است

وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ وَٱسْتَوَىٰٓ ءَاتَيْنَـٰهُ حُكْمًۭا وَعِلْمًۭا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١٤﴾

وچون به سن رشد وكمال، واوج قدرت خود رسید؛ قبل از نبوتش به او علم وفهم دین بنی اسرائیل را بخشيديم، وهمان گونه که موسی -علیه السلام- را در مقابل اطاعت وپیرویش پاداش دادیم، نیکوکاران را نیز در هر زمان ومکانی پاداش می دهیم. صفحه ۲ از ۱۳ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

وَدَخَلَ ٱلْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍۢ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَـٰذَا مِن شِيعَتِهِۦ وَهَـٰذَا مِنْ عَدُوِّهِۦ ۖ فَٱسْتَغَـٰثَهُ ٱلَّذِى مِن شِيعَتِهِۦ عَلَى ٱلَّذِى مِنْ عَدُوِّهِۦ فَوَكَزَهُۥ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ ۖ قَالَ هَـٰذَا مِنْ عَمَلِ ٱلشَّيْطَـٰنِ ۖ إِنَّهُۥ عَدُوٌّۭ مُّضِلٌّۭ مُّبِينٌۭ ﴿١٥﴾

و ل ى ى إ نه عد م ض م بين وموسی علیه السلام هنگام استراحت مردم در خانه‌های‌شان وارد شهر شد، آن‌گاه دو مرد را دید که با یکدیگر منازعه وزد وخورد می‌کنند، یکی از آنها از بنی‌اسرائیل قوم موسی، ودیگری از قبط قوم فرعون دشمن موسی علیه السلام بود، پس کسی‌که از قومش بود از موسی علیه السلام خواست که او را در برابر کسی‌که از قبط ودشمنش بود یاری رساند، پس موسی مشتی به قبطی زد، وبه‌سبب قدرت آن ضربه او را کشت، موسی علیه السلام گفت: این امر از آراستن وفریبکاری شیطان است، به‌راستی‌که شیطان برای کسی‌که از او پیروی کند دشمنی گمراه‌کننده وآشکار است، پس کاری که از جانب من حاصل شد به‌سبب دشمنی او، و به‌سبب این است که گمراه‌کننده است ومی‌خواهد مرا گمراه کند

قَالَ رَبِّ إِنِّى ظَلَمْتُ نَفْسِى فَٱغْفِرْ لِى فَغَفَرَ لَهُۥٓ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ ﴿١٦﴾

موسی علیه السلام با خواندن پروردگارش وبا اعتراف به کاری که انجام داده بود، گفت: پروردگارا به‌راستی‌که من با قتل این قبطی بر خودم ستم کردم، پس گناهم را برایم بیامرز، والله آمرزش موسی علیه السلام توسط خویش را بیان می‌فرماید، به‌راستی‌که او تعالی نسبت به بندگان توبه‌کارش بسیار آمرزنده ومهربان است

قَالَ رَبِّ بِمَآ أَنْعَمْتَ عَلَىَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًۭا لِّلْمُجْرِمِينَ ﴿١٧﴾

پس با خبر موسی علیه السلام ادامه داد که در آن گفت: پروردگارا به‌سبب قدرت وحکمت وعلمی که به من ارزانی داشتی هرگز یاور مجرمان در جرم آنها نخواهم بود. ى

فَأَصْبَحَ فِى ٱلْمَدِينَةِ خَآئِفًۭا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا ٱلَّذِى ٱسْتَنصَرَهُۥ بِٱلْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُۥ ۚ قَالَ لَهُۥ مُوسَىٰٓ إِنَّكَ لَغَوِىٌّۭ مُّبِينٌۭ ﴿١٨﴾

پس چون قتل قبطی از او سر زد صبحگاه ترسان در شهر منتظر بود که چه چیزی رخ می‌دهد، ناگهان همان کسی‌که دیروز از او درخواست یاری وکمک در برابر دشمن قبطی‌اش کرده بود در برابر قبطی‌ای دیگر از او کمک می‌طلبید،و موسی علیه السلام به او گفت: به‌راستی‌که تو فریبکار وگمراه آشکاری هستی

فَلَمَّآ أَنْ أَرَادَ أَن يَبْطِشَ بِٱلَّذِى هُوَ عَدُوٌّۭ لَّهُمَا قَالَ يَـٰمُوسَىٰٓ أَتُرِيدُ أَن تَقْتُلَنِى كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًۢا بِٱلْأَمْسِ ۖ إِن تُرِيدُ إِلَّآ أَن تَكُونَ جَبَّارًۭا فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا تُرِيدُ أَن تَكُونَ مِنَ ٱلْمُصْلِحِينَ ﴿١٩﴾

پس وقتی موسی علیه السلام خواست به قبطی که دشمن او ودشمن اسرائیلی بود حمله کند، اسرائیلی گمان کرد که موسی علیه السلام می‌خواهد به او حمله کند چون از او شنید که می‌گفت: ﴿إنك لغوي مبين﴾، از این رو به موسی علیه السلام گفت: آیا می‌خواهی مرا بکشی همان‌گونه که دیروز یک نفر را کشتی، تو نمی‌خواهی جز اینکه ستمکاری بر روی زمین باشی که مردم را بکشی وبه آنها ستم‌کنی ونمی‌خواهی از کسانی باشی که میان نزاع کنندگان اصلاح برقرار می‌کند

وَجَآءَ رَجُلٌۭ مِّنْ أَقْصَا ٱلْمَدِينَةِ يَسْعَىٰ قَالَ يَـٰمُوسَىٰٓ إِنَّ ٱلْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَٱخْرُجْ إِنِّى لَكَ مِنَ ٱلنَّـٰصِحِينَ ﴿٢٠﴾

وهنگامی‌که این خبر منتشر شد ومردی از دورترین نقطۀ شهر برای دلسوزی بر موسی علیه السلام به سرعت آمد، وگفت: ای موسی، سران قوم فرعون در مورد قتل تو با یکدیگر رایزنی می‌کنند پس از شهر برو، زیرا من از خیرخواهان تو هستم ونگرانم از اینکه به تو دست یابند وتو را بکشند. صفحه ۳ از ۱۳ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

فَخَرَجَ مِنْهَا خَآئِفًۭا يَتَرَقَّبُ ۖ قَالَ رَبِّ نَجِّنِى مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ ﴿٢١﴾

آن‌گاه موسی علیه السلام فرمان آن مرد خیرخواه را اجرا کرد، وترسان ودرحالی‌که انتظار می‌کشید چه اتفاقی برایش رخ می‌دهد از شهر خارج شد، واین‌گونه پروردگارش را خواند: پروردگارا مرا از قوم ستمکار نجات بده، تا آسیبی به من نرسانند

وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَآءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَىٰ رَبِّىٓ أَن يَهْدِيَنِى سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ ﴿٢٢﴾

وچون رو به‌سوی مدین پیش رفت گفت: امیدوارم که پروردگارم مرا به بهترین راه راهنمایی کند، واز آن منحرف نشوم

وَلَمَّا وَرَدَ مَآءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةًۭ مِّنَ ٱلنَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ ٱمْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ ۖ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا ۖ قَالَتَا لَا نَسْقِى حَتَّىٰ يُصْدِرَ ٱلرِّعَآءُ ۖ وَأَبُونَا شَيْخٌۭ كَبِيرٌۭ ﴿٢٣﴾

ى ووقتی به آب مدین که از آن آب برمی‌داشتند رسید گروهی از مردم را دید که به دام‌های‌شان آب می‌دادند، وپایین‌تر از آنها، دو زن را دید که گوسفندهای‌شان را از آب بازمی‌دارند تا مردم آب بردارند، موسی علیه السلام به آن دو گفت: چرا همراه مردم آب برنمی‌دارید؟ آن دو به او گفتند: عادت ما این است که درنگ می‌کنیم و آب برنمی‌داریم تا اینکه چوپانان بازگردند؛ تا مبادا با آنها آمیخته شویم، وپدرمان پیری سالخورده است، ونمی‌تواند آب بردارد، پس ما به آب‌ دادن گوسفندانمان ناچاریم

فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰٓ إِلَى ٱلظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّى لِمَآ أَنزَلْتَ إِلَىَّ مِنْ خَيْرٍۢ فَقِيرٌۭ ﴿٢٤﴾

پس به آن دو دلسوزی کرد وگوسفندان‌شان را آب داد، سپس به‌سوی سایه بازگشت ودر آنجا استراحت کرد، وبا اشاره به نیاز خویش پروردگارش را خواند، و گفت: پروردگارا به‌راستی‌که من به هر خیری که برایم بفرستی نیازمندم

فَجَآءَتْهُ إِحْدَىٰهُمَا تَمْشِى عَلَى ٱسْتِحْيَآءٍۢ قَالَتْ إِنَّ أَبِى يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا ۚ فَلَمَّا جَآءَهُۥ وَقَصَّ عَلَيْهِ ٱلْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ ۖ نَجَوْتَ مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ ﴿٢٥﴾

چون آن دو رفتند پدرشان را در مورد موسی علیه السلام باخبر کردند، پس یکی از آن دو را به‌سوی موسی علیه السلام فرستاد تا او را دعوت کند، آن دختر درحالی‌که با حیا راه می‌رفت، گفت: پدرم تو را دعوت می‌کند نزدش بیایی تا مزد اینکه به ما آب دادی را برایت بدهد، وقتی موسی علیه السلام نزد پدر آن دو آمد، واو را از سرگذشت خویش باخبر ساخت، برای آرام‌ کردن موسی علیه السلام به او گفت: نترس که از قوم ستمکار، فرعون وسرانش نجات یافتی، زیرا آنها تسلطی بر مدین ندارند، ونمی‌توانند آزاری به تو برسانند

قَالَتْ إِحْدَىٰهُمَا يَـٰٓأَبَتِ ٱسْتَـْٔجِرْهُ ۖ إِنَّ خَيْرَ مَنِ ٱسْتَـْٔجَرْتَ ٱلْقَوِىُّ ٱلْأَمِينُ ﴿٢٦﴾

یکی از دو دخترش گفت: ای پدرم، او را استخدام کن تا گوسفندانمان را بچراند، زیرا شایستگی این را دارد که او را به کار بگماری؛ چون هم قوی است وهم امانتدار، زیرا آنچه که به آن مکلف شده است را با قدرت انجام می‌دهد، وآنچه را که بر آن امین گماشته شده است با امانتداری حفظ می‌کند

قَالَ إِنِّىٓ أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ٱبْنَتَىَّ هَـٰتَيْنِ عَلَىٰٓ أَن تَأْجُرَنِى ثَمَـٰنِىَ حِجَجٍۢ ۖ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًۭا فَمِنْ عِندِكَ ۖ وَمَآ أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ ۚ سَتَجِدُنِىٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ ﴿٢٧﴾

ه پدر آن دو دختر خطاب به موسی علیه السلام گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را به نکاح تو درآورم، به شرط اینکه مهریۀ او این باشد که هشت سال گوسفندانمان را بچرانی، واگر این مدت را ده سال کامل کنی لطفی از جانب تو است وبه آن مجبور نیستی، زیرا پیمان بر هشت سال بسته شده است، وبیشتر از آن اختیاری است، ومن نمی‌خواهم که تو را به آنچه برایت دشوار است ملزم کنم. - ان‌شاءالله- مرا از نیکوکارانی که به پیمان‌ها وفا می‌کنند، وعهدها را نمی‌شکنند خواهی یافت. صفحه ۴ از ۱۳ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

قَالَ ذَٰلِكَ بَيْنِى وَبَيْنَكَ ۖ أَيَّمَا ٱلْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَٰنَ عَلَىَّ ۖ وَٱللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٌۭ ﴿٢٨﴾

موسی علیه السلام گفت: این پیمانی میان من وتو است که بر آن پیمان بستیم، پس هر یک از دو مدت: هشت یا ده سال را که انجام دادم، به آنچه بر من است وفا کرده‌ام، پس بیشتر از من نخواه، والله بر آنچه که پیمان بستیم وکیل ونگهبان است

۞ فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى ٱلْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِۦٓ ءَانَسَ مِن جَانِبِ ٱلطُّورِ نَارًۭا قَالَ لِأَهْلِهِ ٱمْكُثُوٓا۟ إِنِّىٓ ءَانَسْتُ نَارًۭا لَّعَلِّىٓ ءَاتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍۢ مِّنَ ٱلنَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ ﴿٢٩﴾

پس چون موسی علیه السلام کامل‌ترین آن دو مدت یعنی ده سال را تمام کرد، وخانواده‌اش را از مدین به‌سوی مصر برد در کنار طور آتشی دید، به خانواده‌اش گفت: بایستید، که من آتشی دیدم، شاید از آن خبری برای‌تان بیاورم، یا شعله‌ای از آتش برای‌تان بیاورم تا با آن آتشی برافروزید، وخودتان را در برابر سرما گرم کنید

فَلَمَّآ أَتَىٰهَا نُودِىَ مِن شَـٰطِئِ ٱلْوَادِ ٱلْأَيْمَنِ فِى ٱلْبُقْعَةِ ٱلْمُبَـٰرَكَةِ مِنَ ٱلشَّجَرَةِ أَن يَـٰمُوسَىٰٓ إِنِّىٓ أَنَا ٱللَّهُ رَبُّ ٱلْعَـٰلَمِينَ ﴿٣٠﴾

پس وقتی‌که موسی علیه السلام به آتشی که دیده بود رسید پروردگارش از سمت راست وادی در جایگاهی که الله با سخن‌گفتن با موسی علیه السلام از درخت، آن را برکت داد به او ندا داد: ای موسی همانا من الله پروردگار تمام مخلوقاتن هستم

وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ ۖ فَلَمَّا رَءَاهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَآنٌّۭ وَلَّىٰ مُدْبِرًۭا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ يَـٰمُوسَىٰٓ أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ ۖ إِنَّكَ مِنَ ٱلْـَٔامِنِينَ ﴿٣١﴾

وعصایت را بینداز، آن‌گاه موسی علیه السلام برای اطاعت از امر پروردگارش آن را انداخت، ووقتی عصا را دید که از نظر سرعت همانند ماری حرکت می‌کند و می‌جنبد با فرار وترس از آن پشت کرد، واز گریزش بازنگشت، آن‌گاه پروردگارش به او ندا داد: ای موسی پیش آی، واز آن نترس؛ زیرا تو از این وسایر مواردی که می‌ترسی در امان هستی

ٱسْلُكْ يَدَكَ فِى جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَآءَ مِنْ غَيْرِ سُوٓءٍۢ وَٱضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ ٱلرَّهْبِ ۖ فَذَٰنِكَ بُرْهَـٰنَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِي۟هِۦٓ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمًۭا فَـٰسِقِينَ ﴿٣٢﴾

دست راستت را در گریبانت قرار بده، سفید وبدون پیسی خارج می‌شود. پس موسی علیه السلام دستش را داخل کرد آن‌گاه سفید مانند برف خارج شد. ودستت را به خود بچسبان تا ترس تو آرام گیرد. آن‌گاه موسی علیه السلام دستش را به خویش چسباند وترس از او برطرف شد، پس این دو مورد - عصا ودست- دو حجت فرستاده‌شده از جانب پروردگارت به‌سوی فرعون وسران قومش است، زیرا آنها با کفر وارتکاب گناهان نافرمان الله هستند. قال رب إنى قتلت منهم نفسا فأخاف أن يقتلون

قَالَ رَبِّ إِنِّى قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًۭا فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ﴿٣٣﴾

موسی علیه السلام با توسل به پروردگارش گفت: همانا من یکی از آنها را کشته ام ومی‌ترسم که اگر برای ابلاغ آنچه به آن رسالت یافته‌ام نزدشان بروم مرا بکشند

وَأَخِى هَـٰرُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّى لِسَانًۭا فَأَرْسِلْهُ مَعِىَ رِدْءًۭا يُصَدِّقُنِىٓ ۖ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ ﴿٣٤﴾

وبرادرم هارون از من سخنورتر است پس او را به عنوان یاوری همراه من بفرست تا در سخنم با من موافقت کند، اگر فرعون وقومش مرا تکذیب کردند، همانا من می‌ترسم از اینکه مرا تکذیب کنند چنان‌که این کار عادت امت‌هایی است که رسولان پیش از من به‌سوی آنها فرستاده شدند وآنها را تکذیب کردند. صفحه ۵ از ۱۳ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَـٰنًۭا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا ۚ بِـَٔايَـٰتِنَآ أَنتُمَا وَمَنِ ٱتَّبَعَكُمَا ٱلْغَـٰلِبُونَ ﴿٣٥﴾

الله در پاسخ به دعوت موسی علیه السلام گفت: - ای موسی- به زودی تو را با فرستادن برادرت همراه تو به عنوان رسول ویاور تقویت خواهیم کرد، وحجت و تأییدی برای شما دو نفر قرار می‌دهیم، تا آسیبی که آن را نمی‌پسندید به شما نرسانند، به‌سبب آیات ما که شما را با آنها فرستادیم شما ومؤمنانی که از شما پیروی کنند پیروز هستید

فَلَمَّا جَآءَهُم مُّوسَىٰ بِـَٔايَـٰتِنَا بَيِّنَـٰتٍۢ قَالُوا۟ مَا هَـٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّفْتَرًۭى وَمَا سَمِعْنَا بِهَـٰذَا فِىٓ ءَابَآئِنَا ٱلْأَوَّلِينَ ﴿٣٦﴾

پس وقتی موسی علیه السلام با آیات آشکار ما نزدشان رفت گفتند: این نیست جز دروغی ساختگی که موسی آن را ساخته است، واین را از پدران نخستین خویش نشنیده‌ایم

وَقَالَ مُوسَىٰ رَبِّىٓ أَعْلَمُ بِمَن جَآءَ بِٱلْهُدَىٰ مِنْ عِندِهِۦ وَمَن تَكُونُ لَهُۥ عَـٰقِبَةُ ٱلدَّارِ ۖ إِنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلظَّـٰلِمُونَ ﴿٣٧﴾

وموسی علیه السلام خطاب به فرعون گفت: پروردگارم از فرد راستگویی که راهنمایی‌ای را از جانب او سبحانه آورد آگاه است، ومی‌داند که چه کسی سرانجام خوشی در آخرت دارد، به‌راستی‌که ستمکاران به هدفشان دست نمی‌یابند واز آنچه می‌ترسند نجات پیدا نمی‌کنند

وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرِى فَأَوْقِدْ لِى يَـٰهَـٰمَـٰنُ عَلَى ٱلطِّينِ فَٱجْعَل لِّى صَرْحًۭا لَّعَلِّىٓ أَطَّلِعُ إِلَىٰٓ إِلَـٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّى لَأَظُنُّهُۥ مِنَ ٱلْكَـٰذِبِينَ ﴿٣٨﴾

ى وفرعون خطاب به اشراف قومش گفت: ای سران، معبودی جز خودم برای شما نمی‌شناسم، پس ای هامان برایم بر گل آتش بیفروز تا سخت شود آن‌گاه با آن، بنایی مرتفع برایم بساز تا به معبود موسی بنگرم وبر او اطلاع یابم، وبه‌راستی‌که من گمان می‌کنم موسی در این امر که ادعا می‌کند فرستاده‌ای از جانب الله به‌سوی من وقومم است دروغگو است

وَٱسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُۥ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ وَظَنُّوٓا۟ أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ ﴿٣٩﴾

وتکبر فرعون ولشکریانش زیاد شد وبدون هیچ حقی در سرزمین مصر ادعای برتری نمودند، ورستاخیز را انکار کردند، وپنداشتند که در روز قیامت برای حسابرسی وکیفر به‌سوی ما بازگردانده نمی‌شوند

فَأَخَذْنَـٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذْنَـٰهُمْ فِى ٱلْيَمِّ ۖ فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلظَّـٰلِمِينَ ﴿٤٠﴾

پس او ولشکریانش را گرفتیم وآنها را غرق‌شده در دریا انداختیم تا اینکه همگی نابود شدند، پس - ای رسول- بیندیش که سرانجام ونهایت ستمکاران چگونه بود، به تحقیق که سرانجام ونهایت آنها نابودی بوده است

وَجَعَلْنَـٰهُمْ أَئِمَّةًۭ يَدْعُونَ إِلَى ٱلنَّارِ ۖ وَيَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ لَا يُنصَرُونَ ﴿٤١﴾

وآنها را پیشوای طغیانگران وگمراهان قرار دادیم که با انتشار کفر وگمراهی به‌سوی جهنم فرامی‌خواندند، وروز قیامت برای رهایی از عذاب یاری نمی‌شوند، بلکه به خاطر سنت‌های بدی که به جای گذاشتند، وگمراهی‌هایی که به آن فراخواندند عذاب بر آنها دوچندان می‌شود، وهم گناه عمل خودشان به این امور وهم گناه کسانی‌که در عمل به آن از آنها پیروی کردند برای‌شان نوشته می‌شود

وَأَتْبَعْنَـٰهُمْ فِى هَـٰذِهِ ٱلدُّنْيَا لَعْنَةًۭ ۖ وَيَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ هُم مِّنَ ٱلْمَقْبُوحِينَ ﴿٤٢﴾

وافزون بر کیفرشان در این دنیا آنها را خوار ومطرود قرار دادیم، وروز قیامت از سرزنش‌ شدگان ورانده‌ شدگان از رحمت الله هستند. صفحه ۶ از ۱۳ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَـٰبَ مِنۢ بَعْدِ مَآ أَهْلَكْنَا ٱلْقُرُونَ ٱلْأُولَىٰ بَصَآئِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًۭى وَرَحْمَةًۭ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿٤٣﴾

وبه تحقیق پس از اینکه رسولانمان را به‌سوی امت‌های پیشین فرستادیم وآنها را تکذیب کردند، آن‌گاه آنها را به‌سبب تکذیب رسولان نابود کردیم، تورات را به موسی علیه السلام دادیم، که در آن، امور مفید را به مردم می‌شناساند تا به آن عمل کنند، وامور مضر را به آنها می‌شناساند تا آن را ترک کنند، ودر آن، راهنمایی آنها به‌سوی خیر است، وبه‌سبب خیر دنیا وآخرت که در آن وجود دارد، رحمتی است تا نعمت‌های الله بر خودشان را به یاد آورند آن‌گاه شکر الله را بگزارند وبه او تعالی ایمان آورند

وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ ٱلْغَرْبِىِّ إِذْ قَضَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَى ٱلْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ ٱلشَّـٰهِدِينَ ﴿٤٤﴾

و- ای رسول- تو در سمت غربی کوه نسبت به موسی علیه السلام حاضر نبودی آن‌گاه که رسالت موسی علیه السلام به‌سوی فرعون وسرانش را به او اطلاع دادیم، واز حاضران نبودی تا از آن باخبر باشی وبر مردم حکایت کنی، پس آنچه به مردم خبر می‌دهی، وحی الله به‌سوی توست

وَلَـٰكِنَّآ أَنشَأْنَا قُرُونًۭا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ ٱلْعُمُرُ ۚ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًۭا فِىٓ أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَـٰتِنَا وَلَـٰكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ﴿٤٥﴾

اما ما امت‌ها ومردمانی را پس از موسی علیه السلام پدید آوردیم، که زمان بر آنها دور ودراز شد تا اینکه پیمان‌های الله را فراموش کردند، وتو در میان ساکنان مدین مقیم نبودی تا آیات ما را بر آنها بخوانی، اما تو را از جانب خویش فرستادیم، وقصۀ موسی علیه السلام واقامت او در مدین را به تو وحی کردیم، وبه آنچه الله از آن به‌سوی تو وحی کرد به مردم حکایت کردی

وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ ٱلطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَـٰكِن رَّحْمَةًۭ مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًۭا مَّآ أَتَىٰهُم مِّن نَّذِيرٍۢ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿٤٦﴾

يتذك رون ودر کنار طور نبودی آن‌گاه که به موسی علیه السلام ندا دادیم وآنچه را که لا زم بود به او وحی کردیم تا آن را حکایت کنی، اما تو را رحمتی از سوی پروردگارت برای مردم فرستادیم، واین قصه را به تو وحی کردیم تا مردمی را که پیش از تو رسولی نزدشان نیامده است انذار دهی تا پند بگیرند، آن‌گاه به آنچه از جانب الله سبحانه برای‌شان آورده‌ای ایمان بیاورند

وَلَوْلَآ أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةٌۢ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا۟ رَبَّنَا لَوْلَآ أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًۭا فَنَتَّبِعَ ءَايَـٰتِكَ وَنَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿٤٧﴾

واگر نبود که چون به‌سبب کفر وگناهانی که بر آن هستند کیفری الهی به آنها برسد، وبا استدلال به عدم ارسال رسول به‌سوی آنها بگویند: چرا رسولی به‌سوی ما نفرستادی تا آیات تو را پیروی وبه آنها عمل کنیم، واز مؤمنان عامل به فرمان پروردگارشان باشیم، اگر این امر نبود به‌طور قطع در عذاب آنها شتاب می‌کردیم، اما عذاب‌شان را به تأخیر انداختیم تا با فرستادن رسولان به سوی‌شان، حجت خویش را بر آنها تمام کنیم

فَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا۟ لَوْلَآ أُوتِىَ مِثْلَ مَآ أُوتِىَ مُوسَىٰٓ ۚ أَوَلَمْ يَكْفُرُوا۟ بِمَآ أُوتِىَ مُوسَىٰ مِن قَبْلُ ۖ قَالُوا۟ سِحْرَانِ تَظَـٰهَرَا وَقَالُوٓا۟ إِنَّا بِكُلٍّۢ كَـٰفِرُونَ ﴿٤٨﴾

پس چون محمد صلی الله علیه وسلم با رسالت از جانب پروردگارش نزد قریش آمد آنها در مورد پیامبر صلی الله علیه وسلم از یهود پرسیدند ویهود این شبهه را بر آنها القا کردند وگفتند: چرا آیات دلالت‌کننده بر رسالت از جانب پروردگار مانند دست وعصا که به موسی داده شد، به محمد داده نشده است، - ای رسول- در پاسخ آنها بگو: آیا یهودیان به آنچه که پیش از این به موسی داده شده است کفر نورزیده‌اند، ودر مورد تورات وقرآن گفتند: به‌راستی‌که اینها، دو سحر هستند که یکدیگر را تقویت می‌کنند، وگفتند: به‌راستی‌که ما به هر یک از تورات وقرآن کافر هستیم؟! صفحه ۷ از ۱۳ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

قُلْ فَأْتُوا۟ بِكِتَـٰبٍۢ مِّنْ عِندِ ٱللَّهِ هُوَ أَهْدَىٰ مِنْهُمَآ أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ ﴿٤٩﴾

ای رسول- به اینها بگو: کتابی نازل‌شده از جانب الله بیاورید که از تورات وقرآن هدایت‌کننده‌تر باشد، که اگر آن را آوردید از آن پیروی می‌کنم اگر در این ادعا تورات وقرآن دو سحر هستند راستگو می‌باشید

فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا۟ لَكَ فَٱعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَآءَهُمْ ۚ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ ٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ بِغَيْرِ هُدًۭى مِّنَ ٱللَّهِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّـٰلِمِينَ ﴿٥٠﴾

پس اگر قریش درخواست تو برای آوردن کتابی هدایت‌کننده‌تر از تورات وقرآن را اجابت نکردند پس به یقین بدان که تکذیب تورات وقرآن توسط آنها بر اساس دلیل نیست، وفقط برخاسته از پیروی هوس است، وهیچ‌کس گمراه‌تر از کسی نیست که بدون هدایتی از جانب الله سبحانه از هوس خویش پیروی می‌کند، به‌راستی‌که الله مردمی را که به‌سبب کفرشان به الله بر خویشتن ستم روا می‌دارند به هدایت وراه راست توفیق نمی‌دهد

۞ وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ ٱلْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿٥١﴾

وبه تحقیق که سخن قصه‌های پیشین را به مشرکان ویهودیان بنی‌اسرائیل رساندیم، ووقتی‌که رسولانمان را تکذیب کردند عذاب را بر آنها فرو نفرستادیم، تا از آن پند بگیرند وایمان بیاورند که آنچه به امت‌های پیشین رسید به آنها نرس د

ٱلَّذِينَ ءَاتَيْنَـٰهُمُ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلِهِۦ هُم بِهِۦ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٢﴾

کسانی‌که قبل از نزول قرآن بر ایمان به تورات استوار ماندند به دلیل خبردادن به قرآن وتوصیف آن که در کتاب‌های‌شان می‌یابند به قرآن ایمان می‌آورند

وَإِذَا يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِهِۦٓ إِنَّهُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّنَآ إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِۦ مُسْلِمِينَ ﴿٥٣﴾

وهنگامی‌که قرآن بر آنها خوانده می‌شود می‌گویند: به آن ایمان آوردیم به‌راستی آن حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، واز جانب پروردگارمان نازل شده است، به‌راستی‌که ما پیش از این قرآن، مسلمان بودیم زیرا به آنچه رسولان آورده بودند ایمان داشتیم

أُو۟لَـٰٓئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا۟ وَيَدْرَءُونَ بِٱلْحَسَنَةِ ٱلسَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَـٰهُمْ يُنفِقُونَ ﴿٥٤﴾

اینها که صفات مذکور را دارند به‌سبب صبر بر ایمان به کتاب‌هایشان، وایمان آنها به محمد صلی الله علیه وسلم آن‌گاه که مبعوث شد، وگناهانی را که کسب کرده‌اند با نیکی‌های اعمال صالح خویش دفع می‌کنند، واز آنچه که به آنها روزی داده‌ایم در راه‌های خیر انفاق می‌کنند الله پاداش عمل‌شان را دو بار به آنها می‌دهد

وَإِذَا سَمِعُوا۟ ٱللَّغْوَ أَعْرَضُوا۟ عَنْهُ وَقَالُوا۟ لَنَآ أَعْمَـٰلُنَا وَلَكُمْ أَعْمَـٰلُكُمْ سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِى ٱلْجَـٰهِلِينَ ﴿٥٥﴾

واین مؤمنان اهل کتاب هرگاه سخن باطلی بشنوند بدون اهمیت از آن روی می‌گردانند وخطاب به اصحاب سخن باطل می‌گویند: برای ما پاداش اعمال خودمان است، وبرای شما پاداش اعمال خودتان است، از ناسزاگویی وآسیب ما در امان هستید، وهمنشینی با جاهلان به‌سبب زیان وآسیبی که بر دین ودنیا دارد سزاوار ما نیست

إِنَّكَ لَا تَهْدِى مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ يَهْدِى مَن يَشَآءُ ۚ وَهُوَ أَعْلَمُ بِٱلْمُهْتَدِينَ ﴿٥٦﴾

ای رسول- در حقیقت تو نمی‌توانی هرکس مانند ابوطالب وسایر کسانی را که دوست داری با راهنمایی به ایمان هدایت کنی، اما الله، تنها ذاتی است که هرکس را بخواهد به هدایت توفیق می‌دهد، واو تعالی بر اساس علم ازلی خویش آگاه‌تر است که چه کسانی به راه راست هدایت می‌شوند. صفحه ۸ از ۱۳ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

وَقَالُوٓا۟ إِن نَّتَّبِعِ ٱلْهُدَىٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَآ ۚ أَوَلَمْ نُمَكِّن لَّهُمْ حَرَمًا ءَامِنًۭا يُجْبَىٰٓ إِلَيْهِ ثَمَرَٰتُ كُلِّ شَىْءٍۢ رِّزْقًۭا مِّن لَّدُنَّا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٥٧﴾

من لدنا ولكن أكثرهم لا يعلمون ومشرکان ساکن مکه با آوردن بهانه در پیروی از اسلام وایمان به آن، گفتند: اگر از این اسلام که تو آورده‌ای پیروی کنیم دشمنانمان به سرعت ما را از سرزمین خودمان می‌رانند، آیا این مشرکان را در حرمی قرار نداده‌ایم که ریختن خون وستم در آن حرام است، ودر آن از تجاوز دیگران در امان هستند، ومیوه‌های هر چیزی به عنوان روزی از جانب ما که به‌سوی آنها می‌فرستیم به آنجا کشانده می‌شود؟! اما بیشتر آنها از نعمت‌هایی که الله بر آنها ارزانی داشته است آگاه نیستند تا در قبال آن شکر او تعالی را به جای آورند

وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍۭ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا ۖ فَتِلْكَ مَسَـٰكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّنۢ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًۭا ۖ وَكُنَّا نَحْنُ ٱلْوَٰرِثِينَ ﴿٥٨﴾

وچه بسیار شهرهایی که بر نعمت الله بر خویش ناسپاسی کردند ودر گناهان ومعاصی زیاده‌روی کردند، آن‌گاه عذابی را بر آنها فرستادیم وآنها را با آن عذاب نابود کردیم، این مساکن ویران‌شدۀ آنها است که مردم بر آنها می‌گذرند وپس از ساکنان آنها کسی جز شمار اندکی از برخی رهگذران در آنها سکونت نکرده است، وما وارثانی هستیم که آسمان‌ها وزمین وتمام کسانی را‌که در آنها هستند به ارث می‌بریم

وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ ٱلْقُرَىٰ حَتَّىٰ يَبْعَثَ فِىٓ أُمِّهَا رَسُولًۭا يَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَـٰتِنَا ۚ وَمَا كُنَّا مُهْلِكِى ٱلْقُرَىٰٓ إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَـٰلِمُونَ ﴿٥٩﴾

ظلمون و- ای رسول- پروردگارت هرگز شهرها را ویران نکرده است مگر پس از فرستادن رسولی در شهر بزرگ آنها تا عذری برای‌شان باقی نماند چنان‌که تو را در ام‌القری، یعنی مکه، فرستاد وما هرگز ساکنان شهرها را درحالی‌که بر راه حق قرار داشته‌اند نابود نکرده‌ایم، بلکه فقط در صورتی آنها را نابود می‌کنیم که با کفر وارتکاب گناهان ستمکار باشند

وَمَآ أُوتِيتُم مِّن شَىْءٍۢ فَمَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَزِينَتُهَا ۚ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ وَأَبْقَىٰٓ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٦٠﴾

وآنچه که پروردگارتان به شما داده از مواردی است که در زندگی دنیا از آنها بهره‌مند می‌شوید وخودتان را می‌آرایید سپس از بین می‌رود، وپاداش بزرگی که در آخرت نزد الله است از کالا وزیور دنیا بهتر وماندگارتر است، پس آیا در این امر نمی‌اندیشید، تا باقی را بر فانی ترجیح دهید؟!

أَفَمَن وَعَدْنَـٰهُ وَعْدًا حَسَنًۭا فَهُوَ لَـٰقِيهِ كَمَن مَّتَّعْنَـٰهُ مَتَـٰعَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ مِنَ ٱلْمُحْضَرِينَ ﴿٦١﴾

آیا کسی که به او، بهشت ونعمت های ماندگار اخروی، وعده داده ایم وبی گمان به آنجا خواهد رسید، همانند کسی است که مال وزینت دنیوی را برای بهره مندی به او داده ایم ودر روز قیامت از داخل شدگان به دوزخ است؟!

وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآءِىَ ٱلَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿٦٢﴾

وروزی‌که پروردگارشان این‌گونه به آنها ندا می‌زند: کجایند شریکانم که آنها را به جای من عبادت می‌کردید وادعا می‌کردید که شریکان من هستند؟

قَالَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ ٱلْقَوْلُ رَبَّنَا هَـٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَغْوَيْنَآ أَغْوَيْنَـٰهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَآ إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوٓا۟ إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿٦٣﴾

دعوتگران به سوی کفر که عذاب بر آنان واجب شده است، می گویند: پروردگارا اینان کسانی هستند که ما آنان را گمراه کردیم، همان گونه كه ما گمراه شديم آنان را نيز گمراه كردیم، از آنان به سوی تو بیزاری می جوییم، آنان ما را عبادت نمی کردند بلكه تنها شیاطین را پرستش می کردند. صفحه ۹ از ۱۳ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

وَقِيلَ ٱدْعُوا۟ شُرَكَآءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا۟ لَهُمْ وَرَأَوُا۟ ٱلْعَذَابَ ۚ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا۟ يَهْتَدُونَ ﴿٦٤﴾

وبه آنها گفته می‌شود: شریکان‌تان را فراخوانید تا شما را از ذلتی که در آن هستید برهانند، آن‌گاه شریکان‌شان را می‌خوانند اما ندای‌شان را پاسخ نمی‌دهند، وعذاب آماده برای خودشان را می‌بینند، آن‌گاه آرزو می‌کنند که ای کاش در دنیا از هدایت‌یافتگان به راه حق بودند

وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَآ أَجَبْتُمُ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿٦٥﴾

وروزی‌که پروردگارشان این‌گونه بر آنها ندا می‌زند: به رسولانم که آنها را به‌سوی شما فرستادم چه پاسخی دادید؟

فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ ٱلْأَنۢبَآءُ يَوْمَئِذٍۢ فَهُمْ لَا يَتَسَآءَلُونَ ﴿٦٦﴾

آن‌گاه چون یقین پیدا می‌کنند که به‌سوی عذاب رانده می‌شوند از هراس آسیبی که در آن هستند آنچه را که به‌ آن استدلال می‌کردند بر آنها پوشیده می‌ماند ونه می‌توانند چیزی بگویند، ونه می‌توانند از یکدیگر بپرسند

فَأَمَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا فَعَسَىٰٓ أَن يَكُونَ مِنَ ٱلْمُفْلِحِينَ ﴿٦٧﴾

اما هر یک از این مشرکان که از کفرش توبه کند وبه الله ورسولش ایمان آورد، وعمل صالح انجام دهد؛ امید است که از دست‌یافتگان به آنچه می‌طلبند، و نجات‌یافتگان از آنچه از آن می‌ترسند باشد

وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ ٱلْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَـٰنَ ٱللَّهِ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٦٨﴾

و- ای رسول- پروردگار تو آنچه را که بخواهد بیافریند می‌آفریند، وهرکس را که بخواهد برای طاعت ونبوت خویش برمی‌گزیند، ومشرکان اختیاری ندارند تا بر الله اعتراض کنند، واو سبحانه از شریکانی که همراه او عبادت می‌کنند پاک ومنزه است. وربك يعلمما تكن صدورهم وما يعلنون

وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿٦٩﴾

وپروردگار از آنچه که سینه‌های‌شان پنهان وآشکار می‌کند آگاه است، وذره‌ای از آن بر او تعالی پوشیده نمی‌ماند، وبه‌زودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد

وَهُوَ ٱللَّهُ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ ٱلْحَمْدُ فِى ٱلْأُولَىٰ وَٱلْـَٔاخِرَةِ ۖ وَلَهُ ٱلْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٧٠﴾

واو الله سبحانه است که هیچ معبود برحقی جز او نیست، تمام ستایش‌ها در دنیا، ودر آخرت فقط از آن اوست، وحکم قابل اجرا که هیچ بازگرداننده‌ای ندارد برای اوست، ودر روز قیامت برای حسابرسی وجزا فقط به‌سوی او بازگردانده می‌شوید

قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن جَعَلَ ٱللَّهُ عَلَيْكُمُ ٱلَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ مَنْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ ٱللَّهِ يَأْتِيكُم بِضِيَآءٍ ۖ أَفَلَا تَسْمَعُونَ ﴿٧١﴾

ای رسول- به این مشرکان بگو: به من خبر دهید اگر الله شب را بر شما جاویدان ومستمر قرار دهد، وتا روز قیامت ادامه یابد، کدام معبود غیر از الله روشنایی‌ای مانند روشنایی روز برای‌تان می‌آورد؟! پس آیا این حجت‌ها را نمی‌شنوید، ونمی‌‌دانید که هیچ معبودی جز الله نیست که آن را برای‌تان‌بیاورد؟!

قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن جَعَلَ ٱللَّهُ عَلَيْكُمُ ٱلنَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ مَنْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ ٱللَّهِ يَأْتِيكُم بِلَيْلٍۢ تَسْكُنُونَ فِيهِ ۖ أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿٧٢﴾

تبصرون - ای رسول- به آنها بگو: به من خبر دهید اگر الله تا روز قیامت روز را بر شما همیشگی گرداند، کدام معبود غیر از الله شبی که در آن آرام گیرید برای‌تان می‌آورد تا از خستگی کار در روز، استراحت کنید؟! پس آیا این آیات را نمی‌بینید، ونمی‌دانید که هیچ معبودی جز الله نیست که تمام این نشانه‌ها را برای‌تان بیاورد؟! صفحه ۱۰ از ۱۳ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

وَمِن رَّحْمَتِهِۦ جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا۟ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿٧٣﴾

و- ای مردم- از مظاهر رحمت او تعالی این است که شب را برای‌تان تاریک قرار داد؛ تا پس از اینکه از کار در روز خسته شدید در آن آرام گیرید، وروز را برای‌تان روشنایی‌بخش قرار داد؛ تا در آن به جستجوی روزی بکوشید، وتا شکر نعمت‌های الله بر خویش را بگذارید وناسپاسی نکنید

وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآءِىَ ٱلَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿٧٤﴾

وروزی‌که پروردگارشان این‌گونه بر آنها ندا می‌زند: کجایند شریکانم که آنها را به جای من عبادت می‌کردید، وگمان می‌کردید که شریکان من هستند؟

وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍۢ شَهِيدًۭا فَقُلْنَا هَاتُوا۟ بُرْهَـٰنَكُمْ فَعَلِمُوٓا۟ أَنَّ ٱلْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَ ﴿٧٥﴾

واز هر امتی پیامبرش را حاضر می‌کنیم که به کفر وتکذیبی که بر آن بودند گواهی می‌دهد، آن‌گاه به تکذیب‌ کنندگان این امت‌ها می‌گوییم: حجت‌ها ودلایل خویش را بر کفر وتکذیبی که بر آن بودید بیاورید، آن‌گاه حجت‌های‌شان بریده می‌شود وبه یقین می‌دانند که حقیقتی که هیچ تردیدی در آن نیست برای الله است، وشریکانی را که برای او سبحانه می‌ساختند از آنها پنهان می‌شود

۞ إِنَّ قَـٰرُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ ۖ وَءَاتَيْنَـٰهُ مِنَ ٱلْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلْعُصْبَةِ أُو۟لِى ٱلْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُۥ قَوْمُهُۥ لَا تَفْرَحْ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْفَرِحِينَ ﴿٧٦﴾

به‌راستی‌که قارون از قوم موسی بود که بر آنها تکبر ورزید، واز گنج‌های اموال آنقدر به او دادیم که حمل کلیدهای گنجینه‌هایش بر گروهی نیرومند سنگینی می‌کرد، آن‌گاه که قومش به او گفتند: بیش از حد شادی نکن؛ زیرا الله کسانی را که بیش از حد شادی وسرمستی می‌کنند دوست ندارد، بلکه بر آنها خشم می‌گیرد وآنها را بر این کار عذاب می‌کند

وَٱبْتَغِ فِيمَآ ءَاتَىٰكَ ٱللَّهُ ٱلدَّارَ ٱلْـَٔاخِرَةَ ۖ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ ٱلدُّنْيَا ۖ وَأَحْسِن كَمَآ أَحْسَنَ ٱللَّهُ إِلَيْكَ ۖ وَلَا تَبْغِ ٱلْفَسَادَ فِى ٱلْأَرْضِ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ ﴿٧٧﴾

ودر اموالی که الله به تو داده است پاداش سرای آخرت را بجوی؛ به این‌گونه که آن را در راه‌های خیر انفاق کن، وسهم خویش از خوردن ونوشیدن وپوشیدن سایر نعمت‌ها، بدون اسراف وزیاده‌روی، فراموش نکن، وهمچنان‌که الله سبحانه به تو نیکی کرده است با پروردگارت وبندگان او به نیکی رفتار کن، وبا ارتکاب گناهان وترک طاعات در زمین فساد مجوی، زیرا الله فسادکاران در زمین با ارتکاب گناهان وترک طاعات را دوست ندارد، بلکه بر آنها خشم می‌گیرد

قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلْمٍ عِندِىٓ ۚ أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ ٱللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِۦ مِنَ ٱلْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةًۭ وَأَكْثَرُ جَمْعًۭا ۚ وَلَا يُسْـَٔلُ عَن ذُنُوبِهِمُ ٱلْمُجْرِمُونَ ﴿٧٨﴾

قارون گفت: جز این نیست که این اموال به خاطر علم وقدرتی که دارم به من داده شده است، پس من استحقاق آن را دارم. آیا قارون ندانسته بود که الله پیش از او امت‌هایی را نابود کرده است که از او قدرت بیشتری داشتند ومال بیشتری جمع کرده بودند؟! اما نه قدرت‌شان بر آنها سودی رساند ونه اموال‌شان، ودر روز قیامت مجرمان در مورد گناهان‌شان مورد سوال قرار نمی‌گیرند زیرا الله از گناهان آنها آگاه است، وسوال‌کردن از آنها برای سرزنش وتوبیخ است

فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ فِى زِينَتِهِۦ ۖ قَالَ ٱلَّذِينَ يُرِيدُونَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا يَـٰلَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِىَ قَـٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍۢ ﴿٧٩﴾

عظيم پس قارون برای نمایاندن ابهتش، در زیور خویش خارج شد، کسانی از اصحاب قارون که در زیور زندگی دنیا طمع می‌ورزیدند گفتند: کاش از زیور دنیا مثل آنچه که به قارون داده شده است به ما داده می‌شد، به‌راستی‌که قارون دارای سهمی کافی وبزرگ است. صفحه ۱۱ از ۱۳ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ لِّمَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا وَلَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلصَّـٰبِرُونَ ﴿٨٠﴾

وکسانی‌که علم به آنها داده شده بود وقتی قارون را در زیورش دیدند وآنچه را که اصحابش آرزو کردند شنیدند گفتند: وای بر شما! پاداش الله در آخرت، و نعمت‌هایی که برای کسی‌که به او ایمان آورد وعمل صالح انجام دهد آماده کرده است، بهتر است از زیور دنیا که به قارون داده شده است، وبرای گفتن این سخن وعمل به اقتضای آن توفیق داده نمی‌شوند مگر شکیبایانی که بر ترجیح‌ دادن پاداشی که نزد الله است بر کالای نابودشدنی دنیا شکیبایی می‌کنند

فَخَسَفْنَا بِهِۦ وَبِدَارِهِ ٱلْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُۥ مِن فِئَةٍۢ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُنتَصِرِينَ ﴿٨١﴾

آن‌گاه برای انتقام از قارون به‌سبب سرکشی‌اش، او وخانه‌اش وکسانی‌که در آن بودند را در زمین فرو بردیم، پس گروهی نداشت که او را در برابر الله یاری رساند، و خودش نیز نتوانست از خویش دفاع کند

وَأَصْبَحَ ٱلَّذِينَ تَمَنَّوْا۟ مَكَانَهُۥ بِٱلْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ ٱللَّهَ يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ وَيَقْدِرُ ۖ لَوْلَآ أَن مَّنَّ ٱللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا ۖ وَيْكَأَنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلْكَـٰفِرُونَ ﴿٨٢﴾

وکسانی‌که قبل از فروبردن لقمان در زمین مال وزینت او را آرزو می‌کردند، صبح حسرت‌خورده وپندگیرنده می‌گفتند: آیا ندانسته بودیم که الله روزی را برای هرکس از بندگانش که بخواهد می‌گستراند، وآن را برای هرکس از آنها که بخواهد محدود می‌گرداند؟! اگر الله بر ما منت ننهاده بود که ما را به‌سبب آنچه گفتیم مجازات نکرد؛ به‌طور قطع همان‌گونه که قارون را در زمین فرو برد ما را نیز در زمین فرو می‌برد، به‌راستی‌که کافران، نه در دنیا ونه در آخرت، رستگار نمی‌شوند، بلکه مقصد وسرانجام آنها تباهی در دنیا وآخرت است. و

تِلْكَ ٱلدَّارُ ٱلْـَٔاخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّۭا فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا فَسَادًۭا ۚ وَٱلْعَـٰقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٨٣﴾

آن سرای آخرت را سرای نعمت‌ها وتکریم قرار داده‌ایم برای کسانی‌که خواستار گردنکشی در برابر ایمان به حق وپیروی از آن، وفساد در روی زمین نیستند، و سرانجام نیکو یعنی نعمت‌های بهشتی، ورضایت الله در آنجا برای کسانی است که با اجرای اوامر واجتناب از نواهی پروردگارشان، تقوای او تعالی را پیشه می‌کنند

مَن جَآءَ بِٱلْحَسَنَةِ فَلَهُۥ خَيْرٌۭ مِّنْهَا ۖ وَمَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى ٱلَّذِينَ عَمِلُوا۟ ٱلسَّيِّـَٔاتِ إِلَّا مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿٨٤﴾

هر‌کس در روز قیامت یک نیکی - از نماز وزکات وروزه وسایر نیکی‌ها- بیاورد جزایی بهتر از آن نیکی برایش است چون آن نیکی برایش تا ده نیکی همانند آن افزوده می‌شود، وهرکس در روز قیامت یک بدی - از کفر ورباخواری وزنا وسایر بدی‌ها بیاورد- به کسانی‌که بدی‌ها را مرتکب شده‌اند جز مثل آن چیزی‌که انجام داده‌اند جزا داده نمی‌شود؛ بدون افزایش

إِنَّ ٱلَّذِى فَرَضَ عَلَيْكَ ٱلْقُرْءَانَ لَرَآدُّكَ إِلَىٰ مَعَادٍۢ ۚ قُل رَّبِّىٓ أَعْلَمُ مَن جَآءَ بِٱلْهُدَىٰ وَمَنْ هُوَ فِى ضَلَـٰلٍۢ مُّبِينٍۢ ﴿٨٥﴾

در حقیقت همان ذاتی‌که قرآن را بر تو نازل کرد وتبلیغش وعمل به آن را بر تو فرض گرداند به‌طور قطع تو را پیروزمندانه به مکه بازمی‌گرداند، - ای رسول- به مشرکان بگو: پروردگارم بهتر می‌داند که چه کسی هدایت را آورده، وچه کسی در گمراهی آشکاری از هدایت وحقیقت قرار دارد

وَمَا كُنتَ تَرْجُوٓا۟ أَن يُلْقَىٰٓ إِلَيْكَ ٱلْكِتَـٰبُ إِلَّا رَحْمَةًۭ مِّن رَّبِّكَ ۖ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًۭا لِّلْكَـٰفِرِينَ ﴿٨٦﴾

و-ای پیامبر- بیندیش که -قبل از بعثت- انتظار نداشتی که قرآن از جانب پروردگار به تو وحی شود، بلكه رحمتى از جانب پروردگارت ایجاب کرد که بر تو نازل شود، پس در گمراهی که کافران بر آن هستند، یاری رسان آنان نباش. صفحه ۱۲ از ۱۳ moc.hgelp بلغ قرآن کریم · تفسیر

وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنْ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنزِلَتْ إِلَيْكَ ۖ وَٱدْعُ إِلَىٰ رَبِّكَ ۖ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ ﴿٨٧﴾

ونباید این مشرکان تو را از آیات الله پس از اینکه بر تو نازل شد بازدارند تا تلاوت وتبلیغ آنها را رها کنی، ومردم را به‌سوی ایمان به الله وتوحید او وعمل به شریعتش دعوت کن، واز مشرکانی که همراه الله غیر او را عبادت می‌کنند مباش، بلکه از موحدین ویکتاپرستانی باش که فقط الله یگانه را عبادت می‌کنند

وَلَا تَدْعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَـٰهًا ءَاخَرَ ۘ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ كُلُّ شَىْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُۥ ۚ لَهُ ٱلْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٨٨﴾

وجز الله معبودی همراه او تعالی عبادت نکن، هیچ معبود برحقی جز او نیست، همه‌چیز جز وجه او سبحانه نابود شونده است، وحکم فقط از آن اوست که به هرچه بخواهد حکم می‌کند، ودر روز قیامت برای حسابرسی وجزا فقط به‌سوی او بازگردانیده می‌شوید. صفحه ۱۳ از ۱۳ moc.hgelp

بیاموز · القصص — Al-Qasas

دنبال کن · تکرار کن · از حفظ بخوان · بدون ثبت‌نام

تفسیر · 31 زبان